يكي از مهمترين موضوع اعتقادی همه اديان مسأله معاد بوده است. همه اديان به اينكه عالم ديگري ماوراي عالم دنيا و طبيعت وجود دارد. معتقدند و اين مسأله از جمله مسائلي است كه فطرت هر انساني به آن اذعان ميكند. اما درباره اينكه معاد جسماني است يا روحاني؛ وفلسفه آن، اختلاف اساسی است.
معاد جسمانى یعنی كه همين بدن انسان در قيامت محشور خواهد شد و پاداشها و كيفرهايى كه مربوط به قواى حسى است با همان بدن تحقّق خواهد يافت، و معاد روحانى نيز به اين معنا است كه برخى از آلام و لذات، جنبه حسى ندارد بلكه محل آن روح انسان است، مانند: اندوه و غم و غصه و حسرتى كه در قيامت براى كافران و گناهكاران تحقق خواهد يافت.آیا معاد تنها روحانی است، یا روحانی و جسمانی و با پذیرش جسمانی بودن، آیا این جسم عنصری و مادی است، یا جسم برزخی و مثالی؟ اینها مسئله ای نیست که از راه براهین عقلی بتوان آن را ثابت نمود؛ به همین جهت گروهی از متکلمان معاد را تنها جسمانی دانسته و به وجود روحی به غیر از جسم و مکانیسم بدن معتقد نیستند.
عده ای از فلاسفه به ویژه پیروان حکمت مشاء تنها به معاد روحانی معتقدند و می گویند پس از مرگ علاقه روح به بدن قطع می گردد، اما از آن جا که روح موجود پیراسته از ماده است فنا و نیستی در آن راه ندارد و پس از قطع علاقه از بدن، باقی و جاوید خواهد ماند. از آیات قرآن سوره بقره آیه 25 در رابطه با بهشت و نعمت هايش و آیه56 سوره نساء عذاب دردناک ،صريحاً استفاده مى شود كه معاد جسمانى است، و آنچه را فلاسفه درباره معاد مى گويند و يا آيات و روايات را توجيه مى نمايند مورد قبول قرآن مجيد نيست.
خداوند در پاسخ كسانى كه نسبت به معاد جسمانى شك دارند و يا مطالب براى آنها حل نشده، نمونه معاد جسمانى و شيوه برانگيخته شدن در قيامت را در همين دنيا به تصوير كشيده، تا هم رفع شبهه و ايجاد اطمينان براى سؤال كننده باشد و هم اثبات قدرت به زنده نمودن مردگان و موجوداتى كه وجود آنها از بين رفته و يا تبديل به چيز ديگرى شده است، كند. مانند حکایت پیامبری درآیه «أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّى يُحْيِيْ هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِاْئَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالَ بَل لَبِثْتَ مِاْئَةَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَى طَعَامَكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانْظُرْ إِلَى حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ وَانْظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْماً فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» (بقره / 259)
يا چون آن كسى كه به دهكدهاى گذر كرد، در حالى كه ديوارهاى آن بر روى سقفهايش فرو ريخته بود [و اجساد ساكنانش پوسيده و متلاشى به نظر مىآمد] گفت: خدا چگونه اينان را پس از مرگشان زنده مىكند؟ پس خدا او را صد سال ميراند، سپس وى را برانگيخت، به او فرمود: چه مقدار [در اين منطقه] درنگ كردهاى؟ گفت: يك روز يا بخشى از يك روز درنگ كردهام. [خدا] فرمود: بلكه صد سال درنگ كردهاى! به خوراكى و نوشيدنى خود بنگر كه [پس از گذشت صد سال و رفت و آمد فصول چهارگانه] تغييرى نكرده، و به دراز گوش خود نظر كن [كه جسمش متلاشى شده، ما تو را زنده كرديم تا به پاسخ پرسشت برسى و به واقع شدن اين حقيقت مطمئن شوى]، و تا تو را نشانهاى [از قدرت و ربوبيّت خود] براى مردم [در مورد زنده شدن مردگان] قرار دهيم، اكنون به استخوانها [ىِ دراز گوشت] بنگر كه چگونه آنها را برمىداريم و به هم پيوند مىدهيم، سپس بر آنها گوشت مىپوشانيم.
چون [كيفيتِ زنده شدنِ مردگان] بر او روشن شد، گفت: اكنون مىدانم كه يقيناً خدا بر هر كارى تواناست. وآیات دیگر ... البته ما معاد روحانى محض را قبول نداريم، چون در معاد روحانى محض بحثى از جسم مطرح نيست ولى در قرآن می فرماید: بَلى قادِرِينَ عَلى أَنْ نُسَوِّيَبَنانَهُ (قیامت /3-4) . ما قادريم كه سر انگشتان دست مردم را با همين كيفيت و صورت و حالت و نقشه در قيامت بياوريم. مرحوم علامه مجلسى مىگوید: معاد جسمانى از امورى است که همه صاحبان ادیان درآن اتفاق نظر دارند واز ضروریات دین محسوب مىشود و منکران آن از زمره مسلمین خارجند.
درست است که کانون پاداش و کیفر و لذّت و ألم، روح است، ولى روح، بسیارى از لذّتها و آلام را از طریق جسم دریافت مىکند. بعضىها جسمانى بودن معاد را به معناى این مىدانند که جسم انسان با همین خصوصیات مادى که براى این دنیا خلق شده وپیوسته درتحول است که گاهى استخوانش مىشکند، احتیاج به تخلیه و دفع فضولات دارد، سرما مىخورد، گرمازده مىشود، خسته مىشود، پیر مىشود در آخرت هم با همین خصوصیات زنده خواهد شد.اما جسمانى بودن به معنای قابلیت براى بقا وجاودانگى نیست.جسمى که در دنیا بود با همان وضعیت بر نمىگردد، بلکه منظور بازگشت آن به گونه دیگر خواهد بود به طورى که از جهت شباهت، مثال آن است.
به طورى که هر کسی این قالب را ببیند بگوید این فلانى است، به تعبیر دیگر مادى بودن درقیامت مادیتى خواهد بودکه باقوانین مربوط به آنجاسازگار باشد به نحوى که قابلیت خلود وجاودانگى داشته باشد. آیات قرآن هم دلالت براین معاد جسمانی دارند که روح به بدنى مثل این بدن تعلق مىگیرد ومحشور مىشود. «وَ أَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فيها وَ أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ»(حج،7) «يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِراعاً ذلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنا يَسيرٌ»(ق،44) «أَيَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ ، بَلى قادِرينَ عَلى أَنْ نُسَوِّيَ بَنانَهُ »(قیامه،3-4) «وَ فيها ما تَشْتَهيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَ أَنْتُمْ فيها خالِدُونَ»(زخرف،71) «عَلى أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثالَكُمْ وَ نُنْشِئَكُمْ في مَا لا تَعْلَمُونَ»(واقعه،61) مراد از بعث وحشر وامثال وانفس درآیات مربوط به همان جسم است که البته با اطوار عالیه محشور مىشود نه باآن مادّیت و کثافات دنیوی که قابلیت پوسیدگی داشت. بنابراین انسان در بهشت وجهنم با جسم وروح خواهد بود،امّا جسمانیتى است که با قوانین آخرت سازگار باشد و انسان از نعمتهاى آن جا به تناسب نیازها با جسم مثالی در بهشت استفاده مى کند.
براي مطالعه بيشتر به كتابهاي زیر مراجعه نمايید:
1. کتاب معاد، نوشته شهيدآیت الله دستغيب
2. کتاب معاد،نوشته محسن قرائتي
3. منازل الآخره، (خانه های آخرت) ازشیخ عباس قمي
4. کتاب مرگ و فرصت ها از استاد انصاریان
5. قیامت درقرآن تالیف آقای سید محمد ضیاء آبادی