پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

فطرس و دردائیل؛ فرشتگان آزادشدۀ امام حسین(ع)

فطرس و دردائیل؛ فرشتگان آزادشدۀ امام حسین(ع)

روایت فطرس و دردائیل، دو فرشته‌ای که به برکت ولادت و مقام والای امام حسین(علیه‌السلام) مشمول رحمت الهی شدند و جایگاه خود را بازیافتند.

عناوین مقاله

با کلیک روی هر عنوان به محتوای مربوط به آن هدایت می شوید

فطرس؛ آزادشدۀ امام حسین(علیه‌السلام)

ماجرای فطرس و ولادت امام حسین(علیه‌السلام)

از امام باقر(علیه‌السلام) روایت شده است که فرمود:

هنگامی که حسین بن علی(علیه‌السلام) متولد شد، جبرئیل همراه با هزار فرشته به زمین فرود آمد تا ولادت آن حضرت را به حضرت ختمی‌مرتبت، رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، شادباش بگوید.

در آن هنگام، فرشته‌ای به نام «فطرس» در یکی از جزیره‌های دریا گرفتار و بازداشت بود. خداوند او را برای انجام کاری مأمور کرده بود، اما چون در انجام آن تأخیر کرده بود، بال‌هایش درهم شکسته و از مقام خویش برکنار شده بود و در آن جزیره به سر می‌برد. فطرس پانصد سال در آن جزیره مانده بود.

او از دوستان جبرئیل بود. هنگامی که جبرئیل از کنار او گذشت، فطرس پرسید:

«به کجا می‌روی؟»

جبرئیل پاسخ داد:

«امشب برای پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نوزادی متولد شده است و پروردگار مرا همراه با هزار فرشته فرستاده است تا این ولادت را به آن حضرت شادباش بگوییم.»

فطرس به جبرئیل گفت:

«مرا نیز با خود نزد او ببر؛ شاید برای من دعا فرماید.»

شفای فطرس به برکت امام حسین(علیه‌السلام)

هنگامی که جبرئیل پیام الهی را به رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) رساند، پیامبر به فطرس نگریست و از جبرئیل پرسید:

«این کیست؟»

جبرئیل، پیامبر را از سرگذشت او آگاه کرد.

رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) رو به فطرس کرد و فرمود:

«بال و پر خود را بر این نوزاد بکش.»

فطرس چنین کرد و همان دم به حالت نخست خود بازگشت.

هنگامی که فطرس قصد برخاستن کرد، پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به او فرمود:

«در زمین کربلا بمان و تا روز رستاخیز، هر مؤمنی را دیدی که به زیارت او می‌آید، مرا از آن آگاه کن.»

از آن پس، آن فرشته به «آزادشدۀ حسین(علیه‌السلام)» شهرت یافت.

دردائیل؛ فرشته‌ای که به برکت امام حسین(علیه‌السلام) بخشوده شد

جایگاه و سرگذشت دردائیل

ابن‌عباس می‌گوید:

از پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) شنیدم که می‌فرمود:

خداوند متعال فرشته‌ای به نام «دردائیل» داشت که دارای شانزده هزار بال بود و فاصله میان هر یک از بال‌های او به اندازۀ فاصله زمین تا آسمان بود.

روزی این فرشته با خود گفت:

«آیا چیزی فراتر و نیرومندتر از خدای ما وجود دارد؟»

خداوند متعال که از گفتۀ او آگاه بود، بال‌هایش را دو برابر کرد و شمار آن‌ها به سی‌ودو هزار بال رسید. آن‌گاه به او وحی فرمود که به پرواز درآید.

دردائیل پنجاه هزار سال پرواز کرد، اما نتوانست حتی به یکی از پایه‌های عرش برسد. هنگامی که خدای متعال از خستگی و درماندگی او آگاه شد، به او وحی فرمود:

«ای فرشته! به جای خویش بازگرد؛ زیرا من برتر از هر بزرگی هستم و چیزی برتر از من نیست. من در مکان نمی‌گنجم و به داشتن مکان توصیف نمی‌شوم.»

در این هنگام، خداوند بال‌های او را گرفت و وی را از مقامی که در میان فرشتگان داشت، برکنار فرمود.

وقایع آسمانی در شب ولادت امام حسین(علیه‌السلام)

هنگامی که امام حسین(علیه‌السلام) متولد شد و میلاد آن حضرت در شامگاه پنجشنبه، شب جمعه، واقع گردید، خدای عزوجل به فرشتۀ نگهبان آتش فرمان داد که به پاس بزرگداشت مولودی که برای محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) متولد شده است، آتش را بر دوزخیان فرو نشاند.

همچنین به بهشت فرمان داد که به کرامت آن مولود، بیش از پیش خود را بیاراید و عطرآگین سازد.

سپس خداوند متعال به جبرئیل وحی فرمود که همراه با هزار قبیله از فرشتگان، که شمار هر قبیله هزار هزار فرشته بود، به حضور پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) برود. آنان بر اسب‌های ابلق سوار بودند و زین و لگام اسب‌هایشان از یاقوت و گوهر آراسته شده بود.

گروهی دیگر از فرشتگان، که به «روحانیان» معروف بودند و طبق‌هایی از نور در دست داشتند، نیز همراه آنان بودند.

خداوند به جبرئیل فرمان داد که همگی نخست به حضور محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) برسند و ولادت فرزندش را به آن حضرت شادباش بگویند.

درخواست دردائیل از جبرئیل

هنگامی که جبرئیل از آسمان به سوی زمین فرود می‌آمد، از کنار دردائیل عبور کرد.

دردائیل از جبرئیل پرسید:

«امشب در آسمان چه خبر است؟ آیا رستاخیز مردم دنیا آغاز شده است؟»

جبرئیل پاسخ داد:

«نه؛ در دنیا برای محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) مولودی متولد شده است و خدای عزوجل مرا فرستاده تا ولادت این نوزاد را به او شادباش بگویم.»

دردائیل به جبرئیل گفت:

«تو را به خدایی که من و تو را آفریده است سوگند می‌دهم، هنگامی که به حضور حضرت محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) رسیدی، درود مرا به او برسان و بگو: دردائیل می‌گوید تو را به حق این مولود سوگند می‌دهم که از خدای خود بخواهی از من خشنود شود، بال‌هایم را به حالت نخست بازگرداند و مقامم را در میان فرشتگان دوباره به من ارزانی فرماید.»

دعای پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) برای دردائیل

جبرئیل به حضور پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) رسید و همان‌گونه که خدای عزوجل به او فرمان داده بود، شادباش و تسلیت گفت.

سپس جبرئیل سرگذشت آن فرشته و گرفتاری او را به آگاهی رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) رساند.

ابن‌عباس می‌گوید:

پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، حسین(علیه‌السلام) را که در پارچه‌ای پشمین پیچیده شده بود، در آغوش گرفت و با آن حضرت به سوی آسمان اشاره کرد و چنین عرضه داشت:

«بار خدایا! به حق این مولود بر تو، و به حق تو بر او، و به حق جدش محمد و ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب؛ اگر برای حسین، پسر علی و فرزند فاطمه، در پیشگاه تو ارج و منزلتی است، از دردائیل خشنود شو و به لطف خود، بال و پر و مقام او را در میان فرشتگان به وی بازگردان.»

خدای متعال دعای پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را پذیرفت، آن فرشته را آمرزید و بال‌ها و مقامش را در میان فرشتگان به او بازگرداند.

دردائیل؛ آزادشدۀ حسین بن فاطمه(علیهماالسلام)

از آن پس، دردائیل در میان بهشتیان به «آزادشده و وابستۀ حسین، پسر فاطمه دختر رسول خدا و پسر علی(صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین)» معروف شد.

بدین‌ترتیب، در این نقل، همان‌گونه که فطرس به برکت وجود امام حسین(علیه‌السلام) از گرفتاری رهایی یافت، دردائیل نیز با توسل پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به مقام و منزلت آن حضرت در پیشگاه الهی، مشمول عفو و رحمت خداوند شد و جایگاه پیشین خود را در میان فرشتگان بازیافت.

منبع
  • سبطین