پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

خاطرات استاد انصاریان از محرم 1342

خاطرات استاد انصاریان از محرم 1342

عصر روز عاشورای سال 42؛ امام خمینی در قم سخنرانی پرحرارتی ایراد كردند و شاه را هیچ و پوچ شمرده و او را "مردك" خطاب كردند و فرمودند:« من تو را نصیحت می كنم یك كاری نكنی كه تو را بیرون كنم. اگر یك روز تو را از مملكت بیرون كنم مردم ایران شادی و پایكوبی می كنند.»

پانزده خرداد 1342 مصادف با ایام محرم بود؛ طبق معمول دو- سه روز قبل از محرم درس های حوزه علمیه قم تعطیل شد و من به تهران آمدم. در دهه محرم در منزل حاج میرزا اسماعیل اربابی كه فردی وارسته و متدین بود و در محله امام زاده یحیی سكونت داشت هر روز مجلس برقرار بود و علمای بزرگی چون علامه امینی آیت الله العظمی وحید خراسانی آیت الله فلسفی و ... شركت می كردند. من دهه محرم هر سال در مجلس ایشان حضور داشته و خدمت می كردم. در طول دهه محرم از صبح تا ظهر من در آن مجلس بودم و شب ها در مجلس روضه مسجد حاج ابوالفتح شركت می كردم. در این مسجد حاج مهدی عراقی كه شخصیتی مركب از نواب صفوی خلیل طهماسبی و سید عبدالحسین واحدی داشت و تند و تیز و انقلابی بود دست اندركار مجلس بود. وی و دوستانش با قم نیز در تماس بودند و مقدمات تظاهرات عاشورا را فراهم می كردند. حاج مهدی عراقی اصلا اهل تقیه نبود و همه كارهایش از جمله نشر اعلامیه ها سخنرانی ها و به راه انداختن تظاهرات علنی بود. او در پخش اعلامیه امام خمینی علیه مصونیت مستشاران آمریكائی نیز بسیار فعالیت می كرد و... .

سیزدهم خرداد 42 كه مصادف با عصر روز عاشورا بود؛ امام خمینی در قم سخنرانی پرحرارتی ایراد كردند و شاه را هیچ و پوچ شمرده و او را مردك خطاب كردند و فرمودند:« من تو را نصیحت می كنم یك كاری نكنی كه تو را بیرون كنم. اگر یك روز تو را از مملكت بیرون كنم مردم ایران شادی و پایكوبی می كنند.»

صبح روز پانزدهم خرداد كه مصادف با دوازدهم محرم بود من به قصد شركت در مجالس روضه بازار از مادرم خداحافظی كردم و از خانه بیرون آمدم؛ همان اول صبح در تمام شهر خبر پیچیده بود كه حضرت امام را دستگیر كرده اند.

بدین ترتیب مجالس روضه به هم خورد و مردم سراسیمه به خیابان ها ریختند. اوج تظاهرات مردمی كه من در وسط آن بودم خیابان بوذرجمهری و میدان ارك بود؛ در حال شعار دادن بودیم كه تیراندازی شروع شد و رگبار مسلسل بر سر مردم بارید.

پیر مرد 70 ساله ای جلوی ما قرار داشت كه با تمام وجود و با فریاد بلند شعار می داد؛ ناگاه تیری به گلوی او نشست و خون فواره زد و بر زمین افتاد و شهید شد. تیراندازی و جنگ و گریز تا ساعت 2 بعد از ظهر همچنان ادامه داشت. مادران سراسیمه به دنبال بچه های خود به خیابان ها ریخته به این طرف و آن طررف می دویدند. در آن زمان شایع شد كه در سراسر ایران بویژه در مشهد شیراز باقرآباد ورامین قم و تهران تظاهرات گسترده ای صورت گرفته به گونه ای كه در آنروز حدود 15 هزار نفر شهید شدند.

برگرفته از كتاب خاطرات استاد حسین انصاریان صص 86- 91

منبع
  • مرکز اسناد انقلاب اسلامی