براى مسلمانان، كه در اين نقطه از كره زمين زندگى مىكنند، مسئله جاذبه و دافعه زمين سالها پيش از آنكه نيوتن آن را توضيح دهد، از طريق آيات و روايات روشن بوده است. قرآن مجيد مىفرمايد:
«أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفاتاً* أَحْياءً وَ أَمْواتاً* وَ جَعَلْنا فِيها رَواسِيَ شامِخاتٍ وَ أَسْقَيْناكُمْ ماءً فُراتاً».
آيا زمين را فراهم آورنده انسانها قرار نداديم؟ هم در حال حياتشان و هم زمان مرگشان. و كوههاى استوار و بلند در آن قرار داديم و شما را آبى گوارا نوشانديم.
با مراجعه به كتابهاى لغت- مانند المنجد، مصباح المنير، قاموس و ...- معلوم مىشود كه «كفات» پرنده سريعالسيرى را گويند كه هم توان بسط بال خود را دارد و هم توان قبض آن را و در هيچ كتاب لغتى كفات را غير اين معنى نكردهاند.
قرآن مجيد 1500 سال پيش از اين زمين را پرنده سريعالسيرى دانسته داراى دوبال كه يك بالش جاذبه و بال ديگرش دافعه است. جالب اين است كه روزى قرآن مجيد اين نظر را داده كه در دانشگاه جندىشاپور در زمان حكومت ساسانيان، در دانشگاه اسكندريه، و در دانشكدههاى يونان و هند، اساتيد برجسته نجوم به دانشجويانشان مىگفتند كه زمين بىترديد ساكن است و خورشيد به دور آن مىچرخد. اما قرآن مجيد در اين باره به دانش دانشمندان زمان خودش تكيه نكرده، زيرا دانش آنان را در اين باره مبتنى بر حقيقت نمىدانسته است.