به حق بايد گفت: حسنات اخلاقى زيبايىهاى باطن، و رذايل اخلاقى زشتى درون است.
شما در برابر زيبايىهاى طبيعت و زشتىها چه موضعى داريد؟ غير از اين است كه هميشه در صدد جلب زيبايىها و دفع زشتىها هستيد؟ شما سعى نمىكنيد زيباترين گل را در باغچه خانه بكاريد؟ زيباترين تابلو را براى نصب در خانه فراهم آوريد؟ سعى نمىكنيد از زشتىها و پليدىها فرار كرده و تنفر خود را نسبت به آنها اعلام داريد؟
بياييد به تماشاى زيبايىهاى درون، كه در قرآن تحت عنوان توكل، صبر، استقامت، خضوع، خشوع، ادب، شوق به حق و... آمده برخيزيم تا با اين تماشا كردن، عاشق زيبايىها شده و خطوط آن را بر صفحه نفس نقش بزنيم.
بياييد از زشتىها آگاه شويم، تا نسبت به آن تنفر پيدا كرده و در نتيجه از خود دفع كنيم و يا نگذاريم نقش پليد آن بر صفحه روان قرار بگيرد.
به زيبايىهاى ظاهر دلباخته نشويم و از زيبايىهاى باطن غافل نمانيم، موجودى نباشيم كه از زشتىها و پليدىهاى ظاهر بگريزيم؛ اما خود آلوده به انواع پليدىها و زشتىها باشيم.
از نجاسات ظاهر فرار كنيم؛ ولى درون ما مصون از نجاسات نباشد. آه كه چه معامله زيانبارى است، معامله با بدىها و دور ماندن از خوبىها.