پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

 درباره عقل و حقانيت قرآن‏

 درباره عقل و حقانيت قرآن‏

قرآن مجيد در آيه 19 سوره مباركه رعد مى‏فرمايد: حق بودن اين كتاب و آيات نازل شده بر پيغمبر را تنها صاحبان عقل و خرد درك مى‏كنند و به آن يقين و باور دارند. سبب مساله هم اين است كه هر صاحب عقلى وقتى با چشم عقل به حق نگاه مى‏كند و آن را با نور باطن خويش مى‏سنجد، به آن حق يقين پيدا مى‏كند.

يكى از حكماى بزرگ الهى مى‏فرمايد:

آيا هيچ انسانى در اين‏كه ضرب دو در دو مساوى با چهار است شك دارد؟ حق هم در همه زمينه‏ها مانند آن بخش از علم رياضيات است كه براى همه مسلّم است و درست بودنش به آسانى درك مى‏شود.

او بعضى از حقايق را نيز در اين‏باره مثال مى‏زند و مى‏فرمايد:

عدالت، كه به معناى قرار دادن هرچيز در جاى خويش است، از جمله اين امور حق است. بدن انسان و اعضا و جوارح او نمونه بارز رعايت عدالت است. زيرا اگر خداوند چشم را، به جاى سر، بر روى سينه قرار مى‏داد، بر خلاف عدالت رفتار كرده بود؛ يا اگر بينى را پشت سر آدمى تعبيه مى‏كرد، عدالت را رعايت نكرده بود؛ و همين طور ساير اندام را.

يعنى براى هر عاقلى روشن است كه اين اعضاء و جوارح در جاى خويش قرار دارند.

در نظام خلقت نيز همين تناسب برقرار است: ستارگان، قمرها، خورشيد، كهكشان‏ها، و سحابى‏ها در جاى خود قرار گرفته‏اند. در نباتات نيز، هر گياه يا درختى بر مقام خويش است؛ يعنى درخت گردو در نظام خلقت همان است كه بايد مى‏بود؛ رنگ خربزه و هندوانه و مزه هر خوراكى‏اى بايد همين باشد. اين عدالت است.

پس، عدل هرچيز را در جاى معين خود قرار دادن است. متضاد عقل نيز تجاوز و بغى و ظلم است.

پيش‏ترها كه بيشتر مردم ايران در مكتب‏خانه‏ها كتاب‏هايى مانند گلستان سعدى را مى‏خواندند، حقايق بسيارى را از آن‏ها ياد مى‏گرفتند. مثلا، سعدى درباره اين‏كه در عالم هرچيز در جاى خويش است مى‏گويد:

آن كه هفت اقليم عالم را نهاد

 

هركسى را هرچه لايق بود داد

گر توانا بينى ار كوتاه‏دست‏

 

هركه را بينى چنان بايد كه هست‏

اين‏كه مسكين است اگر قادر بود

 

بس جنايتها كزو صادر شود

گربه‏محروم اگر پر داشتى‏

 

تخم گنجشك از هوا برداشتى.

     

به راستى، اگر خداوند متعال بالى كه به كبوتر داده را به گربه هم مى‏داد، چه اتفاقى مى‏افتاد؟ با آن قدرت و سرعتى كه گربه دارد، كبوترها را در هوا شكار مى‏كرد و آسايش از اين موجودات سلب مى‏شد. امروزه، علم ثابت كرده است كه استخوان پرندگان توخالى است، براى اين‏كه اسكلتشان سبك باشد و بتوانند پرواز بكنند؛ اگر زهرى كه خدا به مار و عقرب و زنبور داده را به مگس و پشه يا گربه و گنجشك مى‏داد، حداقل زندگى ما انسان‏ها در معرض خطر جدى قرار مى‏گرفت؛ اگر روزى همه حيوانات زهردار جهان بميرند و ديگر مار و عقربى وجود نداشته باشد،

طولى نمى‏كشد كه تمام موجودات مى‏ميرند. براى اين‏كه دائما در كره زمين به واسطه روشن شدن آتش، سوختن نفت و ... سم‏هاى مختلف وارد هوا مى‏شود، حيوانات زهردار مأمورند سموم هوا را بگيرند، هم براى خودشان اسلحه دفاعى درست مى‏كنند و هم هوا را پاك كنند تا موجودات ديگر هواى سالم براى تنفس داشته باشند. پس، عقرب و مار هم سر جاى خودشان هستند. اين معنى واقعى عدالت است.

درستى عدالت مانند درستى ساده‏ترين حساب‏هاى رياضيات است. اگر به عدالت موجود در نظام هستى دست بخورد، خيمه حيات برچيده مى‏شود. اگر در نسبت آب و خشكى در كره زمين تغييرى ايجاد شود، هيچ موجودى قادر به ادامه حيات نيست. اگر كوه‏ها به اين شكل بر روى زمين استوار نبودند، زمين تعادل خود را از دست مى‏داد و بشر لحظه‏اى راحت نبود. اين معنى عدالت است.

منبع
  • پایگاه عرفان