دعا و توسّل شرایط و آدابی دارد که در صورت تحقّق شرایط و برطرف کردن موانع باید امید به استجابت دعا داشت برخی از شرایط دعا و توسّل عبارتند از:
1 ـ داشتن نیت خالص و اعتقاد کامل، امام علی علیهالسلام میفرماید:
«عَلی قَدْرِ النیةِ تَکونُ مِنَ اللّهِ العَطیةُ»[1].
عطای الهی به اندازه اخلاص در نیت است.
2 ـ خواسته و حاجت انسان باید معقول و مشروع باشد.
3 ـ ایمان و عمل صالح و انجام تکالیف الهی.
4 ـ ترک معاصی؛ در دعای کمیل میخوانیم:
«اللّهُمَّ اغْفِرْ لِی الذُّنُوبَ الَّتِی تَحْبِسُ الدُّعَاءَ».
امام سجاد علیهالسلام میفرمایند: گناهانی که باعث حبس دعا میشوند و از استجابت دعا جلوگیری میکنند عبارتند از:
«سُوءُ النیةِ وَالسَّریرَة، وَتَرْک التَصدیقِ بِالاِجابَةِ وَالنِّفاقُ مَعَ الاِْخوانِ وَتَأْخیرُ الصَّلوةِ المَفْرُوضات حتّی تَذْهَبَ أوقاتُها وَتَرْک التقرّبِ الی اللّه عَزَّوَجَلَّ بِالبِرِّ وَالصَّدَقَةِ وَاسْتِعْمالِ البَذاء والفُحش فی القَول»[2].
بدنیتی، باور نداشتن به استجابت دعا، خبث باطن دورویی با برادران، به تأخیر انداختن نمازهای واجب تا آن که وقتشان بگذرد، تقرّب نجستن به خدای عزّوجل با نیکوکاری و صدقه، بد زبانی و زشتگویی.
در بعضی روایات عقوق والدین[3] هم ذکر شده است، بنابراین گناه و معصیت باعث محرومیت انسان از استجابت دعا و عنایت خدا و اهلبیت علیهمالسلام میشود.
5 ـ طبق شهادت قرآن کریم در پارهای از مواقع انسان چیزی را برای خود خیر و مصلحت میداند ولی در واقع برای او شرّ است و در برخی از مواقع چیزی را برای خود شر میداند که در واقع خیر است.
«کتِبَ عَلَیکمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کرْهٌ لَکمْ وَعَسَی أَن تَکرَهُوا شَیئاً وَهُوَ خَیرٌ لَکمْ وَعَسَی أَن تُحِبُّوا شَیئاً وَهُوَ شَرٌّ لَکمْ وَاللّهُ یعْلَمُ وَأَنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ»[4].
جنگ [با دشمن] بر شما مقرّر و لازم شده، و حال آن که برایتان ناخوشایند است. و بسا چیزی را خوش ندارید و آن برای شما خیر است، وبسا چیزی را دوست دارید و آن برای شما بد است؛ وخدا [مصلحت شما را در همه امور] میداند و شما نمیدانید.
در چنین حالتی اگر چه در ظاهر حاجت شخص برآورده نشده و توسّل او نتیجه نداشته است امّا در حقیقت و واقع دعای او که همان درخواست خیر و مصلحت خود است به صورت پنهان برآورده شده است.
[1] معانی الاخبار : 271 حدیث 2 ؛ میزان الحکمة : 4/1902 ، حدیث 6647 .
[2] بحار الانوار : 101/373 ، حدیث 19 .
[3] بقره 2 : 216 .
[4] بحار الانوار : 26/228 ، حدیث 9 ؛ العمده : 365 ، حدیث 711 .