پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

کارآیی محدود عقل

کارآیی محدود عقل

سالک صراط مستقیم محال است به هوای نفسش گوش دهد و به رأی خودش عمل کند؛ یعنی نه به هوای نفسش کار دارد و نه به دریافت مستقیم عقل خودش. او عقل خودش را چراغی کم‌نور می‌داند و هیچ‌گاه به عقل تنها اعتماد نمی‌کند. سالک، هوای نفس خودش را هم که دشمن‌ می‌داند و کاری با او ندارد. کسی که‌ می‌گوید رأی من و کسی که دنبال هوای نفس خودش است راه او راه خدا و «مُوَدّی الی مَحَبَّةِ الله و الی جَنَّةِ الله» نیست. عقل ما هم مانند چشم ماست و مگر چشم ما چقدر فضای دید دارد و مگر ما با چشم‌مان همه جا را‌ می‌بینیم؟ فردی جلوی چشم ما‌ می‌میرد و ما روح او را‌ نمی‌بینیم که از بدنش جدا‌ می‌شود، ما خیلی از چیز‌ها را نمی‌بینیم. مگر امواج صوتی با این که مادی است را‌ می‌بینیم؟ پس عقل ما هم مانند چشم ما محدود است. 

کسی که متکی به عقلِ تنهاست، گمراه است و در صراط مستقیم نیست. چرا بیشتر فلاسفه دنیا در کتاب‌هایشان اشتباه دارند با این که فلاسفه از نظر عقلی خیلی ورزش کرده‌اند؟ چون مغرور به عقلشان شده‌اند، اما انبیا به عقل خودشان مغرور نبوده‌اند. آنان می‌گفته‌اند که ما عبد و تسلیم حق هستیم. پس عقل هم اشتباه‌ می‌کند، چون نور آن محدود است و نفوذ به همه زوایای یک واقعیت ندارد.

ابن‌سینا‌ می‌گوید: عقل ما تا به حال فقط طول و عرض و حجم و ظاهر رنگ‌ها را فهمیده است و حتی حقیقت رنگ‌ها را‌ نیز نمی‌داند که چیست. حجم شی را‌ می‌فهمد، اما حقیقت آن را‌ نمی‌فهمد.هزار سال بعد از ابن‌سینا، همین حرف را کارل فرانسوی در کتاب مهمش نوشت که عقل ما تاکنون در این عالم توانسته حجم و طول و عرض اشیا را اندازه بگیرد، اما حقیقت آنها را تا به حال ندیده است. مثلا همین خاک را بشر‌ می‌تواند در ترازو بگذارد و حجم و طول و عرضش را اندازه بگیرد، اما کسی در عالم نمی‌تواند حقیقت خاک را تعریف کند. عقل ما مگر چقدر‌ می‌فهمد؟ کسی که بگوید من خودم‌ می‌فهمم، این غلط و عین گمراهی است، بلکه او باید بگوید من به کمک محبوبم می‌فهمم. اگر کسی بفهمد که نمی‌فهمد، خیلی از راه را طی کرده است. پس روندگان صراط مستقیم، نه متکی بر عقل خود هستند و نه متکی بر هوای نفسشان.

منبع
  • پایگاه عرفان