دين ، بهترين پناهگاه در حوادث
دين ، پناه و ملجأ شخص متديّن در حوادث و مواقع درماندگى است ، حيات آدمى صحنه مشكلات و صدمات مىباشد و آفرينش انسان طورى است كه از تحمّل شدائد رسمى و روحى و عقلى ناگزير است و در عين همه اين بلاها در التجاء و اتكاء به مبدئى كه شايستگى و زيبندگى اين معنى را داشته باشد ، ناچار و بىاختيار است .شخص هرچند صبر و بردبارى به خرج دهد و بيشتر خود را شكيبا معرّفى نمايد ، روح متانت به او اجازه ندهد كه زبان به شكوه باز و سخنى از ناملايمات آغاز و آه و شرار درون را نزد همگان به آسمان نثار نمايد .
او علاقه دارد ملجأ و پناهگاهى عظيم ، رحيم و بزرگوار داشته باشد كه در مصائب ، در هر لحظه ، از مددكارى او بىمنّت و بىدريغ مضايقه ننمايد ، بدون ملجأ و منجا زندگى بسيار دشوار است . بالاترين پناهها و مهمترين يار و ياور ، در خلوت و جلوت ، در آشكار و نهان در پرده و ظاهر دين است كه زير بناى آن ايمان به خداست . آن كسى كه ميان لجّههاى هولناك اقيانوس دست و پا مىزند و هيولاى مرگ را برابر چشم خود مىبيند ، امواج سهمگين دريا سر و صورتش را نوازش مىدهند و هر لحظه شلاّقى از فشار و شكنهاى پيچيده آب به بدن او نواخته مىشود ، بىاختيار خدا مىگويد و از او براى رسيدن به ساحل نجات مدد مىطلبد و جز او را ملجأ و پناه و يار و ياور نمىپندارد و در آن لحظه از صميم قلب به قدرت خدا ايمان دارد و نالههاى دردناك خويش را به آسمان عظمتش نثار مىكند . اين حقيقت و اين التجا و اين پرستش معبود يكتا ، دين است و خلاصه اين دين است كه به انسان اطمينان ، جرأت ، شجاعت و شهامت عنايت مىكند ، چنانچه قرآن مىفرمايد : هُوَ الَّذِى أَنزَلَ السَّكِينَةَ فِى قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ . اوست كه آرامش را در دل هاى مؤمنان نازل كرد . و در آيه ديگر مىفرمايد : أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ . آگاه باشيد ! دلها فقط به ياد خدا آرام مىگيرد .شعاع دين به هر دلى كه تابيد آن را از معنويّت روشن و از صفا و حقيقت گلشن نمود و آن چنان شيفته حق گرديد كه شدائد و سختىها را هيچ انگاشته ، ابداً هراس و انديشهاى در اينباره نداشته و آنها را لازمه جهان گذرا مىداند . شخص ديندار و آدم متديّن حقيقى از حوادث ترس و بيم ندارد ، عزّت و ذلّت را از خدا مىداند و يقين دارد كه حادثه از عوامل و لوازم كمال است .
ز حادثات تو انديشه و هراس مدار كه هست حادثه مستلزم مدار كمال
آرى ، متدين بايد بداند ، بدانگونه كه سوز سرما و برف و توفان زمين را از ميكربها مبرّا و آن را آماده شكوفايى گلهاى بهاران مىنمايد و از گل مكيدن زنبور ، عسل ساخته مىشود و عمل تلقيح در شكوفهها انجام مىگيرد ، حادثهها نيز از اسباب و لوازم حيات و رقاء مىباشند . غبار لازمه آسيا بود « صائب » تو از حوادث دور زمان چه انديشى موحّد براى توفيق ثبات و مجاهدت با ناملايمات ، متوسّل به خدا و متّكى به دين است . ملجأ و پناهگاه متديّن ، خدا و مبانى دين است و به هنگام اضطرار استغاثه به درگاه خدا دارد و معتقد است كه جز خدا ، ديگرى درد او را درمان نمىنمايد و در حال اضطرار سر بر آستان او گذاشته از عنايتش مدد مىطلبد . بدبخت كسى است كه ملجأ وپناه ندارد، و از آن بدتر ، مسلكهاى بىخاصيّت و موجودات ضعيف و بيچاره كه از خود او درماندهترند پناه خود پندارد !
متديّن ، عرض نياز به آستان قادر چارهساز و خداوند رئوف بىنياز دارد و به جز او به كسى نپردازد و دست تكدّى به سوى خدا دراز كرده به ماسوى توجّه ندارد و به گدايى درِ او افتخار نموده و حاضر نيست به هيچ قيمتى روى از آن درگاه برگرداند . مكتب اسلام نمونههاى بارزى در ثبات و بردبارى و شكيبايى از خود به يادگار دارد كه علاوه بر سروران دين كه مادر دهر چونان نخواهد ديد ، از پيروان اين دين در تاريخ شواهد بسيارى موجود است كه مقاومتشان در برابر حوادث اعجابانگيز است .
English