به راستي سفر پربرکت حج، فرصت بسيار مغتنمي است که انسان دوستان جديدي به دست آورد؛ دوستاني که از اخلاق و دين و کرامت و دانش و قدرت آنان براي رشد و کمال و خير دنيا و آخرت خود استفاده کند؛ دوستاني که در حوادث و پيشآمدها او را ياري دهند و هريک الگو و سرمشقي نيکو براي زندگي او شوند.
دوستيابي، آن هم چنان دوستان مفيدي، در تعاليم آسماني اسلام سفارش شده است و آيات و روايات چندي در اين زمينه به تشويق پرداختهاند و يکي از عذابهاي سخت قيامت را براي اهل معصيت، نداشتن دوست و نبود رفيق و همدم برشمردهاند:(وَما أَضَلَّنا إِلاَّ الْمُجْرِمُونَ * فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ * وَلا صَدِيقٍ حَمِيمٍ)؛ «در دنيا که بوديم جز مجرمان حرفهاي، ما را به ضلالت و گمراهي [و دور شدن از خدا و صراط مستقيم] نکشاندند، [در اين روز هولناک] براي ماشفاعت کننده و دوستي وجود ندارد که از ما حمايت کند و ما را از عذاب دوزخ نجات دهد».از مفهوم آية شريفه استفاده ميشود که دوست مناسب، رفيق موافق، مصاحب با کرامت و همنشين دلسوز، عامل نجات و رهايي انسان از خزي دنيا و عذاب آخرت است.زائر بايد در ميان همسفرانش با صبر و حوصله به يافتن دوستان مفيد و رفيقان نيک سيرت و مصاحبان با کرامت اقدام نمايد؛ چرا که اميرمؤمنان (عليه السلام) دربارة دوست خوب و دشمن، نظري جالب دارد؛ آن حضرت ميفرمايد:
وليس کثيراً ألف خلّ وصاحب
وإنّ عــدواً واحــداً لـکـثــير
«هزار يار موافق و دوست مناسب زياد نيست؛ ولي يک دشمن براي انسان بسيار است».امام رضا (عليه السلام) ميفرمايد:کسي که برادري در راه خدا و به خاطر خدا به دست آورد، خانهاي در بهشت به دست آورده است.
16. انس با ديگران
برخي از مردم انزوا و جدا زيستن از ديگران را دوست دارند، در مساجد، در مجالس، در ميهمانيها و در ميان جمعيت شرکت نميکنند؛ مکتب آنان، عزلت و گوشهگيري و تنهايي است؛ از اين رو از جريانات و آنچه بر ديگران ميگذرد، بيخبر و غافل هستند، آنان با تنها زيستن، از بسياري کارهاي خير، برنامههاي مثبت و پاداشهاي الهي محروم ميشوند، که کار اين افراد برخلاف خواستة دين و اولياي الهي است. انسان بايد به دنبال دوستيابي و ياري رساندن به آنان کوشا، و با شرکت در کارهاي خيرشان انس و الفت خود را ثابت نمايد. تنها زيستن، کار افراد بيمهر و عاطفه و خالي از محبت و مهرباني است.سفر حج، سفر بسيار مهمي است و زائر نبايد در اين سفر از همسفران کنارهگيري کند و تنها بنشيند و تنها به زيارت و انجام مناسک مبادرت ورزد.زائر با انس و الفت گرفتن با همسفران به ارزشهاي ديگران آگاه ميشود، و اگر خود، فاقد آن ارزشهاست، آنها را در فرصت عظيم سفر حج در خود تجلّي ميدهد؛ زائر با الفت و مؤانست با ديگران به عيوب خود واقف ميشود و درصدد برطرف کردن آن برميآيد.دربارة انس گرفتن و الفت با ديگران، روايات بسيار مهمي از اهلبيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) نقل شده است؛ از جمله رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) فرموده: «المؤمنُ آلِفٌ مألوفٌ»؛ «مؤمن انس ميگيرد، و ديگران [به آساني« با او انس برقرار ميکنند].
با دقت در روايت فوق درمييابيم که آن حضرت، انس گرفتن و الفت برقرار کردن را، از ويژگيهاي مؤمن ميداند. در جايي ديگر پيامبر (صلّي الله عليه وآله) فرموده:فرداي قيامت نزديکترين شما به من، کسي است که خوشخوتر و به مردم نزديکتر باشد.اميرمؤمنان علي (عليه السلام) نيز ميفرمايد:«طُوبَيلِمَنْ يَأْلَفُ النَّاسَوَيَأْلَفُونَهُعَلَيطَاعَةِ اللهِ»؛ «خوش به حال آن که در راه طاعت و عبادت خدا، با مردم انس گيرد و مردم نيز با او الفت برقرار کنند».با توجه به کلام اميرمؤمنان (عليه السلام) اين انس و الفت بايد انس و الفتي مثبت باشد؛ انس و الفتي که برمحور طاعت حق و عبادت باشد. بنابراين الفت با کساني که انسان را به سوي معصيت سوق دهند و از او مجرم و خطاکار بسازند، ممنوع و کاري نامشروع و سبب خرابي دنيا و آخرت انسان ميشود.
17. استفاده از تجارب ديگران
زائر خانة خدا بايد بداند که اهل کاروان را افراد و اشخاصي با پيشههاي گوناگون تشکيل ميدهند و هرکدام نسبت به عمر و شغلشان داراي تجارب گوناگون هستند و در آنان، مجموعهاي از دانشها و هنرها جمع است. اين سفر، فرصت بسيار مغتنمي است که از تجارب همسفران ميتواند براي رشد روحي، تعالي رواني و تکميل ادب خود استفاده کند.در شعري که منسوب به حضرت علي (عليه السلام) است، براي «سفر» پنج فايده برشمرده شده است:«از وطن خود براي به دست آوردن برتريها و ارزشها، دوري گزينيد و مسافرت کنيد؛ چرا که در سفر، پنج فايده نصيب شما ميشود:
برطرف شدن غم و غصه، کسب معيشت، اندوختن دانش، آراسته شدن به آداب مثبت، و به دست آوردن همنشين بزرگوار».
18. بهرهگيري از يافتههاي اهل خرد
زائر در اين سفر معنوي، توفيق ديدار عاقلان و خردمنداني را مييابد که از عقل پخته و خرد تجربي
برخوردارند؛ چه در کاروان و چه در مجالس و محافل علمي که در مدينه و مکه تشکيل ميشود.گاهي در ميان عاقلان و خردمندان، کساني يافت ميشوند که عمر خود را با تحصيل، مطالعه و سفرهاي گوناگون علمي سپري کرده و به يافتههاي جديد و پرقيمتي دست يافتهاند و چه بسا زائر با بهره جستن از آن يافتهها، پس از بازگشت به وطن، منشأ تحولي عظيم و فوقالعاده در کشور و ملّت گردد. پس، از دست دادن فرصتها بسيار ناپسند است و انسان عاقل نبايد با دست خالي به وطن بازگردد!زائر اگر عقل خود را با عقول پخته و خردهاي تجربه ديده گره بزند، عقلش رشد پيدا ميکند و از اندوختههاي پرقيمت ديگران بهرهمند ميشود، و به فرمودة اميرمؤمنان (عليه السلام) عقل تجربي پيدا ميکند:«الْعَقْلُ عَقْلَانِ عَقْلُ الطَّبْعِ وَعَقْلُ التَّجْرِبَةِ وَكِلَاهُمَا يُؤَدِّي إِلَي الْمَنْفَعَة»؛ «عقل دو گونه است، عقل ذاتي و طبيعي و عقل تجربي و هر دوي آنها سودمندند». و در روايت ديگري ميفرمايد:«الْعَاقِلُ مَنْ وَعَظَتْهُ التَّجَارِب»؛ «عاقل و خردمند، کسي است که تجربهها، او را پند آموزد».
19. دوري از فرومايگان
در بين خانواده و اقوام و خويشان و نيز در جامعه، گاهي افرادي هستند که متأسفانه فرومايه و پستاند و براي نجات خود از اين حالت شيطاني، اقدامي نميکنند؛ نه از تجربههاي با ارزش ديگران استفاده ميکنند و نه در مجالس وعظ و نصيحت حاضر ميشوند و نه با خردمندان و عالمان همنشين ميگردند.گاهي چنين افرادي در سفر حج همسفر انسان ميشوند. زائر بايد از رفت و آمد و همنشيني با آنان پرهيز کند تا از زيان و شرّ آنان، در امان بماند. اگر با يکي از آنان هم اتاق شود و جابه جايي براي کاروان امکانپذير نباشد، با حوصله و متانت، حلم و بردباري صبر کند تا اين سفر به پايان برسد. از حضرت رضا (عليه السلام) دربارة نشانة فرومايگي پرسيدند، حضرت در پاسخ فرمود:«مَنْ كَانَ لَهُ شَيْءٌ يُلْهِيهِ عَنِ اللَّهِ»؛ «کسي که چيزي داشته باشد و آن چيز او را از ياد خدا بازدارد».غفلت از ياد حق و دوري از بندگي و اطاعت خدا،از نشانههاي افراد فرومايه است؛ اهلبيت (عليهم السلام) مردم را از دوستي، معاشرت و نشست و برخاست با فرومايگان نهي کردهاند.اميرمؤمنان (عليه السلام) ميفرمايد:«احْذَرُوا السَّفِلَةَ فَإِنَّ السَّفِلَةَ مَنْ لَا يَخَافُ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ وَفِيهِمْ قَتَلَةُ الْأَنْبِيَاءِ وَفِيهِمْ أَعْدَاؤُنَا»؛ «از مردم فرومايه بپرهيزيد و از معاشرت با آنان دوري کنيد؛ زيرا فرومايه از خدا بيم ندارد. قاتلان پيامبران و دشمنان ما از اين گروهاند».شيخ صدوق، اين شخصيت بزرگ و روايتشناس، در کتاب پرقيمت من لايحضره الفقيه مينويسد:دربارة معناي فرومايه، اخبار گوناگوني آمده است:
در بعضي از روايات، فرومايه به کسي اطلاق شده که طنبور2 مينوازد؛ در برخي ديگر، آمده که فرومايه کسي است که اگر به او خوبي کني، خوشحال نميشود و اگر بدي کني، ناراحت نميگردد، و نيز به کسي اطلاق شده که به ناحق و بدون شايستگي، ادعاي امامت و پيشوايي کند. و در روايتي از امام صادق (عليه السلام) به کسي گفته شده که شراب مينوشد... همة اينها، اوصاف شخص فرومايه است، و هرکس يکي يا همة آنها را داشته باشد، بايد از رفاقت و همنشيني با او دوري گزيد.
20. مشورت با ديگران
خودکامگي در تصميم، استبداد رأي و نظر، و خود را در همة امور دانا و متخصص دانستن، کاري است که انسان را دچار زيانهاي سنگين و عواقب سوء و گاهي خسارتهاي جبرانناپذير ميکند.مشورت با ديگران به ويژه با اهل تجربه و خردمندان و نظرخواهي از انديشمندان، کاري پسنديده و عملي مورد رضايت حق است.
مشورت با ديگران از چنان ارزش و اعتباري برخوردار است که خداي مهربان در قرآن به پيامبرش فرمان ميدهد تا در کارها با مردم روشن ضمير و اهل تجربه مشورت کند؛ با اين که ميداند پيامبر (صلّي الله عليه وآله) عاقلترين انسانهاست.ارزش مشورت به اندازهاي است که از صد و چهارده سورة قرآن، يکي از آنها شورا (مشورت) نامگذاري شده و در آن سوره، ويژگيهاي اهل ايمان را به اين صورت بازگو ميکند:
توکل و اعتماد برخدا، اجتناب و دوري از گناهان کبيره و زشتکاري، عفو و گذشت به هنگام خشم، اطاعت از خدا و اجابت دعوت حق، به پا داشتن نماز، مشورت در کارها، انفاق در راه خدا از آنچه روزي آنان شده، ياري خواستن از مؤمنان و همکيشان، هنگامي که در معرض ظلم و ستم واقع ميشوند، اجتناب از ياري خواستن از بيگانگان و...اميرمؤمنان (عليه السلام) ميفرمايد:هنگامي که پيامبر (صلّي الله عليه وآله) مرا براي تبليغ اسلام به يمن فرستاد، به من فرمود:«يَا عَلِيُّ مَا حَارَ مَنِ اسْتَخَارَ وَلَا نَدِمَ مَنِ اسْتَشَار»؛
«اي علي! کسي که از خدا درخواست خير و خوبي کرد، سرگردان نشد و کسي که با ديگران در کارهايش به مشورت نشست، پشيمان نگشت».زائر، بهويژه کسي که سفر اول اوست، بايد با اهل خرد و آناني که در اين سفر چند پيراهن بيش از او پاره کردهاند، دربارة صرف عمر گرانبهايش و رفت و آمدش به حرمهاي مدينه و مکه و دربارة بهرهبرداري بيش از پيش مشورت کند، تا به عبادتي کامل و زيارتي جامع و مناسکي قابل قبول دست يابد؛ چرا که ممکن است اين سفر، اولين و آخرين سفر حجّش باشد و ديگر بار، هرگز اتفاق نيفتد!
اما همانگونه که اشاره شد، با خردمندان و دلسوزان بايد مشورت کرد؛ نه با همه کس! مشورت با برخي، انسان را دچار زيان و محروميت از فيوضات الهي ميکند.رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) به اميرمؤمنان (عليه السلام) ميفرمود:«لَا تُشَاوِرْ جَبَاناً فَإِنَّهُ يُضَيِّقُ عَلَيْكَ الْمَخْرَجَ وَلَا تُشَاوِرِ الْبَخِيلَ فَإِنَّهُ يَقْصُرُ بِكَ عَنْ غَايَتِكَ وَلَا تُشَاوِرْ حَرِيصاً فَإِنَّهُ يُزَيِّنُ لَكَ شَرَّهَا»؛ «با ترسو مشورت مکن؛ زيرا او راه حل مشکلات را برتو تنگ ميکند، با بخيل مشورت نداشته باش؛ زيرا تو را از هدف مثبتت بازميدارد، با حريص به مشورت منشين؛ زيرا او طمع و آز را در نظرت نيکو جلوه ميدهد».حضرت صادق (عليه السلام) ميفرمايد:«شَاوِرْ فِيأَمْرِكَالَّذِينَ يَخْشَوْنَاللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ»؛ «در کارهاي خود با کساني مشورت کن که از عظمت خداي عزوجل در هراساند».
21. گفتوگوهاي سازنده
زائر در طول سفر به دور از غوغاي زندگي و امور خستهکننده، در گردونة فرصتي با ارزش و فراغتي ملکوتي قرار ميگيرد؛ بنابراين بر او لازم است که بخشي از آن فرصت را هزينة گفت وگوي ديني، تربيتي، علمي و اخلاقي با اهل فن کند. به ويژه سؤالاتي را که در زمينة عقايد، احکام، حلال و حرام و دنيا و آخرت دارد، با اهلش در ميان گذاشته، از اين طريق خود را به دانش ديني و آگاهي لازم در جهت تأمين سعادت دنيا و آخرتش بيارايد.اسلام، تشکيل چنين محافل علمي و استفاده از دانش عالم را ـگرچه ميان دو نفر باشدـ از اعظم عبادات شمرده و موجب پاداش بينهايت، کليد درهاي بهشت، ضامن سعادت دنيا و آخرت انسان و سبب تحولات روحي و اخلاقي دانسته است.از اميرمؤمنان (عليه السلام) روايت شده:«أيّها النّاس، طُوبَي لِمَنْ شَغَلَهُ عَيْبُهُ عَنْ عُيُوبِ النَّاسِ وَتَوَاضَعَ مِنْ غَيْرِ مَنْقَصَةٍ وَجَالَسَ أَهْلَ الْفِقْهِِ وَالرَّحْمَةِ وَخَالَطَ أَهْلَ الذُّلِّ وَالْمَسْكَنَةِ وَأَنْفَقَ مَالًا جَمَعَهُ فِي غَيْرِ مَعْصِيَةٍ»؛ «اي مردم! خوشا به حال کسي که توجه به عيوب خودش، او را از پيگيري عيوب ديگران باز دارد، و بدون داشتن کمبود و نقص به فروتني و خاکساري در جاي خودش تن در دهد، و با اهل بصيرت و بينش همنشين شود، و با تهيدستان و فقيران همزيستي و آمد و شد داشته باشد، و مالي را که از راه حلال و بدون معصيت به دست آورده، در راه حق هزينه کند». امام رضا (عليه السلام) نيز ميفرمايد:
«مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً يُحْيِا فِيهِ أَمْرُنَا لَمْ يَمُتْ قَلْبُهُ يَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوب»؛ «کسي که در جلسهاي شرکت کند و در آن جلسه [فقه و حلال و حرام و] احکام ما را با بحث و گفتوگو به پا دارد روزي که دلها ميميرند، قلب او نخواهد مرد».پيشواي ششم امام صادق (عليه السلام) به داود بن سرحان فرمود:«يَا دَاوُدُ أَبْلِغْ مَوَالِيَّ عَنِّي السَّلَامَ وَأَنِّي أَقُولُ رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً اجْتَمَعَ مَعَ آخَرَ فَتَذَاكَرَا أَمْرَنَا فَإِنَّ ثَالِثَهُمَا مَلَكٌ يَسْتَغْفِرُ لَهُمَا وَمَا اجْتَمَعَ اثْنَانِ عَلَي ذِكْرِنَا إِلَّا بَاهَي اللَّهُ تَعَالَي بِهِمَا الْمَلَائِكَةَ فَإِنِ اجْتَمَعْتُمْ فَاشْتَغِلُوا بِالذِّكْرِ فَإِنَّ فِي اجْتِمَاعِكُمْ وَمُذَاكَرَتِكُمْ إِحْيَاءَنَا وَخَيْرُ النَّاسِ بَعْدَنَا مَنْ ذَاكَرَ بِأَمْرِنَا وَدَعَا إِلَي ذِكْرِنَا»؛
«اي داود! به دوستانم از جانب من سلام برسان و بگو اين گفتة من است: خدا رحمت کند بندهاي را که با ديگري مينشيند و از فرهنگ و فقه و علوم ما گفتوگو ميکند. يقيناً سومين نفر آنان فرشتهاي است که براي آن دو نفر طلب آمرزش ميکند. و هرگاه دو نفر دربارة فرهنگ ما گفتوگو کنند، خداوند با آن دو نفر به فرشتگان مباهات ميکند؛ پس هنگامي که در امور الهي اجتماع کرديد، به پرسش و پاسخهاي مسائل تربيتي مشغول شويد؛ زيرا در اجتماع و گفتوگوي شما، زنده کردن ياد و مکتب ماست، و بهترين مردم پس از ما، کسي است که دربارة امور ما گفتوگو کند و مردم را به ياد ما دعوت کند. رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) در حديثي زيبا فرموده:«الْمُتَّقُونَ سَادَةٌ وَالْفُقَهَاءُ قَادَةٌ وَالْجُلُوسُ إِلَيْهِمْ عِبَادَةٌ»؛ «اهل تقوا سرورند، فقيهان رهبرند، و نشستن نزد آنان [براي بهره گيري از بينش و دانششان] عبادت است». حضرت رضا (عليه السلام) از پدرانش از رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) روايت ميکند: مُجَالَسَةُ الْعُلَمَاءِ عِبَادَةٌ وَالنَّظَرُ إِلَي عَلِي (عليه السلام) عِبَادَةٌ وَالنَّظَرُ إِلَي الْبَيْتِ عِبَادَةٌ وَالنَّظَرُ إِلَي الْمُصْحَفِعِبَادَةٌ وَالنَّظَرُ إِلَيالْوَالِدَيْنِعِبَادَةٌ»؛
«نشستن با دانشمندان براي بهرهگيري از علمشان و نگاه به علي (عليه السلام) ، و چشم دوختن به کعبه، و نظر کردن به قرآن و نگاه به پدر و مادر عبادت است». زائر عزيز با توجه به اين روايات بسيار مهم که گوشهاي از روايات فراوان باب گفتوگوي علمي و ديني است، بخشي از فرصت خود را در سفر حج که داراي فراغت هستي هزينة گفتوگوي ديني و علمي و اخلاقي کن، تا بيش از پيش به کرامت و صدق و تربيت و آداب انساني آراسته شوي، و ثواب و پاداش عظيمي براي آخرت خود ذخيره نمايي، و از اين طريق رضايت حق و پيامبر و ائمة طاهرين را جلب کني و به معنويت زيارت خود بيفزايي.