توحيد عملى
اما توحيد عملى ، به معناى فرمان بردن از خدا در تمام شؤون زندگى است و چون عقل انسان از نظر تفكّر و اعضاء و جوارح انسان ازنظر عمل بر مبناى توحيد قرار گرفت علاوه بر آبادى و عمران زندگى دنيايش ، در عالم بعد هم مورد لطف و عنايت بىنهايت حق قرار خواهد گرفت و از مزدى ابدى و ثوابى جاويد بهرهمند خواهد شد و اين مسئله يعنى توجّه به اين كه دنياى ديگرى جهت مزد ايمان و عمل بپا خواهد شد ، از خصوصيّات ديگر اين آيين مقدّس است .
معاد در اسلام
اسلام ، مسئله معاد را همراه با دلايل بسيار مهم و براهين بسيار قوى ، بهطورى كه براى احدى از عقلا و صاحبان خرد در قبول و باورش شكّى نماند ، در آيات قرآن و روايات و اخبار عرضه مىكند و مىتوان گفت : اعتقاد به اين اصل از نظر اثرگذارى در تمام حركات انسان كمتر از عقيده به توحيد نيست . اسلام به طور قاطع و جدّى تصريح به معاد ـ يعنى حشر مردگان در عالم ديگر براى رسيدگى به اعمال نيك و بد آنها ـ كرده و قائل به ثواب و عقاب دائم در عالم ديگر است . اسلام تصريح مىكند كه جهان با اين وضع كنونى به طور دائم باقى نمىماند ، بلكه اين زمين و آسمان با ستارهها و ماه و آفتاب همه از ميان مىروند و به صورت ديگرى درمىآيند و پس از به هم خوردن وضع كنونى جهان ، براى آدميان روزى برپا مىشود به نام روز جزا كه همگى در معرض حساب بزرگ و دقيق الهى ـ كه چيزى از علمش مخفى نمىماند ـ قرار مىگيرند و پاداش يا كيفر اعمال نيك و بد خود را بىكم و زياد دريافت مىكنند ؛ قرآن مجيد اين موضوع مهم را با تمام جوانبش در هزار و سيصد آيه بيان مىكند .
اسلام ، علّت ثواب و عقاب و رستگارى و تباهى را فقط اعمال خود مردم مىداند ، بىآن كه در اين مسئله كم و زيادى رخ دهد ؛ قرآن در اين زمينه مىفرمايد : قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِى رَبّاً وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَىْءٍ وَلاَ تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ .
بگو : آيا جز خدا پروردگارى بجويم در حالى كه او پروردگار هر چيزى است ؟ ! و هيچ كس جز به زيان خود [ عمل زشتى ] مرتكب نمىشود و هيچ سنگين بارى بار گناه ديگرى را بر نمىدارد ؛ سپس بازگشت همه شما به سوى پروردگارتان خواهد بود ، پس شما را به [ حقّانيّت ] آنچه درباره آن [ با مردم مؤمن ] اختلاف مىكرديد ، آگاه مىكند .
قرآن مجيد وسيله نجات را در قيامت دو چيز مىداند : ايمان و عمل صالح ، كه در آيات متعددى به آن اشاره شده است : آنهايى كه با ايمان باشند و كار نيك كنند ، مستحق آمرزش و اهل نجاتاند . از خصوصيّات مهمّ ديگر اسلام الغاء امتيازات اعتبارى و مادّى است ، دين اسلام ميزان برترى را فقط نيكى ذات و صفات عالى نفسانى قرار داده و رنگ و نژاد و ثروت و حسب ونسب و جمال و مقام را از اعتبار انداخته و به كسى اجازه نمىدهد كه به اين امور بر ديگران فخر كرده و بزرگى بفروشد .
ملاك امتياز در اسلام فقط تقوا و پاكى است ، كه بايد براى خدا داشته باشد و حق ندارد آن را وسيله برترىجويى نسبت به ديگران قرار دهد ؛ قرآن در اين خصوص مىفرمايد : يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ .
اى مردم ! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و ملتها و قبيلهها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد ، بىترديد گرامىترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شماست يقيناً خدا دانا و آگاه است . اسلام هيچ فرد و هيچ طايفهاى را به خدا و خدا را به هيچ فرد و طائفه اختصاص نمىدهد و مىگويد : خدا پروردگار همه عالميان است ، مقرّب و متّصل به حق كسى است كه به حضرت او ايمان آورده و دستورهايش را عمل مىكند و در تمام برنامههايش پاكى و تقوا را رعايت مىنمايد . اسلام نتيجه دين را ، نيكو شدن آدميان و مصون ماندن آنان از بدىها و آلودگىها مىداند و دين را به تمام معنى به صلاح بشر دانسته و بىدين را آدمى بدبخت و موجودى تباهكار مىداند . از خصوصيّات ديگر اسلام ، احترام شديد به حقّ و عدالت است ؛ اسلام حقّ و عدالت را درباره تمام بشر محترم شمرده و مسلمانها را در تمام موارد به رعايت حق و عدالت امر نموده و اجازه نداده است كه خشم و غضب درباره جمعى يا محبّت و قرابت نسبت به جمعى ديگر ، آنها را از ميزان حق و عدل بيرون برد ؛ قرآن در اين زمينه مىفرمايد : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُوا إِعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ .
اى اهل ايمان ! همواره [ در همه امور ] قيام كننده براى خدا و گواهان به عدل و داد باشيد و نبايد دشمنى با گروهى ، شما را بر آن دارد كه عدالت نورزيد ؛ عدالت كنيد كه آن به پرهيزكارى نزديكتر است و از خدا پروا كنيد ؛ زيرا خدا به آنچه انجام مىدهيد آگاه است . و در آيه ديگر مىفرمايد : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالأَقْرَبِينَ إِن يَكُنْ غَنِيّاً أَوْ فَقِيرَاً فَاللّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلاَ تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَن تَعْدِلُوا وَإِن تَلْوُو أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً .
اى اهل ايمان ! [ همواره در همه امور زندگى ] قيام كننده به عدل و گواهى دهنده براى خدا باشيد ، هر چند به زيان خود يا پدر و مادر يا خويشانتان باشد . اگر [ يكى از دو طرف نزاع ] توانگر يا فقير باشد [ با لحاظ كردن وضع آنان ، بر خلاف خدا گواهى ندهيد ؛ زيرا ] خدا به حمايت از آنان و رعايت حالشان سزوارتر است . پس [ در هنگام گواهى دادن ] از هواى نفس پيروى نكنيد تا از حق منحرف شويد و اگر زبانتان را [ به سوى گواهى ناحق و دروغ ] بپيچانيد ، يا از گواهى دادن روى برتابيد ؛ يقيناً خدا همواره به آنچه انجام مىدهيد ، آگاه است .
English