پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

درسى از امام كاظم (ع)

درسى از امام كاظم (ع)

در زمان حكومت عباسيان و عصر وزارت برامكه، جمعيت ايرانيان در شهر بغداد زياد شده بود. دولت در دست ايرانى‏ها بود و آن‏ها با اين‏كه در منطقه‏اى عربى زندگى مى‏كردند، عادات و رسومشان را تعطيل نكرده بودند. از جمله اين‏كه مراسم عيد نوروز را برگزار مى‏كردند.

منصور دوانيقى يك سال به هنگام نوروز به رسم ايرانى‏ها بر تخت نشست و دستور داد به بهانه تحويل سال نو به ديدارش بيايند و از وجود مبارك موسى بن جعفر، عليه السلام، نيز دعوت كرد در جلسه حاضر باشد. مطابق رسم، هركس كه به ديدار منصور مى‏آمد هديه‏اى نيز با خود مى‏آورد. ازاين‏رو، به زودى گوشه‏اى از كاخ او از پول و طلا و نقره و شمش و قاليچه و پارچه قيمتى و ... پر شد. پس از چندى، منصور رو به حضرت موسى بن جعفر، عليه السلام، كرد و گفت: تمام اين هدايا در اختيار شماست!
در آخرين ساعات جلسه، پيرمردى وارد شد و در مقابل موسى بن جعفر زانو زد و گفت: من چيزى نداشتم به عنوان هديه براى شما بياورم، اما سه خط شعر درباره جدتان حضرت سيد الشهداء گفته‏ام كه اگر اجازه بدهيد برايتان بخوانم! حضرت فرمودند: بخوان! وقتى پيرمرد شعرش را خواند، اشك از ديدگان حضرت جارى شد. سپس، رو به منصور كرد و فرمود: اين هدايا را مى‏خواهى چه كنى؟ گفت: همه در اختيار شماست. آن‏گاه، حضرت به پيرمرد فرمود: همه اين هدايا از آن توست. آن‏ها را بردار و با خود ببر. تازه اين مزد اصلى شعر تو نيست،
عقل: محرم راز ملكوت، ص: 261
زيرا اجر آن را خداوند در روز قيامت به تو خواهد داد. [10]
اين وارستگى از دنياست. كسى كه خود را شيعه موسى بن جعفر، عليه السلام، مى‏داند بايد با خود بيانديشد كه خداوند 200 يا 300 تن گندم به من داده است. آفتاب و زمين و برف و آب و گندمش كه از خدا بوده، من تنها آن را كاشته و از آن مراقبت كرده‏ام، پس چرا زكاتش را ندهم؟ پس، كسى كه مى‏گويد پايم براى اين كار پيش نمى‏رود و نمى‏توانم، دوستى دنيا را بر دوستى با خدا ترجيح داده است. كجاى وجود اين انسان از قرآن اثر گرفته و او چگونه ادعا مى‏كند شيعه موسى بن جعفر است؟
انسان مؤمن بايد همه وجودش از قرآن اثر بردارد. اين هم به دست نمى‏آيد مگر اين‏كه انسان اين اثربردارى را با تمرين و تامل در خود تقويت كند. يعنى وقتى آيه زكات را شنيد به آن عمل كند. بدين ترتيب، پرداخت زكات سال آينده براى او آسان مى‏شود و پرداخت زكات سال سوم آسان‏تر.
انسان نفس خود را به هر طرف كه سوق بدهد در همان جهت باقى خواهد ماند، اما خدا نكند نفس مهار خود را به گردن آدمى بيندازد و او به انسان جهت بدهد. زيرا نفس به آسانى انسان را به بخل و حرص و رابطه نامشروع و قمار و شراب مى‏كشد و به دام مى‏اندازد. به قول شاعر:
نفس سركش ملك تن را مى‏دهد آخر به باد             حاكم ظالم ديار خويش ويران مى‏كند

منبع
  • پایگاه عرفان