پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

جایگاه اهلبیت(ع)در سوره دهر از منظر فریقین

جایگاه اهلبیت(ع)در سوره دهر از منظر فریقین

سوره دهر، عمل بسیار خالصانه و ایثارگرانه عده‌ای از امت اسلامی را به نمایش می‌گذارد که به اعتراف اکثر روایات فریقین مرتبط با اهلبیت(ع) می‌باشد و از این باب آنان سبب نزول سوره بوده‌اند. برخی دانشمندان اهل‌سنت اسباب نزول هفت‌گانه دیگری را هم مطرح نموده‌اند که نه تنها با محتوای سوره بیگانه است، بلکه از حیث متن و سند بسیار ضعیف و از اعتبار ساقط است. عده‌ای از دانشمندان اهل‌سنت از جمله ابن‌تیمیه این سوره را مکی دانسته‌اند، در حالی که بسیاری از مفسران، محدثان و دانشمندان اهل‌سنت، سوره دهر را مدنی دانسته‌اند و برخی از آنان مدنی بودن سوره را اجماعی دانسته و برخی صحیح‌تر دانسته‌اند. اما شیعه بر مدنی بودن این سوره اجماع نموده‌اند. این سوره روزنه‌ای را پیش رویمان می‌گشاید تا اهلبیت(ع) را از حیث عقیده و عمل بسنجیم.
واژه‌های کلیدی: اهلبیت(ع)، سبب نزول، روایات فریقین، شبهات.
در فضائل اهلبیت(ع) آیات زیادی در تفاسیر اهل‌سنت آمده که به صدها آیه و چندین سوره می‌رسد که از این تعداد می‌توان برخی را به عنوان شأن نزول و سبب نزول و برخی دیگر را جری و تطبیق و بطن آیات دانست.در کتابهای تفسیری، حدیثی، رجالی و تاریخی اهل‌سنت چندین آیه و سوره وجود دارد که اهلبیت(ع) سبب نزول آنها گردیده‌اند. از آن جمله می‌توان سوره دهر، آیه تطهیر،1 آیه اعطاء،2 آیه ایثار3 و آیه تجارت4 را نام برد. سبب انتخاب سوره دهر این است که این سوره مورد بی‌مهری واقع شده و در منابع اهل‌سنت دهها اشکال بر متن و سند روایات نازل در شأن اهلبیت(ع) وارد شده و حتی سبب نزول سوره در حق اهلبیت(ع) با دلایل بسیار سست و ضعیف مورد هجمه قرار گرفته است. برای سرپوش گذاشتن بر این، شأن نزولهای هفت‌گانه دیگری مطرح شده و هیچ یک از دانشمندان شیعه به این اشکالات توجه جدی ننموده‌اند و برای رفع شبهه شأن نزولهای هفت‌گانه اقدام علمی انجام نداده‌اند. لذا به نظرم آمد باید ابهام از این سوره اهلبیت(ع) را زدود. همان‌طور که خواهد آمد، روایات صحیح و معتبر فریقین، کل سوره را در شأن اهلبیت(ع) می‌دانند. این نکته باید به اثبات برسد و همه روایات موافق، مخالف و همچنین دیدگاهها و اشکالات مطرح شده باید بی‌طرفانه و با نگاهی منصفانه و علمی مورد نقد و بررسی قرار گیرد.
اسباب نزول
سبب نزول یا اسباب نزول را برخی جدای از شأن نزول دانسته و میان سبب نزول و شأن نزول فرق قائل شده‌اند.5 با توجه به آیات و روایات و دقت در کلام محققان بین شأن نزول و سبب نزول فرقی به دست می‌آید.
معنای اصطلاحی اسباب نزول عبارت است از «اموری که یک و یا چند آیه و یا سوره‌ای در پی آنها و به خاطر آنها نازل شده است و این امور در زمان نبوت رسول اکرم(ص) روی داده است».6
به عبارت دیگر:
الف) حادثه‌ای ـ که نسبتاً مهم و جالب و یا سخت خطرناک و زشت بود ـ روی می‌داد.
ب) و یا مردم سؤالاتی را با رسول اکرم(ص) در میان می‌گذاشتند.
ج) و یا اوضاع و شرایطی برای مسلمانان پدید می‌آمد که باید موضع‌گیری آنها در برابر این اوضاع و شرایط، مشخص می‌گردید. و در نتیجه به دنبال این آیات و یا احیاناً سوره‌هایی نازل می‌شد. این آیات و سوره‌ها مطالبی را درباره آن حادثه و یا در پاسخ به سؤالات مردم و یا تعیین موضع مسلمانان بیان می‌کرد، و بالاخره نزول این آیات و سوره از این‌گونه امور ریشه می‌گرفت. خلاصه اینکه رخدادی یا سؤالی و یا شرایط مکانی و زمانی موجب نزول یک آیه، چند آیه و یا یک سوره می‌شد که به آن اسباب یا سبب نزول گفته می‌شود.
فواید شناخت اسباب نزول
آیات نازل شده در هر مناسبتی‌، به همان حادثه و مناسبت نظر دارد. پس اگر ابهام یا اشکالی در لفظ یا معنای آیه پدید آید‌، باید با شناخت آن حادثه یا پیشامد، رفع اشکال کرد. بدون توجه به سبب نزول آیه در ابهام باقی می‌ماند. پس سبب نزول می‌تواند قرینه‌ای باشد تا دلالت آیه را تکمیل کند و بدون آن‌، دلالت آیه ناقص می‌ماند. مثلاً در مورد آیه « ان الصفا والمروة من شعائر الله فمن حج البیت او اعتمر فلاجناح علیه این یطوف بهما...»،7 اشکال شده است که سعی میان دو کوه صفا و مروه در حج و عمره از ارکان است‌؛ پس چرا به لفظ « لاجناح» تعبیر شده است؟ معنای ظاهر آیه چنین است: گناهی نیست که میان آن دو کوه سعی نمایید. این عبارت جواز را می‌رساند نه وجوب را، و لذا عده‌ای با تمسک به این آیه گفته‌اند که سعی واجب نیست.
با توجه به سبب نزول این آیه روشن می‌شود که این عبارت برای رفع توهم گناه آمده است؛ زیرا پس از صلح حدیبیه در سال هشتم هجری مقرر شد که پیامبر اکرم(ص) و صحابه برای انجام مراسم عمره به مکه مشرف شوند. در آن قرارداد چنین آمده بود که به مدت سه روز، مشرکان بتهای خود را از اطراف بیت و همچنین از روی کوه صفا و مروه بردارند تا مسلمانان آزادانه مراسم طواف و سعی را انجام دهند. پس از گذشت سه روز بتها برگردانده شد. برخی از مسلمانان به عللی هنوز مراسم سعی را انجام نداده بودند و با برگردانده شدن بتها، چنین گمان بردند که با وجود بتها، سعی میان صفا و مروه گناه است. آیه مذکور نازل شد تا مسلمانان از سعی خودداری نکنند؛ زیرا اساساً سعی از شعائر الهی است و وجود بتها امر عارضی است و به آن زیان نمی‌رساند.8 لذا در این آیه با توجه به اسباب نزول روشن می‌شود که مسئله جواز یا وجوب سعی در کار نیست، بلکه صرفاً «دفع توهم منع» است، یعنی با وجود بتها منعی از اعمال سعی نیست. پس شناخت اسباب نزول نقش اساسی در فهم و پی بردن به معانی آیات دارد.9
آیت‌الله شهید محمدباقر حکیم(ره) اسباب نزول را چنین تعریف می‌کند:
پدیده‌ها و مسائلی که در عصر وحی روی داده و نزول وحی را درباره خود اقتضا کرده‌اند.10
به هر صورت در این رساله جمع‌آوری همه اسباب نزول مقصود نیست، بلکه فقط آیاتی که مربوط به حضرت زهرا(س) می‌شود و آن حضرت و کارهای آن بانوی بزرگ دو جهان باعث نزول و سبب نزول آیات یا سوره شده، جمع‌آوری شده است.
فرق شأن نزول و سبب نزول
بسیاری از دانشمندان علوم قرآنی فرقی بین شأن نزول و سبب نزول نگذاشته‌اند، بلکه هر دو را یکی می‌دانند و هر مناسبتی را که ایجاب کرده است آیه یا آیه‌هایی نازل شود، گاه سبب نزول و گاه شأن نزول گفته‌اند. لیکن آیت‌الله معرفت بین این دو اصطلاح فرق گذاشته و قائل به جدایی این دو اصطلاح شده است و می‌گوید:
شأن نزول اعم از سبب نزول است. هرگاه به مناسبت جریانی درباره شخص و یا حادثه‌ای، خواه در گذشته یا حال یا آینده و یا درباره فرض احکام، آیه یا آیاتی نازل می‌شود، همه این موارد را شأن نزول آن آیات می‌گویند. مثلاً می‌گویند که فلان آیه درباره عصمت انبیا یا عصمت ملائکه یا حضرت ابراهیم یا نوح یا آدمG نازل شده است که تمامی اینها را شأن نزول آیه می‌گویند. اما سبب نزول حادثه یا پیشامدی است که متعاقب آن، آیه یا آیاتی نازل می‌شود و به عبارت دیگر آن پیشامد باعث و موجب نزول می‌شود. لذا سبب، اخص است و شأن اعم.11
سوره دهر
طبق نقل برخی از دانشمندان تفسیری و حدیثی فریقین (که بحث آن خواهد آمد)، کل سوره دهر در شأن اصحاب کساG نازل شده است و این سوره مشتمل بر سی و یک آیه است و ما به خاطر اختصار تنها چند آیه از این سوره را تقدیم خوانندگان می‌کنیم.
ان الابرار یشربون من کأس کان مزاجها کافوراً عیناً یشرب بها عبادالله یفجرونها تفجیراً یوفون بالنذر ویخافون یوماً کان شره مستطیراً ویطعمون الطعام علی حبه مسکیناً ویتیماً واسیراً انما نطعمکم لوجه الله لانرید منکم جزاء ولاشکوراً؛12
و یقیناً نیکوکاران شرابی نوشند که طبعش (در لطف و رنگ و بو) کافور است. از چشمه گوارایی آن بندگان خاص خدا می‌نوشند که با اختیارشان هر کجا خواهند جاری شود. بندگان نیکو به عهد و نذر خود وفا می‌کنند و از قهر خدا در روزی که شر و سختی‌اش همه اهل محشر را فرا گیرد می‌ترسند و هم بر دوستی خدا به فقیر و اسیر و یتیم طعام می‌دهند (و گویند) ما فقط برای رضای خدا به شما طعام می‌دهیم و از شما هیچ پاداشی هم نمی‌طلبیم.
مفهوم سوره دهر
طبق روایات فریقین، سوره دهر در شأن و منزلت پنج تن پاک نازل شده است. اهلبیت(ع) عملی را انجام داده و این عمل به قدری با کیفیت و با خلوص عجین شده بود که خداوند یک سوره کامل را در واکنش به این عمل نازل فرمود. این سوره آینه‌دار سیرت اهل‌بیت نبوت و رسالتG به ویژه حضرت فاطمه(س) است. اهل‌بیتی که جز خدا نمی‌اندیشند و جز رضایت خدا چیزی نمی‌خواهند و وجودشان ظرف مشیت خداوند است، در آخرت هم در کمال اطمینان با نعمتهای فراوان بهشتی در ملک عظیمی به سر می‌برند.
این سوره را اگر سوره اهل‌البیت(ع) بنامند به جاست. وحدت سیاق در این سوره دیده می‌شود و همین بسیاری از توجیهات نادرست را خنثا می‌کند. طبق روایات فراوان فریقین، سبب نزول این سوره اصحاب کساء بوده‌اند.
سوره دهر مکی است یا مدنی؟
دانشمندان شیعه، بدون اختلاف و به اتفاق، این سوره را مدنی دانسته‌اند، اما برخی دانشمندان اهل‌سنت این سوره را مکی دانسته و به خاطر مکی بودن سوره روایاتی را که سبب نزول سوره را اطعام اهلبیت(ع) می‌دانند رد نموده‌اند و اشکالاتی را مطرح کرده‌اند. برای رفع این اشکالات، قبل از ورود در مبحث سبب نزول، لازم است مکی یا مدنی بودن این سوره از دیدگاه دانشمندان اهل‌سنت بررسی شود.
بسیاری از مفسران و محدثان اهل‌سنت سوره دهر را مدنی دانسته‌اند.13 برخی از دانشمندان اهل‌سنت نیز بر مدنی بودن سوره دهر ادعای اجماع نموده‌اند.14 برخی دیگر مدنی بودن سوره را صحیح‌تر می‌دانند.15 براساس ترتیب موجود قرآن سوره دهر مدنی است. البته برخی هم آن را مکی دانسته‌اند. این سوره را بیش از سی نفر از دانشمندان اهل‌سنت مدنی دانسته‌اند.

سبب نزول سوره از دیدگاه اهل‌سنت
بسیاری از مفسران و محدثان اهل‌سنت سبب نزول این سوره را همان اطعام اصحاب کساء می‌دانند و این سوره را در شأن علی، فاطمه، حسن و حسین(ع) و فضه خادمه حضرت زهرا(س) می‌دانند. برخی از آنان عبارت‌اند از: مقاتل‌بن‌سلیمان (م 150ق)،16 ابوجعفر اسکافی (م240ق)،17 ابن‌مردویه (م416 ق)،18 ثعلبی (م427ق)،19 ماوردی (م450ق)،20 واحدی (م468ق)،21 حسکانی (م471ق)،22 قشیری (م465ق)،23 زمخشری (م538ق)،24 فخر رازی (م604ق)،25 ابن‌اثیر (م630ق)،26 سلیمی (م660ق)،27 سبط‌ابن‌جوزی (م654ق)،28 قرطبی (م671ق)،29 احمد طبری (م694ق)،30 نسفی (م710ق)،31 خازن (م725ق)،32 نظام‌الدین نیشابوری (م728ق)،33 کلبی (م741ق)،34 ابن‌حیان اندلسی (م745ق)،35 بیضاوی (م791ق)،36 حداد یمنی (م قرن هشتم)،37 مهایمی (م835ق)،38 ابن‌عادل حنبلی (م880ق)،39 بقاعی (م1270ق)،40 سیوطی (م911ق)،41 محمد الحنفی (م1195ق)،42 آلوسی (م1270ق)،43 الصاوی (م1241ق)،44 ابن‌عجیبه (م1224ق)،45 قنوجی (م1307ق)،46 بروسوی (م1337ق)،47 جوهری‌طنطاوی (م1358ق)48 و محمدعلی خالدی.49
البته باید به این نکته توجه داشت که بسیاری از مفسران سابق‌الذکر اهل‌سنت، کل سوره دهر را در شأن اهلبیت(ع) به ویژه اصحاب کساءG می‌دانند. برخی نیز از « ان الابرار» تا « وکان سعیکم مشکوراً» را در شأن آنان و برخی آیه اطعام را درباره آنان می‌دانند.
بسیاری از مفسران و محدثان فریقین این قصه را با طرق معتبر و صحیح و گوناگون در کتابهای تفسیری و حدیثی نقل نموده‌اند. زمخشری، استاد ادبیات عرب و مفسر معروف و صاحب نام اهل‌سنت، در کتاب با ارزش تفسیری خود می‌نویسد:
ابن‌عباس می‌گفت: به درستی که حسن و حسین مریض شدند. پیامبر اسلام(ص) با عده‌ای از مردم از آنها عیادت نمود. و سپس فرمود: یا اباالحسن! اگر برای بهبود فرزندان خود، نذر بکنی بهبود می‌یابند. سپس علی، فاطمه و فضه خادمه نذر کردند که اگر حسن و حسین از بیماری بهبود یافتند سه روز روزه بگیرند. حسن و حسین شفا یافتند و اهل منزل، روز اول را روزه گرفتند، در حالی که هیچ چیزی از طعام در خانه موجود نبود. علی از شمعون خیبری یهودی سه صاع جو استقراض فرمود. فاطمه زهرا یک صاع از آن را روز اول آرد فرمود و به تعداد افراد خانواده پنج قرص نان آماده نمود. در موقع افطار نانها را روی سفره گذاشتند تا افطار بفرمایند، ناگاه سائلی در زد و گفت: درود و رحمت بر شما ای اهل‌محمد، مسکین بیچاره‌ای از بیچارگان مسلمین هستم، مرا اطعام بکنید. خداوند شما را از میوه‌ها و مائده‌های بهشتی اطعام و سیر بگرداند. اهل منزل همه ایثار کردند و غذای خود را به مسکین دادند، و شب چیزی نخوردند و نچشیدند مگر آب و صبح کردند در حالی که روزه بودند.
روز دوم وقت افطار طعام را جلوی خود گذاشتند، یتیمی به آنها برخورد و گفت: بی‌سرپرست هستم، طعامی را به من بدهید. همه اهل خانه باز هم ایثار کردند و غذای خود را به یتیم دادند و روزه را با آب افطار فرمودند و شب را صبح کردند در حالی که روزه بودند.
روز سوم موقع افطار اسیری آمد در زد، غذا را به او دادند و با آب افطار کردند. روز چهارم علی دست حسن و حسین را گرفت و خدمت رسول خدا(ص) رفت. پیامبر(ص) از حال آنها جویا شد و حال آنها را پرسید، در حالی که آقازاده‌ها از شدت گرسنگی مثل جوجه می‌لرزیدند. پیامبر(ص) فرمود: این حالت را که بر شما می‌بینم مرا آزار می‌دهد. پیامبر و علی و حسن و حسین، به منزل فاطمه رفتند و فاطمه را در محراب عبادت ملاحظه فرمودند در حالی که از گرسنگی شکم به پشتش چسبیده بود و چشمها به گودی رفته بود. این حالت پیامبر اسلام را ناراحت کرد؛ ناگاه جبرئیل نازل شد و گفت: ای محمد! این را بگیر که خدا مبارک کرده برای تو و اهل‌بیت تو، بعد جبرئیل سوره « هل اتی علی الانسان» را قرائت نمود.50
بررسی سند
این حدیث در کتب اهل‌سنت از بزرگانی همچون امام علی(ع)، امام جعفر صادق(ع)، ابن‌عباس، زیدبن‌ارقم (در شواهد التنزیل با نوزده طریق مختلف)، مجاهد، ابی‌صالح، ضحاک، عطاء، سعیدبن‌جبیر، ابن‌مهران، حسن، اصبغ‌بن‌نباته و جابر جعفی آمده است.
این حدیث در شواهد التنزیل با نوزده طریق مختلف نقل شده است. اکنون ما به طور نمونه از آن نوزده طریق فقط یکی را بررسی می‌کنیم. این حدیث را عبدالله‌بن‌مبارک، از یعقوب‌بن‌قعقاع، از مجاهد، از ابن‌عباس روایت کرده است.
عبدالله‌بن‌مبارک: «امام المسلمین، فقیه، عالم، عابد، زاهد، سخی، شجاع و شاعر»؛51 یعقوب‌بن‌قعقاع: ثقه؛52 مجاهدبن‌جبر المکی: ثقه؛53 ابن‌عباس: صحابی معروف و مفسر قرآن. نتیجه: این حدیث صحیح است.

برخی دانشمندان علوم قرآن و حدیث اهل‌سنت این خبر را «مشهور» دانسته‌اند. سیدمحمود آلوسی54 از جمله آنهاست. برخی دیگر از دانشمندان اهل‌سنت اصل این قصه را صحیح دانسته و بر صحت آن تأکید کرده‌اند. سبط‌ابن‌جوزی،55 اسماعیل حقی‌بروسوی56 و محمدعلی خالدی57 از آن جلمه‌اند.
در نقل دیگر، عطا از ابن‌عباس نقل می‌کند:
علی‌بن‌ابی‌طالبL شب تا صبح برای یک باغدار کار کرد و صبح اجرتش را گرفت و جو خریداری کرد و سپس در همان یک روز با اطعام مسکین و یتیم و اسیر، خوراکی مورد نیاز شدید خود را به آنان بخشید.58
روایتی که اطعام به یتیم و اسیر و مسکین را در یک روز می‌داند، در منابع شیعه هم آمده است. در این روایت آمده که این اطعام را حضرت فاطمه زهرا(س) از آردی آماده ساخت که در پیش خودش داشت و در سه نوبت به مسکین و یتیم و اسیر بخشید.59
این روایت را علی‌بن‌ابراهیم از پدرش ابراهیم‌بن‌هاشم و او از عبدالله‌بن‌میمون القداح و او از امام صادق(ع) نقل کرده است. علی‌بن‌ابراهیم را رجالیان شیعه ثقه دانسته‌اند.60 اما درباره ابراهیم‌بن‌هاشم جرح و تعدیلی نشده است، با وجود اینکه وی از اصحاب امام رضا(ع) بوده است. اما صاحب حاوی الاقوال وثاقت او را بعید ندانسته است.61 عبدالله‌بن‌میمون قداح را هم رجالیان ثقه دانسته‌اند.62 هر دو روایت اصل قصه و وقوع چنین عملی را تأیید می‌کند.

منبع
  • پایگاه حوزه