دوست داشتن نيكان و اخيار
اخيار و نيكان ، انسانهايى هستند كه از جمال باطن و زيبايى درون و ارزشهاى معنوى برخوردارند . بىترديد هنگامى كه انسان به زيبايى باطن آنان و ارزشهاى معنوى ايشان آگاه شود ، در قلب خود كشش و محبتى فراوان نسبت به آنان احساس مىكند و در حقيقت با اين شناخت به اجراى فرمان حق كه دوست داشتن آنان است موفق مىشود . اخيار به خاطر دارا بودن ارزشهاى الهى و انسانى مورد محبّت خدايند و بر انسان لازم است با تكيه بر شناخت آنان به دوستى و مهرورزى نسبت به آنان از آن جهت كه محبوب خدايند ، برخيزد و آنان را براى معاشرت و همنشينى برگزيند و از نفس پاكشان براى تصفيه قلب خود استفاده كند . مهرورزى به اخيار و دوست داشتن آنان ، براى قلب عبادتى بس مهم و زمينهاى براى جلب رحمت و رأفت و عطوفت حضرت حق نسبت به خود است . در حديث معراجيه به بخشى از اوصاف اخيار به اين صورت اشاره شده است : چهره هايشان لاغر ، حيا و شرمشان بسيار ، نادانىشان فوق العاده اندك ، سودشان سرشار ، حيله و مكرشان كم ، مردم از آنان در راحت و خودشان از خودشان به خاطر خدمت به ديگران در رنج ، سخنشان سنجيده و حسابگر خويشاند ، خود را براى عبادت و بندگى به تعب و مشقت مىاندازند ، چشمشان مىخوابد و دلشان بيدار است ، ديدگانشان اشكريز و دلهايشان به ياد خداست ، هنگامى كه مردم را در گروه غافلان بنويسند ، آنان را در گروه ذاكران ثبت مىكنند ، چيزى چشم به هم زدنى آنان را از خدا باز نمى دارد ، دنبال پر خورى و پر حرفى و لباس فراوان نيستند ، مردمان نزد آنان چون ميتاند و خدا نزد آنان زنده و جاويد و پايدار است راستى اين خصلتها حقايقى هستند كه زمينه ظهور عشق و محبّت در قلب را فراهم مىكنند . اگر در صفحات گذشته به اين حقيقت اشاره كرديم كه دين و اصول و فروع و احكام و قوانين آن منبع و كانون شعلهور شدن محبّت و مهر و علاقه و عشق در قلب است و بلكه خود محبّت است ، چيزى به گزاف نگفته و ننوشتهايم و همان را يادآورى مىكنيم كه كتابهاى عمده شيعه از حضرت امام صادق عليه السلام نقل كردهاند : « هَلِ الدِّينُ إلاّ الحُبُّ » . آيا دين جز محبّت است ؟
English