پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

تقوا و توکل؛ راه عبور از بن‌بست‌های زندگی

تقوا و توکل؛ راه عبور از بن‌بست‌های زندگی

پایبندی به فرمان خدا و اعتماد قلبی به او، انسان را در برابر سختی‌ها و بن‌بست‌های زندگی استوار نگه می‌دارد. کسی که نگاهش تنها به اسباب ظاهری محدود نباشد، در تنگناها گرفتار ناامیدی نمی‌شود و با امید به لطف الهی، راهی برای عبور از بحران‌های بیرونی و درونی می‌یابد.

عناوین مقاله

با کلیک روی هر عنوان به محتوای مربوط به آن هدایت می شوید

تقوا و توکل؛ راه عبور از بن‌بست‌های زندگی

مقدمه

یکی از وعده‌های بزرگ الهی در قرآن کریم این است که انسانِ با تقوا هرگز در بن‌بست حقیقی باقی نمی‌ماند. ممکن است انسان در زندگی فردی، اجتماعی، اخلاقی یا معنوی خود با شرایطی روبه‌رو شود که در نگاه نخست، راهی برای عبور از آن نبیند؛ اما از منظر ایمان، بسیاری از این بن‌بست‌ها در حقیقت میدان امتحان‌اند، نه پایان راه.

خدای متعال در آیات نورانی سوره طلاق می‌فرماید:

«... وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا * وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَن یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا»[1]

بر اساس این آیه، هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند برای او راه خروجی قرار می‌دهد و از جایی که گمان نمی‌برد، روزی‌اش می‌رساند. همچنین هر کس بر خدا توکل کند، خداوند برای او کافی است؛ زیرا فرمان خداوند نافذ است و او برای هر چیزی اندازه و تقدیری قرار داده است.

تقوا؛ بزرگ‌ترین سرمایه انسان

تقوا بزرگ‌ترین سرمایه انسان مؤمن است. شیطان نیز تمام تلاش خود را به کار می‌گیرد تا این سرمایه را از انسان بگیرد؛ زیرا می‌داند اگر تقوا از میان برود، انسان در برابر وسوسه‌ها، ترس‌ها، شهوت‌ها و فشارهای دنیا بی‌دفاع می‌شود.

راه حفظ این سرمایه عظیم، توکل بر خدای متعال است. انسان متوکل کسی است که کارش برای خدا، امیدش به خدا و ترسش نیز از خداست. چنین انسانی در سختی‌ها فقط اسباب ظاهری را نمی‌بیند، بلکه دست قدرت الهی را بالاتر از همه اسباب می‌داند.

توکل حقیقی به انسان قدرت می‌دهد که تقوا به خرج دهد؛ و هنگامی که انسان اهل تقوا شد، می‌تواند در برابر بن‌بست‌ها بایستد و تسلیم شرایط ظاهری نشود.

راه نجات از همه بن‌بست‌ها

در روایتی از رسول گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله نقل شده است که فرمودند: آیه‌ای در قرآن وجود دارد که اگر همه مردم به آن تمسک کنند، برای آنان کافی است. وقتی از ایشان پرسیدند آن آیه کدام است، حضرت این آیه نورانی را تلاوت کردند:[2]

«وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا * وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ»

معنای این آیه آن است که اگر کسی تقوای الهی را پیشه کند، خداوند برای او راه خروج قرار می‌دهد و از جایی که محاسبه نمی‌کند، او را تأمین می‌فرماید.

این وعده الهی فقط مربوط به امور مادی نیست. گاهی انسان در مسیر بندگی دچار تنگنا می‌شود؛ گاهی جامعه‌ای در فشار و محاصره قرار می‌گیرد؛ گاهی شرایطی پیش می‌آید که عمل به تکلیف دشوار، پرهزینه یا حتی ناممکن به نظر می‌رسد. در همه این موارد، راه نجات در نگاه قرآن، تقوای الهی است.

اگر فرد یا جامعه‌ای در شرایط سخت و دشوار بتواند به تکلیف الهی عمل کند، نتیجه آن گشوده شدن راه نجات است. گویی خدای متعال در همان جایی که انسان راهی نمی‌بیند، دری می‌گشاید که انسان هرگز آن را محاسبه نکرده بود.

بن‌بست‌ها؛ میدان امتحان الهی

معنای ظاهری عبارت «یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا» این است که بن‌بست‌هایی که پیش روی انسان قرار می‌گیرد، در نگاه ظاهری بن‌بست است؛ اما در حقیقت میدان امتحان الهی است. برای خدای متعال بن‌بستی وجود ندارد. اوست که بر همه چیز قادر است و هیچ قدرتی در برابر اراده او استقلال ندارد.

خداوند انسان را در چنین شرایطی قرار می‌دهد تا حقیقت ایمان او آشکار شود. در شرایط عادی، بسیاری از مردم مدعی همراهی با خداوند هستند؛ اما هنگامی که انسان میان خدا و دنیا، میان تکلیف و مصلحت ظاهری، و میان ایمان و اسباب مادی قرار می‌گیرد، معلوم می‌شود تکیه‌گاه واقعی او چیست.

امتحان اصلی آنجاست که انسان میان خداوند و اسباب ظاهری مردد می‌شود. اگر انسان طرف اسباب را بگیرد و به جای اعتماد به خدا، تنها به محاسبات مادی تکیه کند، در همان بن‌بست اسباب گرفتار می‌ماند. اما اگر طرف خدا را بگیرد، خداوند برای او راه خروجی قرار می‌دهد؛ راهی که از مسیر محاسبات عادی انسان قابل پیش‌بینی نیست.

اتکای افراطی به اسباب؛ ریشه بسیاری از بن‌بست‌ها

یکی از معناهای عمیق‌تر این آیه آن است که بسیاری از بن‌بست‌های ما، در حقیقت بن‌بست اسباب است. ما گاهی چنان به اسباب ظاهری دل می‌بندیم که گمان می‌کنیم اگر این اسباب فراهم نبودند، راهی وجود ندارد. در حالی که هیچ چیز نمی‌تواند قدرت خداوند را محدود کند.

قرآن کریم می‌فرماید:

«إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ»[3]

و نیز می‌فرماید:

«إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ كُنْ فَیَكُونُ»[4]

قوانینی که ما در عالم می‌بینیم، مانند سوزاندن آتش یا غرق کردن آب، در حقیقت مستقل از اراده خداوند نیستند. این‌گونه نیست که آتش یا آب به‌خودی‌خود و بدون اراده الهی اثری داشته باشند. آثار عالم، ظهور اراده خداوند است.

البته اراده خداوند برای ما به صورت قانون جلوه می‌کند. برای مثال، خداوند اراده کرده است که آتش بسوزاند و این برای ما قانون است؛ اما همین اراده برای خداوند قابل تغییر است. همان‌گونه که آتش برای حضرت ابراهیم علیه‌السلام سرد و سلامت شد، خداوند می‌تواند در هر جا که بخواهد مسیر اسباب را تغییر دهد.

پس بن‌بست‌های ما در بسیاری موارد از آنجا پدید می‌آید که به اسباب تکیه می‌کنیم و از قدرت خداوند غافل می‌شویم. اگر انسان فقط اسباب را ببیند، هرگاه اسباب ظاهری آماده نباشد، خود را بی‌پناه می‌بیند. اما انسان مؤمن می‌داند که اسباب، ابزارند؛ نه تکیه‌گاه نهایی.

رزق از جایی که انسان گمان نمی‌کند

خداوند در ادامه آیه می‌فرماید:

«وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ»

یعنی خداوند انسان باتقوا را از جایی روزی می‌دهد که گمان نمی‌برد و در محاسبات او نمی‌گنجید. این رزق، تنها به مال و دارایی محدود نیست. علم، معرفت، آرامش، فرصت، یاری الهی، نجات از گناه، گشایش در کارها و حتی هدایت دل‌ها نیز از مصادیق رزق الهی است.

در برخی روایات آمده است که یکی از مصادیق این آیه درباره دوستان اهل بیت علیهم‌السلام است؛ کسانی که خود نمی‌توانند معارف الهی را مستقیم از سرچشمه آن دریافت کنند، اما خداوند کسانی را مأمور می‌کند تا این معارف را از معصوم بگیرند و به آنان برسانند. این نیز رزقی است که از راهی غیرقابل پیش‌بینی به انسان می‌رسد.

معنای باطنی «یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا»

افزون بر معنای ظاهری، این آیه معنایی باطنی نیز دارد. گاهی بن‌بست انسان، فقر یا فشار بیرونی نیست؛ بلکه بن‌بست درونی است. انسان ممکن است در محاصره گناه، غضب، شهوت، ترس، حسادت، دلبستگی به دنیا یا وسوسه‌های شیطان گرفتار شود.

در این حالت، تقوا همان راه خروج است. انسانی که اهل تقواست، از محاصره شیطان بیرون می‌آید. شیطان می‌کوشد با تزیین گناه، انسان را زمین‌گیر کند، اما تقوا چشم دل انسان را باز می‌کند و اجازه نمی‌دهد در دام وسوسه‌ها گرفتار بماند.

قرآن کریم می‌فرماید:

«إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّیْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ»[5]

بر اساس این آیه، هنگامی که پرهیزکاران با وسوسه‌ای از سوی شیطان روبه‌رو می‌شوند، متذکر می‌گردند و ناگهان بینا می‌شوند. یعنی همان وسوسه‌ای که قرار بود آنان را به لغزش بیندازد، سبب بیداری و بصیرت آنان می‌شود.

فشار شیطان؛ نشانه ارزش نقطه ضعف انسان

گاهی فشار شیطان بر انسان در نقطه‌ای خاص بیشتر است. همین فشار می‌تواند نشانه آن باشد که همان نقطه، محل رشد و پرواز انسان است. بزرگی در تفسیر این معنا گفته است: اگر انسان شیء عتیقه و گران‌بهایی در خانه داشته باشد اما خودش ارزش آن را نداند، وقتی ببیند عتیقه‌فروش‌ها پیوسته اطراف خانه او رفت‌وآمد می‌کنند، متوجه می‌شود که چیز ارزشمندی در اختیار دارد و باید بیشتر مراقب آن باشد.

وسوسه‌های شیطان نیز چنین است. اگر انسان ببیند شیطان در نقطه‌ای بر او فشار می‌آورد، باید بداند همان نقطه می‌تواند سکوی پرواز او باشد. اگر در آنجا تقوا به خرج دهد، همان وسوسه تبدیل به بیداری و بصیرت می‌شود.

پس معنای باطنی «یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا» این است که انسان باتقوا از بن‌بست گناه، شهوت، غضب و وسوسه بیرون می‌آید. شیطان می‌خواهد او را محاصره کند، اما تقوا راه خروج را پیش پای او می‌گذارد.

تقوا و آزادی از ترس اسباب

انسانی که تقوا دارد، اسیر اسباب نمی‌شود. او در دل کویر نیز خداوند را رزاق می‌داند:

«هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِینُ»[6]

چنین انسانی اگر در میان دریا باشد، به آبِ فراوان مغرور نمی‌شود؛ زیرا می‌داند ممکن است انسان در دل دریا از تشنگی بمیرد. و اگر در دل کویر باشد، مأیوس نمی‌شود؛ زیرا می‌داند خداوند می‌تواند از همان‌جا که کسی گمان نمی‌برد، آب گوارا و نجات برساند.

این نگاه، انسان را از بند ترس‌ها آزاد می‌کند. انسان متقی نه اسباب را انکار می‌کند و نه به آن‌ها استقلال می‌دهد. او از اسباب استفاده می‌کند، اما دلش به خداوند بسته است.

جمع‌بندی

آیه شریفه «وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا» یکی از امیدبخش‌ترین آیات قرآن کریم است. این آیه به انسان می‌آموزد که بن‌بست حقیقی برای کسی که به خدا تکیه می‌کند و تقوای الهی را پیشه می‌سازد، وجود ندارد.

بن‌بست‌ها گاهی در زندگی فردی پدید می‌آیند و گاهی در زندگی اجتماعی. گاهی ظاهر آن‌ها اقتصادی، سیاسی یا خانوادگی است و گاهی باطنی و اخلاقی؛ مانند گرفتار شدن در غضب، شهوت، وسوسه یا ترس. اما راه عبور از همه این تنگناها، تقوا و توکل است.

اگر انسان در لحظه‌های دشوار، جانب خدا را بگیرد و پا بر تکلیف الهی بگذارد، خداوند راهی برای او می‌گشاید؛ راهی که از مسیر محاسبات عادی انسان قابل پیش‌بینی نیست. این وعده خداوند است و وعده او تخلف‌ناپذیر است.


پی‌نوشتها:

[1] طلاق:۲-۳
[2] إرشادالقلوب، ج۱، ص۳۸/ مستدرک الوسایل، ج۱۱، ص۲۶۷ و بحارالأنوار، ج۶۷، ص۲۸۱
[3] عنکبوت، آیه ۲۰
[4] یس، آیه ۸۲
[5] اعراف، آیه ۲۰۱
[6] ذاریات، آیه ۵۸

منبع

برگرفته و بازنویسی‌شده از بیانات حجت‌الاسلام والمسلمین میرباقری

منبع
  • tebyan