پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

مطاف

مطاف

اراده وجود مقدس حق بر اين قرار گرفت که مطاف در يک نقطه از زمين و در مرکزي معين ؛ يعني در مدار خانه کعبه قرار گيرد تا عباد حق به آثار و فوايدي که براي حج مقرر شده و در سطور قبل به قسمتي از آن اشاره رفت ، برسند . اين که مطاف در يک مرکز است و جاي ديگري ، جز آن جايگاه رفيع ، انتخاب نشده ، عين حکمت حق و به مصلحت بندگان و علّت ظهور روح تسليم در آناني است که مناسک را به حقيقت انجام مي دهند و شرايط معنوي آن را با عشق و علاقه دنبال مي کنند . مطاف آن محل مبارک و نقطه نور ، همراه با اعمالي است که بايستي در آن مقدس ترين معبد الهي انجام بگيرد ، به قدري در سازندگي فرد و اجتماع مؤثر است که قابل توصيف با قضاياي معمولي نيست ، به طوري که مي توان گفت : اگر انساني به آن عمل سازنده توفيق يابد و با اين حال ، دگرگوني در وضع او به وجود نيايد و به مسير تکامل وارد نگردد ، حتماً يا به حکمت آنچه که ديده و عمل کرده استآگاهي نداشته و يا نيروي غرايز حيواني و خودخواهي او بقدري مقاومت داشته است که اگر خود حق و حقيقت را هم مي ديد و در جاذبه آن قرار مي گرفت ، پا به فرار مي گذاشت و کمترين نتيجه اي را از آن مشاهده و قرار گرفتن در جاذبه حق و حقيقت به دست نمي آورد .
مسلم است که در همه جوامع و همه دورانها ، به خصوص در آن جمعيت هايي که پيامبران و خداشناسان وجود داشته اند ، جايگاه مخصوصي براي عبادت و تفکرات معنوي ساخته شده است . اين معابد در حقيقت رصدگاه هايي براي نظاره به بي نهايت و ايجاد رابطه ميان بي نهايت بزرگ ( الله ) و بي نهايت کوچک ( انسان ) مي باشند . در اين رصدگاههاست که آدميان بدون واسطه با خويشتن روبرو مي شوند و با امواج مقدس وجدان خويش با خدا به راز و نياز مي پردازند . در هيچ يک از جايگاهها و مسکن هايي که بشر با دست خود مي سازد ، مصالح ساختماني از آنچه که هستند تغييري پيدا نمي کنند ، مگر مصالح ساختمان معابد که با آجر بالا مي رود و مبدّل به روح و جان شفاف مي شود و انوار الهي را در دلها منعکس مي سازد .
اين معابد مانند چشمه سارهايي زلال در ميان سنگلاخ ها و دشت هاي سوزان زندگي حيواني آدميان
قرارگرفته است انسان ها با شستشو در اين چشمه سارها طراوت و شادابي روح را در مي يابند .
بيت الله الحرام که مطاف عباد الهي در آن قرار دارد ، اولين معبد جهاني است که براي همه مردم برپاست و با دست نوراني ابراهيم و اسماعيل ، پس از طوفان نوح ، به امر خداوند مهربان ساخته شده است ، ورنه تاريخ برقرار شدن مطاف مساوي با تاريخ به وجود آمدن انسان است . امّا چرا کعبه ، که مطاف برمحور آن است ، در چنين جايگاه ويژه اي ساخته شده است ؟
کعبه در جايگاهي بنا شده است که هيچگونه وسيله تفريح و مناظر طبيعي خوشايندي ندارد . سنگلاخي در ميان اقيانوسي از ريگزارها و ديدگاههاي خشن که مجالي به انديشه هاي گسترده و عميق و فوق ضرورتهاي زندگي معمولي نمي دهد . حکمت بالغه اي است که کعبه را در اين جايگاه خسته کننده قرار داده است ، که انسانها از محيط هاي زيبا و خوش آب و هواي بهشتي روي به آن بياورند و هدفي جز چشيدن طعم تکليف نداشته باشند . در آن سرزمين هيچ يک از عوامل طبيعي و نفساني و اجتماعي دخالتي در انجام تکليف نمي کند ، بلکه در آن تکاپو ، انسان است و خداوند مهربانش ، که رويارويش قرار گرفته است . همين نکته را اگر انسان در اين سفر ملکوتي بفهمد ، به جايي مي رسد که چشمي نديده و گوشي نشنيده است .
سالک در آن حريم مقدّس به درک اين مسأله مي رسد که هيچ چيز در اين عالم و در اين عرصه گاه هستي استقلال ندارد ، و قابل اعتماد نيست و به اين حقيقت واقف مي گردد که خلأ روح جز با عشق و محبت و اطاعت از جانب او پر نمي شود و به اين واقعيت آگاه مي گردد که هرچه هست اوست و ما سواي حضرت محبوب ، سايه اي بيش نيست و تنها نقطه پرواز و مايه ارزش براي انسان اتصال به جناب اوست .
درهر صورت مطاف رصدگاه است ؛ رصدگاهي براي نظاره به بي نهايت ، جهت ايجاد ارتباط بين بي نهايت کوچک ( انسان ) با بي نهايت بزرگ ( الله ) .

منبع
  • برگرفته از کتاب در بارگاه نور استاد حسین انصاریان