پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

ظلمی چندجانبه، چهره پنهان تکثیر سگ‌های فانتزی

ظلمی چندجانبه، چهره پنهان تکثیر سگ‌های فانتزی

مهرورزی تنها در نوازش یا اطعام حیوانات خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در تعهد ما به رعایت حقوق طبیعی آن‌ها و حفاظت از سلامتشان ریشه دارد. یکی از جلوه‌های فراموش‌شده‌ی بی‌مهرى نسبت به حیوانات، پدیده‌ی تکثیر بی‌رویه‌ی سگ‌های فانتزی است؛ نژادهایی که تنها برای برآوردن سلیقه‌های ظاهربینانه انسان‌ها، قربانی دستکاری‌های بی‌رحمانه ژنتیکی شده‌اند. این پدیده نه تنها ظلمی بزرگ به خود سگ‌ها، بلکه به انسان‌ها، طبیعت و اکوسیستم جهانی است.

عناوین مقاله

با کلیک روی هر عنوان به محتوای مربوط به آن هدایت می شوید

ظلمی چندجانبه، چهره پنهان تکثیر سگ‌های فانتزی

مهرورزی تنها در نوازش یا اطعام حیوانات خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در تعهد ما به رعایت حقوق طبیعی آن‌ها و حفاظت از سلامتشان ریشه دارد. یکی از جلوه‌های فراموش‌شده‌ی بی‌مهرى نسبت به حیوانات، پدیده‌ی تکثیر بی‌رویه‌ی سگ‌های فانتزی است؛ نژادهایی که تنها برای برآوردن سلیقه‌های ظاهربینانه انسان‌ها، قربانی دستکاری‌های بی‌رحمانه ژنتیکی شده‌اند. این پدیده نه تنها ظلمی بزرگ به خود سگ‌ها، بلکه به انسان‌ها، طبیعت و اکوسیستم جهانی است.

مهرورزی واقعی به حیوانات، مستلزم بازگشت به اصول طبیعت است: حفظ سلامت آن‌ها، رعایت تعادل زیستی، و احترام به حیات طبیعی‌شان. در دنیایی که گاه سودجویی بر مهرورزی می‌چربد، آگاهی‌بخشی درباره‌ی ظلم پنهان در پشت چهره‌های فانتزی و جذاب سگ‌ها، وظیفه‌ای انسانی است. ای کاش روزی فرا برسد که انسان، به جای تغییر چهره‌ی حیوانات به دلخواه خود، چهره‌ی خود را به مهربانی حقیقی بیاراید.

رنج پنهان سگ‌های فانتزی

سگ‌های فانتزی، با آن ظاهر شیرین و دوست‌داشتنی، اغلب بار سنگین بیماری‌های ژنتیکی را بر دوش می‌کشند. برخی نژادها به سندرم انسداد تنفسی مبتلا می‌شوند و هر نفس کشیدن برایشان همراه با درد است بسیاری از این سگ‌ها به بیماری‌های قلبی، مشکلات مفصلی، صرع و اختلالات کلیوی دچار می‌شوند. کوتاه‌شدن عمر، کیفیت پایین زندگی، دردهای مزمن و اضطراب، بخش غم‌انگیزی از روزمرگی آن‌هاست.. یعنی تعدادی سگ تولید می‌شود و اگر معیوب باشند ، کنار گذاشته شده و تا آخر عمر باید با اذیّت به زندگی خود ادامه دهند تازه اگر بخاطر کاهش هزینه ها یا بخاطر زیاد شدن تعداد آنها در طبیعت، آنان را نکشند. این رنج‌ها، نتیجه‌ی انتخاب‌های انسانی برای ظاهری خاص است که طبیعت هیچگاه آن را تأیید نکرده بود.

تهدید سلامت جسمی و روحی انسان‌ها

سگ‌های فانتزی علاوه بر هزینه‌های سنگین درمانی برای صاحبان، ممکن است ناقل بیماری‌های مشترک بین انسان و حیوان باشند. به دلیل نقص‌های ایمنی ذاتی یا شرایط غیربهداشتی در پرورشگاه‌های بی‌کیفیت، خطر انتقال بیماری‌های قارچی، انگلی و باکتریایی به انسان افزایش می‌یابد. از طرف دیگر، به دلیل آسیب‌های روانی یا دردهای جسمی، این سگ‌ها ممکن است رفتارهای پرخاشگرانه غیرعادی بروز دهند که گاهی منجر به آسیب به انسان‌ها (به‌ویژه کودکان) می‌شود. همچنین ترسی که برخی از این سگ‌ها در فضای عمومی برای کودکان، افراد مسن یا هر شخص دیگری دارند از دیگر مواردی است که موجب آزار روحی برخی افراد می‌شود.

مثلا افرادی که در فضاهای عمومی یا مشاع ساختمانی با این حیوانات عبور می‌کنند موجب ترس یا مریضی دیگران شده و شاید حتّی خوودشان نیز از این موضوع خبر نداشته باشند. یا اصل ترس و ضرر برای دیگران را نمیدانند یا می‌دانند و مراقب هم هستند ولی ممکن است بواسطه عبور از جایی موی حیوان یا فضله آن در جایی بیفتد و کودکی به آن دست بزند و موجب مریضی وی شود.

نادیده‌گرفتن مسئولیت‌های اخلاقی نسبت به انسان‌ها

در دنیایی که میلیون‌ها انسان از ابتدایی‌ترین نیازهای خود همچون خوراک، پوشاک و دارو محرومند، اختصاص هزینه‌های گزاف برای نگهداری سگ‌های فانتزی، پرسشی اخلاقی برمی‌انگیزد. سگ‌هایی که نیازمند رژیم‌های خاص غذایی، مراقبت‌های مداوم بهداشتی، پوشاک تزیینی، و آرایشگاه‌های ویژه‌اند، گاه هزینه‌هایی معادل معیشت چند خانواده‌ی فقیر را در ماه می‌بلعند.

این در حالی است که همان منابع مالی می‌توانست چراغ خانه‌ای خاموش را روشن کند، بیماری کودکی را درمان بخشد، یا دستی بر سر یتیمی کشیده شود. آیا مهرورزی واقعی تنها در نوازش یک حیوان فانتزی است یا در گشودن گره از زندگی انسانی که زیر بار فقر خمیده است؟

تکثیر سگ‌های فانتزی، در کنار ظلم به طبیعت و حیوانات، بُعدی پنهان از بی‌عدالتی اجتماعی را نیز آشکار می‌کند: ترجیح زیبایی‌های مصنوعی و هزینه‌های تجملی بر درمان زخم‌های واقعی جامعه. مهرورزی، اگر راستین باشد، باید همزمان دل در گرو انسان و حیوان ببندد؛ نه آنکه یکی را به بهای دیگری رنجور سازد.

نادیده گرفتن خود و سرپوش گذاردن بر نیاز‌های روحی

در سال‌های اخیر، گرایش به نگهداری سگ‌ها در میان بخشی از مردم ایران، به دلایل گوناگون افزایش یافته است. این روند را می‌توان از زوایای مختلف تحلیل کرد.

اوّلین موردی که قابل ذکر است احساس نیاز به محبت و همراهی است. در جامعه‌ای که تغییرات اجتماعیِ سریع، گاه احساس تنهایی را عمیق‌تر می‌کند. همچنین با توجّه به کاهش جمعیت خانواده‌ها در عصر کنونی و  کوچک شدن خانواده‌ها و فاصله گرفتن نسل‌ها، احساس خلأ عاطفی شدت یافته و برخی برای پرکردن این خلأ، به حیوانات خانگی روی آورده‌اند. برای برخی، نگهداری از نژادهای خاص سگ، تبدیل به نمادی از هویت اجتماعی، تمایز و ابراز سبک زندگی شده است که شاید بتوان گفت ریشه در برخی اختلالات روحی و خود کم بینی دارد.

 برخی از این افراد در سگ‌ها به دنبال همراهی بی‌قید و شرط می‌گردند؛ موجودی که محبت می‌دهد بی‌آنکه قضاوت کند یا انتظار پیچیده‌ای داشته باشد. سگ‌ها به دلیل طبیعت اجتماعی‌، وفاداری، پذیرش بی‌قید و شرط و نیاز به ارتباط مداوم، در ظاهر می‌توانند همچون پلی میان انزوای درونی و دنیای ارتباطات عاطفی عمل کنند. امّا سؤال اساسی اینجاست که ایا سگ می‌تواند انسان را از تنهایی بیرون بیاورد؟ آیا می‌تواند جبران ضعف انسان در برقراری ارتباطات اجتماعی و تحمّل دیگران بکند؟ یا انسان نباید به نبال برطرف ساختن ضعف‌های اجتماعی خودش باشد؟

باید دانست که حضور سگ جایگزین روابط انسانی سالم نمی‌شود. سگ حتّی اگر در ظاهر و موقّتی، تنهایی را تسکین دهد، اما ریشه‌های عمیق‌تر نیاز انسان به ارتباط، همدلی و گفت‌وگو تنها در بستر روابط انسانی کامل می‌شود. حیوانات یار و همدم ما هستند؛ اما هرگز نمی‌شود بار سنگین درمان نیاز‌های روحی را به تنهایی بر دوش آن‌ها گذاشت. آیا واقعا سگ می‌تواند خلأ فرزند را برای پدر و مادر پر کند؟ آیا زمان و هزینه‌ای که برخی برای سگ‌هایشان می‌کنند کمتر از هزینه برای فرزندانشان است؟

فاجعه‌ای برای طبیعت و اکوسیستم

افزایش سگ‌های بدون سرپرست که از تکثیر بی‌رویه ناشی می‌شود، زخم دیگری بر پیکره‌ی طبیعت است. سگ‌های ولگرد با شکار پرندگان و آسیب به گونه‌های بومی، اکوسیستم‌های شکننده را تهدید می‌کنند. از سوی دیگر، پرورش انبوه سگ‌های فانتزی نیاز به منابع هنگفتی چون آب، غذا و انرژی دارد که فشار مضاعفی بر محیط‌زیست وارد می‌کند.3 در این روند، ما نه تنها یک گونه‌ی حیوانی را رنجور کرده‌ایم، بلکه خانه‌ی مشترکمان زمین را نیز زخمی ساخته‌ایم. و امروزه بخاطر همین مشکلاتی که تکثیر بی رویه سگ‌ها ایجاد کرده است، پدیده شوم و ناراحت‌کننده سگ کشی در بسیاری مناطق و کشور‌های دیگر رواج یافته است. چرا انسان این قدر به اکوسیستم و روند طبیعی زاد و ولد حیوانات وارد شود که سرانجام برای مرتفع کردن مشکلات ایجاد شده دست به چنین عمل شنیعی بزند. در روایت آمده است که «لا تری الجاهل إمّا مفرطاً أو مفرّطا[1]؛ جاهل را فقط در حال افراط یا تفریط می‌بینی» چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟!

عزیزان در آخر این قسمت و بعد از بررسی این مسأله بر اساس تجربیّات بشری در ارتباط بسیار نزدیک با سگها و با كمک علوم طبیعی، کمی هم به شریعت خودمان توجّه کنیم. طبق روایت امام رضا(ع) در شریعت هر حکمی چه واجب و چه حرام، بنا بر مصالحی بنیان گذاشته شده است[2] و دستورات شریعت بر اساس حقیقت انسان و هستی است. اگر شریعت میگوید سگ نجس است و نباید در زندگی و خانه انسان ورود کند و خرید و فروش آن را حرام کرده است مگر مواردی که منافع دارد مثل سگ گله و ... پس قطعا برای انسان مضرّات و مشکلاتی ایجاد میکند که بر اساس مطالب بالا با کمک تجربه بشری و علوم طبیعی برخی از آن مشکلات بررسی شد.

پس با کمک از بُعد عبودیّت و دین‌مداری که در کنار بررسی تجربیات بشری و قوانین علوم طبیعی، مهم ترین بعد شناخت واقع و مسائل است، میتوان به این نکته رسید که ارتباط با حیوانات مخصوصا سگ‌ها حدودی دارد که رعایت آن حدود ما را از مشکلات و مضرّات بعدی در امان نگاه خواهد داشت.

[1] نهج البلاغه، حکمت 70.

[2]فقه الرضا(ع)، ص 250.

ظلمی چندجانبه، چهره پنهان تکثیر سگ‌های فانتزی
منبع
  • محمد حسین پوراسد مهربانی