پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

جایگاه زن در اسلام | ویژگی‌ها و الگوهای زنان مؤمن

جایگاه زن در اسلام | ویژگی‌ها و الگوهای زنان مؤمن

جایگاه زن در اسلام، ویژگی‌های زن شایسته در روایات و زندگی بانوان مؤمنی چون رباب، اسماء بنت عمیس، ام‌سلیم و نسیبه را بخوانید.

عناوین مقاله

با کلیک روی هر عنوان به محتوای مربوط به آن هدایت می شوید

زن در فرهنگ اسلامی؛ ارزش‌ها، آسیب‌ها و الگوهای ایمان

فرهنگ پاک اسلام، با طلوع نبوت پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(ص)، همچون دانشگاهی انسان‌ساز با آموزه‌ها و مقررات الهی خود در زندگی مردان و زنان جلوه‌گر شد. کسانی که با خردورزی، اندیشه و تعقل در پرتو این مکتب قرار گرفتند، به ارزش‌های انسانی و ملکوتی آراسته و از امور پست و آنچه با کرامت انسان سازگار نیست، پیراسته شدند.

پس از قرآن مجید، پیامبر اکرم(ص) و اهل‌بیت(ع) نیز درباره ارزش‌ها و فضیلت‌هایی سخن گفته‌اند که زن را به مقام و منزلتی والا می‌رساند و زمینه قرب الهی را برای او فراهم می‌سازد. هر زنی می‌تواند با بینش، درایت، انتخاب و اراده خویش به این فضایل آراسته شود و در شمار بندگان شایسته خداوند قرار گیرد.

در ادامه، به نمونه‌هایی از روایات مربوط به ویژگی‌های زنان شایسته و سپس به نمونه‌هایی از بانوان برجسته و تربیت‌یافته مکتب اسلام اشاره می‌شود.

ویژگی‌های زن شایسته در روایات اسلامی

بخش قابل توجهی از روایات مربوط به ارزش‌های اخلاقی و خانوادگی زنان در آثاری همچون وسائل الشیعه، جامع احادیث الشیعه، بحارالانوار و محجة البیضاء نقل شده است.

رسول خدا(ص) فرمود:

«خَیرُ نِسائِکُمُ الوَلُودُ الوَدُودُ العَفیفَةُ العَزیزَةُ فی أَهلِها، الذَّلیلَةُ مَعَ بَعلِها، المُتَبَرِّجَةُ لِزَوجِها، الحَصانُ عَلی غَیرِهِ، الَّتی تَسمَعُ قَولَهُ وَ تُطیعُ أَمرَهُ...»

مضمون روایت آن است که از بهترین زنان، زنی است که نسبت به خانواده خود محبت و عاطفه داشته باشد، پاکدامن باشد، در میان خاندان خویش از عزت برخوردار باشد، با همسر خود خوش‌رفتاری کند، زینت و زیبایی خویش را در محیط زناشویی آشکار سازد و در برابر نامحرمان عفت و پاکدامنی را رعایت کند.

در روایت دیگری از پیامبر اکرم(ص) آمده است:

«ما استَفادَ امرُؤٌ مُسلِمٌ فائِدَةً بَعدَ الإِسلامِ أَفضَلَ مِن زَوجَةٍ مُسلِمَةٍ تَسُرُّهُ إِذا نَظَرَ إِلَیها، وَ تُطیعُهُ إِذا أَمَرَها، وَ تَحفَظُهُ إِذا غابَ عَنها فی نَفسِها وَ مالِها.»

مرد مسلمان پس از نعمت اسلام، بهره‌ای برتر از همسر شایسته ندارد؛ همسری که دیدارش موجب آرامش و شادی او شود، در زندگی مشترک همراه وی باشد و هنگام نبودن همسر، از عفت خویش و اموال خانواده پاسداری کند.

همچنین پیامبر خدا(ص) فرمود:

«مِن سَعادَةِ المَرءِ الزَّوجَةُ الصّالِحَةُ.»

یکی از عوامل خوشبختی انسان، داشتن همسری شایسته است.

امیرمؤمنان علی(ع) نیز می‌فرماید:

«خَیرُ نِسائِکُم أَلطَفُهُنَّ بِأَزواجِهِنَّ وَ أَرحَمُهُنَّ بِأَولادِهِنَّ.»

بهترین زنان شما کسانی هستند که نسبت به همسران خود مهربان‌تر و نسبت به فرزندانشان دلسوزتر باشند.

در ادبیات فارسی نیز از نقش زن در آرامش خانواده چنین یاد شده است:

جهان را نعمتی بهتر ز زن نیست
ز زن مطبوع‌تر گل در چمن نیست

ز نعمت‌های گوناگون به از زن
سر خوان طبیعت بی‌سخن نیست

در این محنت‌سرا ماهرتر از زن
طبیب رفع اندوه و محن نیست

سخن واضح بگویم، مرد بی‌زن
چراغش قابل افروختن نیست

نباشد عیش مردی را که زن نیست
جهان بی‌زن کم از بیت‌الحزن نیست

دوری از ارزش‌های الهی و پیامدهای آن

در برابر زنانی که با ایمان، عفت و فضایل اخلاقی مسیر رشد معنوی را می‌پیمایند، قرآن و روایات نسبت به دوری انسان ـ چه مرد و چه زن ـ از حدود اخلاقی و الهی هشدار داده‌اند.

در متن برخی روایات، از وضعیت اخلاقی جامعه در دوره‌های انحطاط و به‌ویژه در آخرالزمان سخن گفته شده است. نویسنده این روایات را ناظر به گسترش بی‌عفتی، خودنمایی، غلبه شهوات و سستی ارزش‌های دینی می‌داند.

در مکارم الاخلاق، من لا یحضره الفقیه و ابواب نکاح وسائل الشیعه، از اصبغ بن نباته روایتی از امیرمؤمنان(ع) نقل شده است:

«تَظهَرُ فی آخِرِ الزَّمانِ وَ اقتِرابِ السّاعَةِ ـ وَ هُوَ شَرُّ الأَزمِنَةِ ـ نِسوَةٌ کاشِفاتٌ عارِیاتٌ کاسِیاتٌ مُتَبَرِّجاتٌ، مِنَ الدِّینِ خارِجاتٌ، وَ فِی الفِتَنِ داخِلاتٌ، وَ إِلَی الشَّهَواتِ مائِلاتٌ، وَ إِلَی اللَّذّاتِ مُسرِعاتٌ، مُستَحِلّاتٌ لِلمُحَرَّماتِ...»

در این روایت از زنانی سخن گفته می‌شود که در دوره‌های انحطاط اخلاقی، از پوشش و عفاف فاصله گرفته، به جلوه‌گری و پیروی بی‌مهار از شهوات روی می‌آورند و حریم محرمات الهی را رعایت نمی‌کنند.

در بحارالانوار نیز از ابن‌مسعود، از رسول خدا(ص)، چنین نقل شده است:

«سَیَأتی زَمانٌ یَتَبَرَّجنَ النِّساءُ وَ زِیُّهُنَّ کَزِیِّ المُلوکِ الجَبابِرَةِ...»

بر اساس این روایت، دوره‌ای فرا می‌رسد که تجمل‌گرایی و خودنمایی در میان گروهی از زنان گسترش می‌یابد.

همچنین در حدیثی نقل شده در جامع الاخبار و بحارالانوار، از تحولاتی در اخلاق اجتماعی سخن گفته می‌شود؛ از جمله کاهش وفاداری، رواج برخی گناهان و از میان رفتن حریم‌های اخلاقی:

«قَلَّ الوَفاءُ، وَ شاعَ الزِّنا، وَ تَزَیَّنَ الرِّجالُ بِثِیابِ النِّساءِ، وَ سُلِبَ عَنهُنَّ قِناعُ الحَیاءِ...»

مضمون این بخش از روایت، هشداری درباره جامعه‌ای است که در آن وفاداری و حیا کم‌رنگ و برخی ناهنجاری‌های اخلاقی آشکار و فراگیر می‌شود.

هشدارهای روایات درباره دگرگونی‌های اخلاقی آخرالزمان

در برخی منابع، روایات دیگری نیز درباره شرایط اجتماعی آخرالزمان نقل شده است.

از رسول خدا(ص) روایت شده است:

«سَیَأتی زَمانٌ عَلی أُمَّتی لا یَبقی مِنَ الإِسلامِ إِلّا رَسمُهُ، وَ لا مِنَ الإِیمانِ إِلّا اسمُهُ... دینُهُم دَنانیرُهُم وَ هَواهُم آلِهَتُهُم...». [1]

بر اساس این روایت، ممکن است در دوره‌ای از تاریخ، ظاهر دین باقی بماند اما حقیقت ایمان در زندگی گروهی از مردم کم‌رنگ شود و مال و هواهای نفسانی محور تصمیم‌های آنان قرار گیرد.

در روایت دیگری نیز از فراگیر شدن برخی گناهان و تغییر معیارهای اخلاقی سخن گفته شده است[2]

این روایات در مجموع، بیش از آنکه صرفاً توصیفی از ظاهر افراد باشند، هشداری نسبت به از دست رفتن ارزش‌های اخلاقی، عفت، وفاداری، مسئولیت‌پذیری و پایبندی به حدود الهی به شمار می‌روند.

خانواده و نقش زن در استحکام آن

خانواده در فرهنگ اسلامی از جایگاهی بنیادین برخوردار است. نقش زن و مرد در حفظ آرامش خانه، تربیت فرزندان، رعایت حقوق متقابل و ایجاد محیطی سرشار از محبت و امنیت، از موضوعاتی است که در آموزه‌های اسلامی بارها مورد تأکید قرار گرفته است.

در متن اصلی این بحث، دیدگاه‌هایی نیز از برخی اندیشمندان درباره اهمیت نقش زن در خانواده نقل شده است. آگوست کنت، تولستوی و ابن‌سینا از جمله کسانی هستند که سخنانی به آنان درباره نقش خانوادگی زن نسبت داده شده است.

همچنین از حکیمی نقل شده است که وقتی از او پرسیدند چه عاملی زمینه رسیدن او به مراتب علمی و کمال را فراهم کرده، گفت همسرش با مدیریت زندگی خانوادگی، تربیت فرزندان و ایجاد آرامش در خانه، فرصت تحصیل و پیشرفت را برای او فراهم ساخته است.[3]

این نگاه، اهمیت همکاری زن و مرد و تأثیر آرامش خانوادگی بر رشد علمی، معنوی و اجتماعی اعضای خانواده را نشان می‌دهد.

ظرفیت معنوی زن در مکتب اسلام

استعداد و ظرفیت زن برای پذیرش حقایق الهی، دستیابی به معارف معنوی، رشد اخلاقی و انجام اعمال صالح، از نگاه اسلام همانند مرد است.

راه رسیدن به ایمان، فضیلت، قرب الهی و پاداش اخروی برای زنان نیز گشوده است و تاریخ اسلام نمونه‌های فراوانی از زنان مؤمن، دانشمند، فداکار، صبور و مجاهد را در خود جای داده است.

در ادامه، با شماری از این بانوان برجسته آشنا می‌شویم.

رباب؛ همسر امام حسین(ع)

رباب از بانوان باایمان و برجسته تاریخ اسلام و نمونه‌ای از وفاداری، کرامت، صدق و صفا بود.

پدر او، امرؤالقیس، از شخصیت‌های شناخته‌شده زمان خود بود که در روزگار حکومت عمر بن خطاب از مسیحیت به اسلام گروید و مدینه را برای زندگی برگزید.

در منابع تاریخی آمده است که امرؤالقیس سه دختر داشت و آنان با خاندان امیرمؤمنان علی(ع) پیوند خویشاوندی یافتند. رباب نیز به همسری حضرت سیدالشهدا امام حسین(ع) درآمد.[4]

هشام کلبی درباره او می‌گوید:

«کانَت مِن خِیارِ النِّساءِ وَ أَفضَلِهِنَّ.» [5]

یعنی رباب از بهترین و برترین زنان بود.

رباب از امام حسین(ع) صاحب دو فرزند، سکینه و عبدالله ـ مشهور به علی‌اصغر ـ شد.

علی‌اصغر در روز عاشورا، در حالی که کودکی شیرخوار بود، به شهادت رسید. سکینه نیز در حادثه کربلا حضور داشت و بعدها به عنوان یکی از زنان برجسته خاندان اهل‌بیت(ع) شناخته شد.

وفاداری و محبت رباب به امام حسین(ع) چنان بود که اشعاری در بیان محبت امام نسبت به رباب و سکینه در منابع نقل شده است. [6]

اسماء بنت عمیس؛ بانوی علم، هجرت و استقامت

اسماء بنت عمیس از زنان بزرگ صدر اسلام بود. او در سال‌های نخست بعثت، هنگامی که مسلمانان مکه با انواع فشارها و آزارها روبه‌رو بودند، اسلام را پذیرفت.

وی همراه همسرش جعفر بن ابی‌طالب و گروهی از مسلمانان، برای حفظ دین خود به حبشه هجرت کرد و سال‌ها رنج غربت را تحمل نمود. سپس در سال هشتم هجری، هم‌زمان با فتح خیبر، به مدینه بازگشت.

اسماء بعدها خبر شهادت همسر خود جعفر را از رسول خدا(ص) شنید و با صبر و استقامت این مصیبت را تحمل کرد و به تربیت فرزندان خود پرداخت.

او همچنین مادر محمد بن ابی‌بکر بود که در جوانی به فرمانداری مصر منصوب شد و سرانجام به شهادت رسید.

اسماء نسبت به امیرمؤمنان علی(ع) و اهل‌بیت پیامبر(ص) معرفتی عمیق داشت و در دوران بیماری حضرت زهرا(س) نیز در کنار ایشان حضور داشت و از آن حضرت مراقبت می‌کرد.

از وی نقل شده است که به امام سجاد(ع) گفت:

«قَبِلتُ جَدَّتَکَ فاطِمَةَ بِالحَسَنِ وَ الحُسَینِ.»

یعنی: هنگام ولادت امام حسن و امام حسین(ع) برای جدّه شما حضرت فاطمه زهرا(س) قابله بودم.

اسماء همچنین از زنان عالم و راوی حدیث بود. شماری از بزرگان، از جمله همسرش جعفر بن ابی‌طالب، فرزندانش و شخصیت‌هایی همچون عبدالله بن عباس، از او روایت نقل کرده‌اند.

شیخ صدوق در من لا یحضره الفقیه نیز روایتی مشهور درباره بازگشت خورشید برای امیرمؤمنان علی(ع) از اسماء بنت عمیس نقل کرده است. [7]

ام‌سلیم؛ بانوی دانش، اخلاق و مجاهدت

ام‌سلیم از بانوان برجسته صدر اسلام و از راویان حدیث پیامبر اکرم(ص) بود.

بسیاری از عالمان شیعه و اهل سنت، از جمله شیخ طوسی، علامه مامقانی، اردبیلی، ابن‌اثیر و ابن‌حجر عسقلانی، از او یاد کرده‌اند.

مرحوم سید محسن امین درباره وی می‌نویسد:

«وَ رَوَت أُمُّ سُلَیمٍ عَنِ النَّبِیِّ أَحادیثَ وَ کانَت مِن عُقَلاءِ النِّساءِ.» [8]

ام‌سلیم احادیثی از پیامبر روایت کرده و از زنان خردمند به شمار می‌رفت.

همسر او ابوطلحه زید بن سهل انصاری بود. هنگامی که ابوطلحه ـ در حالی که هنوز مسلمان نشده بود ـ به خواستگاری ام‌سلیم آمد، او پذیرفتن اسلام را شرط ازدواج قرار داد و گفت مهریه‌اش همان اسلام آوردن ابوطلحه خواهد بود.

ام‌سلیم افزون بر دانش و ایمان، بانویی شجاع بود. در جنگ احد به مجروحان رسیدگی می‌کرد و به تشنگان آب می‌رساند. در جنگ حنین نیز حضور داشت و از مسلمانان حمایت می‌کرد.

یکی از مشهورترین جلوه‌های صبر و تدبیر او، ماجرای وفات فرزندش است. هنگامی که فرزند نوجوانش در غیاب ابوطلحه از دنیا رفت، ام‌سلیم با صبری شگفت‌انگیز خبر را به همسرش رساند.

او ابتدا از ابوطلحه پرسید: اگر کسی امانتی را به دیگری بسپارد و سپس امانت خود را بازپس گیرد، آیا اعتراض به صاحب امانت درست است؟

ابوطلحه پاسخ داد: خیر.

ام‌سلیم گفت: فرزند ما نیز امانت خداوند بود و اکنون خداوند امانت خویش را بازپس گرفته است.

وقتی ابوطلحه این ماجرا را برای پیامبر(ص) بازگو کرد، آن حضرت صبر و تدبیر ام‌سلیم را ستود و در حق آنان دعا فرمود.

پس از آن، خداوند فرزندی به آنان عطا کرد که عبدالله نام گرفت و نسل او به برکت دعای پیامبر از اهل قرآن و دانش شدند. [9]

خوله؛ همسر حمزه سیدالشهدا

خوله، دختر ثامر انصاری و همسر حضرت حمزه، از زنان صحابی رسول خدا(ص) و از راویان حدیث به شمار می‌رود.

شیخ طوسی، ابن‌عبدالبر و ابن‌اثیر از او یاد کرده‌اند.

خوله نقل می‌کند که رسول خدا(ص) در گفت‌وگویی با حمزه درباره مال دنیا فرمود:

«إِنَّ الدُّنیا خَضِرَةٌ حُلوَةٌ، فَمَن أَخَذَها بِحَقِّها بُورِکَ لَهُ فیها، وَ رُبَّ مُتَخَوِّضٍ فی مالِ اللهِ لَهُ النّارُ یَومَ القِیامَةِ.» [10]

دنیا همچون سبزه‌ای شیرین است؛ هر کس آن را از راه حق به دست آورد، مال او مایه برکت خواهد بود، اما کسانی که اموال را از راه نادرست به دست آورند یا حقوق واجب آن را نپردازند، گرفتار پیامدهای آن خواهند شد.

خوله همچنین از رسول خدا(ص) نقل کرده است که از راه‌های پاک شدن انسان از گناهان، اهتمام به طهارت، حضور در مساجد و انتظار مشتاقانه برای نماز بعدی است.

در روایت دیگری از پیامبر(ص) نقل می‌کند:

«ما یُقَدِّسُ اللهُ أُمَّةً لا یَأخُذُ ضَعیفُها مِن قَوِیِّها حَقَّهُ غَیرَ مُتَعتِعٍ.» [11]

جامعه‌ای که در آن فرد ضعیف نتواند بدون ترس و اضطراب حق خود را از قدرتمند بازستاند، به پاکی و سعادت حقیقی نخواهد رسید.

نسیبه؛ بانوی مجاهد و فداکار

نسیبه انصاری، دختر کعب، همسر زید بن عاصم و مادر حبیب و عبدالله، از زنان مجاهد و فداکار عصر پیامبر(ص) و از راویان حدیث آن حضرت بود.

در منابع تاریخی آمده است که نسیبه همراه با گروهی از انصار در بیعت عقبه حضور داشت و با رسول خدا(ص) بیعت کرد. حضور او در چنین رویدادی نشان‌دهنده نقش زنان مؤمن در عرصه‌های اجتماعی صدر اسلام است.

نسیبه در بیعت رضوان و جنگ احد نیز حضور یافت. همچنین در جنگ یمامه شرکت کرد و در جریان نبرد، زخم‌های فراوانی برداشت و یکی از دستانش قطع شد. [12]

درباره روز احد از نسیبه نقل شده است:

در آغاز جنگ، وظیفه من رساندن آب به رزمندگان بود؛ اما هنگامی که شرایط میدان دگرگون شد و گروهی از سپاه از اطراف پیامبر پراکنده شدند، خود را به آن حضرت رساندم و با شمشیر و تیر از رسول خدا دفاع کردم.

آثار زخم‌های آن نبرد تا سال‌ها بر بدن او باقی مانده بود. [13]

ایمان و فداکاری نسیبه در روز احد چنان برجسته بود که پیامبر(ص) از مقاومت و وفاداری او تجلیل کرد.

در بخشی از ماجرا نیز نقل شده است که نسیبه فرزند خود را به پایداری و دفاع از پیامبر فراخواند و هنگامی که او به شهادت رسید، خود همچنان به مقاومت ادامه داد.

پیامبر خدا(ص) درباره او فرمود:

«بارَکَ اللهُ عَلَیکِ یا نُسَیبَة.»

خداوند به تو برکت دهد، ای نسیبه.

زنان تربیت‌یافته مکتب اسلام

شرح زندگی زنان تربیت‌یافته در مکتب اسلام را می‌توان در آثاری همچون بحارالانوار، ریاحین الشریعة، اسد الغابة، الاصابة، الاستیعاب، اعلام النساء المؤمنات، تنقیح المقال، بهجة الآمال، رجال شیخ طوسی، جامع الرواة و اعیان الشیعه مطالعه کرد.

مطالعه زندگی این زنان نشان می‌دهد که زن در فرهنگ اسلامی ظرفیت بالایی برای رشد علمی، اخلاقی، معنوی و اجتماعی دارد و می‌تواند در عرصه‌هایی همچون علم‌آموزی، روایت حدیث، تربیت نسل، صبر در برابر سختی‌ها، دفاع از حق و خدمت به جامعه نقشی برجسته ایفا کند.

سخن پایانی

بررسی آموزه‌های قرآن و روایات درباره زن نشان می‌دهد که ارزش حقیقی انسان، چه زن و چه مرد، به ایمان، اخلاق، پاکدامنی، مسئولیت‌پذیری و عمل صالح او وابسته است.

تاریخ اسلام نیز زنانی را معرفی کرده است که در ایمان، علم، صبر، ایثار، وفاداری و مجاهدت به مراتب بلندی دست یافته‌اند. زنانی همچون رباب، اسماء بنت عمیس، ام‌سلیم، خوله و نسیبه تنها شخصیت‌هایی تاریخی نیستند، بلکه هر یک می‌توانند نمونه‌ای برای شناخت ظرفیت‌های معنوی و انسانی زن در مکتب اسلام باشند.

شناخت این الگوها و توجه به حقوق و مسئولیت‌های متقابل اعضای خانواده، می‌تواند زمینه تشکیل خانواده‌ای سالم‌تر و جامعه‌ای اخلاقی‌تر را فراهم سازد.

برگرفته از کتاب «تفسیر حکیم»، اثر استاد حسین انصاریان


منابع

[1] کشف الغرور، ص ۲۹۴.
[2] الزام النواصب.
[3] مطالب نقل‌شده از بزرگان، برگرفته از کشف الغرور، ص ۲۴۲، با تصرف در عبارات.
[4] انساب الاشراف، ج ۱، ص ۱۹۵.
[5] الاغانی، ج ۱۶، ص ۱۴۱.
[6] البدایة و النهایة، ج ۸، ص ۲۱۲.
[7] جایگاه بانوان در اسلام، ص ۱۱۰.
[8] اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۴۷۹.
[9] ریاحین الشریعة، ج ۳، ص ۴۰۸.
[10] اسد الغابة، ج ۵، ص ۴۴۲.
[11] اسد الغابة، ج ۵، ص ۴۴۸.
[12] ریاحین الشریعة، ج ۵، ص ۸۱.
[13] الاستیعاب، ج ۴، ص ۴۷۶.
منبع
  • پایگاه عرفان