بزرگان دین امثال مرحوم فیض کاشانی که محقق در آیات قرآن کریم و روایات بودهاند، میفرمایند که این مریض کردن خود علاوه بر این که خیانت شخص به خود است، سختی برگشت به سلامتی را هم در پی دارد. چراکه علاج امراض روحی و قلبی با علاج امراض بدنی تفاوت دارد. مرض بدنی درد دارد و با گیاه و یا داروی شیمیایی خوب میشود، اما مرض روحی و قلبی گاه لذت ظاهری نیز دارد و مریض، خیلی سخت به حرف گوش میدهد، چون طبیب روحی به مریض میگوید که راه علاجش فقط پرهیز کامل است و کسی هم که لذت گناه را چشیده است چگونه میتواند براحتی به حرف طبیب گوش بدهد؟!