لطفا منتظر باشید

حكايات دیگری ذوالقرنين‏

حضرت ذوالقرنين عبورش به مردمى افتاد كه هر كس مردگان خود را جلوى خانه‏اش دفن كرده است، سبب اين كار را پرسيد؛ گفتند: براى آن است كه هر صبح و شام نظرمان بر قبور اشخاصى كه مثل ما بوده‏اند و با آن‏ها زندگى كرده بوديم بيفتد تا از مرگ غفلت نكنيم و به فكر عاقبت كار خويش باشيم؛ زيرا مى‏دانيم كه يك روزى ما هم مانند آنان مقيم برزخ خواهيم شد!!

از طرفى ديد منازل آنان درب ندارد، پرسيد اين چه وضع است؟ جواب دادند:

براى آن كه بين ما دزد و خائن نيست، خداوند به هر كس هر چه عطا كرده به همان قانع است و هرگز دست به طرف مال كسى دراز نمى‏كند و ما را حاكم و پادشاه نيست؛ زيرا همه ما موظف به رفع نزاعيم و از طرفى نزاعى بين ما رخ نمى‏دهد، بلكه آن قدر با هم مهربانيم كه وقتى زندگى ما را نظر مى‏كنى انگار همه با هم يكى هستيم و آن چنان بر هواى نفس غالبيم كه نفعى را به غير حق به طرف خود نمى‏كشيم و بين ما دروغ وجود ندارد؛ زيرا دروغ مقدمه جلب نفع از براى خود و ضرر به ديگرى است و ما نفع غير را به منفعت خود ترجيح مى‏دهيم و ما پدران خود را نيز اين چنين يافتيم.

ذوالقرنين گفت: چگونه است كه همه شما را خرسند و خندان مى‏بينيم و مثل اين كه غم و اندوهى در بين شما وجود ندارد، گفتند: براى اين است كه هر چه پيش آيد از خدا مى‏دانيم و او هم هر چه صلاح ماست براى ما مقرّر مى‏دارد و هر كس را هر چه صلاح اوست پيش آيد بايد خندان و خرسند باشد نه غمناك و اندوهگين‏ .

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه