لطفا منتظر باشید

جلوگيرى از ترديد و نگرانى

دين ، شخص را از توفان ترديد و نگرانى نسبت به حيات ماوراء نشئه ماديّات نجات و به او خاطر مطمئن ، روح نشط و حالتى شاد و سبكبار ، در آشيان ايمان حقيقى عنايت مى‏نمايد . آدمى در درياى متلاطم حيات همواره دچار روح هول و هراس و ترديد است و از عالم بعد از مرگ و چگونگى حالات خود بعد از فراغ روح از كالبد تن در اضطراب مى‏باشد و مى‏داند كه مرگ چون سايه او را دنبال دارد ، پرسيده و مى‏پرسد :

زكجا آمده‏ام آمدنم بهر چه بود ؟                                 به كجا مى‏روم آخر ننمايى وطنم ؟

آيا من براى خوردن و خوابيدن و پوشيدن و عمل جنسى خلق شده‏ام ؟ پس فرق بين انسان و حيوان چيست ؟
آيا تكوين ما براى جنگيدن و تهيّه اسلحه و بُمب‏هاى آتش‏زا بوده كه ديگران را محو و نابود و جهان را ماتم‏سرا نماييم ؟ اگر اين چنين است حال گرگان و سگان بِهْ از آدمى است و اگر ما انسان‏ها فقط براى عمران و آبادى زمين خلق شده‏ايم پس چرا مى‏ميريم و باغبانى كه باغ را گلستان مى‏كند ، چرا خود حظّ وافر از آن نبرد و سر به تيره تراب مى‏كشد ؟
و اگر منظور خلقت اين مى‏باشد كه معدودى جبابره ، زر و زيور و برليان از راه ظلم و تجاوز اندوخته نمايند و به گنجينه‏هاى انباشته خود از ياقوت و الماس و يا تعدادى بى‏شمار از اوراق بهادار و اسكناس خرسند باشند ، پس امتياز بين معادن و سنگ‏هاى موصوفه و انسان چه مى‏باشد ؟
اگر هدف خوشى و خوش‏گذرانى است ، پس حالات تيره و تار ناخوشى و دوران نكبت‏بار اندوه‏ها و دردها و آلام چيست ؟
انسان بالاخره مى‏بيند و مى‏فهمد و به هيچ وجه نمى‏تواند از پندار ناهنجار خود به منظور حضرت حق راه يابد و هدف پروردگار را دريابد و يا درك كند ، اينجا است كه بايد راه چاره را فقط در دين و ديندارى جستجو نمايد و بايد حس كند كه با اين دارو مى‏تواند ، همّ و غمّ خويش را درمان و توفان نگرانى را جبران كند .
دين كه اساس آن ايمان به خداست ، به آدمى آن نيرو و شجاعت را مى‏دهد كه نه تنها از مرگ نهراسد ، بلكه مرگ را تغيير لباس و تهى كردن قالب و پرواز به عالم ملكوت بداند و به حوادث جهان بخندد و با مشكلات با آغوش باز مبارزه نمايد و در دوره هر پيامبرى همين ايمان و همين درك واقعيّت مرگ ، رمز پيشرفت مردم مؤمن بود .

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه