به بحث اصلی برگردیم که گفتیم موانعی که بر سر راه انسان است، هر کدام هم چند بلا بر سر انسان درمیآورد. بلای اول بلای غرور است که انسان را به خودش مغرور میکند و بعد از این که مغرور کرد، در آن پرده غرور شروع به ضربه زدن میکند. مثلا گوش را کر و چشم را کور و قلب را پاره میکند:
لَهـُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهـُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِـرُونَ بِها وَ لَهـُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُون
همه اعضا و جوارح رئیسه را از کار میاندازد و بعد هم جاده را برای شکم و شهوت باز میکند و وقتی آدم را آنگونه مغرور کرد، آدمی یکپارچه گناهکار میشود. هر یک گناه هم یک خنجر به شخصیت او وارد میکند.
کلمه «اثم» را تفاسیر قرآن کریم اینطور معنی میکنند که اثم یعنی خردکردن شخصیت انسان. پس گناه کردن یعنی شکستن پایههای شخصیت انسان. خداوند انسان را ابتدا به صورت انسان خلق کرده است، اما در باره برخی میفرماید که اینها از حالت انسان درآمده و اکنون همچون چهارپایان شدهاند. یا در سوره اعراف برخی را به سگ تشبیه میکند: فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْب[12] و یا در جای دیگر به خران تشبیه مینماید: كَمَثَلِ الْحـِمارِ يَحْمِلُ أَسْفارا
اینها ضربههایی است که بر اثر غرور به انسان میخورد. حضرت علی (ع) درباره کار اصلی این موانع که از جمله آنها حب دنیا است میفرماید: «الدُّنْيَا تَغُرُّ وَ تَضُـرُّ وَ تَمُرُّ»[