پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

خروج از ظلمت به سوى نور

خروج از ظلمت به سوى نور

من و قرآن و پيغمبرم براى چه به ميدان آمديم؟

«كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ»

آمده‏ايم كه نه فقط عرب‏ها و ايرانى‏ها را، بلكه همه مردم دنيا و تمام انسان‏ها را از تاريكى در آوريم، از تاريكى جهل، خوديت، نفس، شهوت، گناه و معصيت درآوريم و به سمت نورانيت من، قرآن و پيامبرم بكشيم.

اين نگاه تربيتى پروردگار مهربان عالم است كه در قرآن تجلى دارد. حال اين قرآن را در قلب پيغمبر صلى الله عليه و آله گذاشته است كه بيست و سه سال مردم را در حدّ جان‏ كندن از تاريكى در آورد. چون گياه در تاريكى رشد نمى‏كند. تا آفتاب نباشد، درخت‏ها زرد مى‏شوند و اين دانه‏هايى كه مى‏كارند، درنمى‏آيد. در تاريكى، هيچ كس به هيچ جا نمى‏رسد.

خدا سه مورد از اين سلسله نظام را گفت؛ خدا، قرآن و پيغمبر صلى الله عليه و آله. حال به بقيه مراتب اين نظام برسيم كه اگر اين نظام طولى رعايت شود، انسان رشد مى‏كند و حتى يك لحظه از عمرش نيز به هدر نمى‏رود و اين سرمايه به تجارتى تبديل مى‏شود كه منفعتش ابدى و دايمى خواهد بود.

در زدم و گفت كيست گفتمش اى دوست دوست‏

 

گفت در آن دوست چيست؟ گفتمش اى دوست دوست‏

گفت اگر دوستى، از چه در اين پوستى‏

 

دوست كه در پوست نيست، گفتمش اى دوست دوست‏

گفتمش اين هم دمى است، گفت عجب عالمى است‏

 

ساقى بزم تو كيست؟ گفتمش اى دوست دوست‏

در چو به رويم گشود، جمله بود و نبود

 

ديدم و ديدم هموست، گفتمش اى دوست دوست‏

     
منبع
  • پایگاه عرفان