نصیحت سیدالشهداء علیه السلام
یک فردى خدمت وجود مقدس حضرت سیدالشهداء علیه السلام رسید، عرض کرد «اَنَا رَجُلٌ عَاصٍ وَ لا اَصْبِرُ عَنِ الْمَعْصِیَهِ فَعِظْنِى بِمَوْعِظَهٍ»1 من دچار معصیت هستم، شاید هم خودم دلم نخواهد گناه کنم ولى مریض شدم، چون گناه مرض است، انسان از مادر که متولد مىشود سالم متولد مىشود و گناه مثل امراضى که عارض بر جسم مىشود عارض بر نفس مىشود. معالجه هم دارد، گناه چیزى نیست که وقتى آشکار بر صفحه نفس شد تا آخر ماندنى باشد، مىشود معالجهاش کرد و نقش گناه را پاککرد. این مرد هم واقعا براى معالجه به حضرت مراجعه کرده بود، به حضرت عرض کرد: من احتیاج به معالجه دارم چه کار بکنم؟وجود مقدس حضرت سیدالشهداء علیه السلام این طبیب الهى، چهره این مرد را که نگاه کردند یک نسخهاى متناسب با او دادند که این نسخه متناسب با اکثر ماست. حالا عدهاى هستند که عاشق حق هستند و از اولیاى خدا هستند و نسخهشان به گونهاى دیگر است ولى ما مریضهایى هستیم که نسخهمان همین است که امام شهیدان به این مرد عنایت کرد. چون گفت من دلم هم نمىخواهد گناه بکنم اما در گناه افتادهام، چه کار بکنم؟وجود مقدس حضرت سیدالشهداء علیه السلام فرمودند من پنج برنامه در اختیارت مىگذارم تو این پنج برنامه را عمل کن، بعد از عمل کردن به آنها خودم به تو اجازه مىدهم که هر گناهى که در این دنیا دلت مىخواهد انجام دهى:«فَاَوَّلُ ذَلِکَ لا تَاْکُلْ رِزْقَ اللّهِ وَ اَذْنِبْ مَا شِئْت» ؛تو براى گناه کردن قدرت مىخواهى، مىخواهى نامحرم ببینى، دروغ بگویى، غیبت کنى، شهوت رانى کنى، زنا کنى قدرت مىخواهى و این قدرت را فقط خوراکىها به آدم مىدهد. خوراکىها هم همه ساخت دست پاک خداست و ذرهاى از آنان را خدا براى گناه کردن نساخته است، تو هم که مىخواهى گناه کنى، این روزى ساخته شده خدا را نخور. براى گناه کردن قدرت مىخواهى برو روزى غیرخدا را بخور.«وَ الثَّانِى اخْرُجْ مِنْ وَلایَهِ اللّهِ وَ اَذْنِبْ مَا شِئْتَ» ؛از حکومت خدا خودت را آزاد کن، یک کارى بکن که دیگر خدا نه حاکم جانت باشد و نه حاکم بدنت و نه حاکم موجودیتت و نه حافظت باشد، اصلا ارتباطى به حکومت رحمانى و رحیمى و ارادى خدا نداشته باشد. وقتى خودت را آزاد کردى و دیگر مال خدا نبودى، هر کارى دلت مىخواهد بکن، چون وقتى مال او نباشى، او هم کارى به تو ندارد، مىگوید مال من نیست، تحت سیطره حکومت من نیست، برود هر کارى مىخواهد بکند. «وَ الثَّالِثُ اطْلُبْ مَوْضِعاً لا یَرَاکَ اللّهُ وَ اَذْنِبْ مَا شِئْتَ» ؛مىخواهى گناه کنى یک جایى را پیداکن که وجود مقدس او تو را نبیند، چون او نمىخواهد بندهاش را در حال گناه ببیند، تو هم یک جایى را پیداکن و گناه کن که او تو رانبیند.«وَ الرَّابِعُ اِذَا جَاءَ مَلَکُ الْمَوْتِ لِیَقْبِضَ رُوحَکَ فَادْفَعْهُ عَنْ نَفْسِکَ وَ اَذْنِبْ مَا شِئْتَ» ؛ روزى که ملک الموت آمد جانت را بگیرد و مىخواهد به عالمى که عالم اجر و عقاب است منتقلت کند، گناهکار را مىخواهند عذابش کنند، تو بلند شو، گریبان ملک الموت را بگیر و بیرونش کن، نگذار جانت را بگیرد، اگر هم خواست بگیرد، تو جانت را نده.«وَ الْخَامِسُ اِذَا اَدْخَلَکَ مَالِکٌ فِى النَّارِ فَلا تَدْخُلْ فِى النَّارِ وَاَذْنِبْ مَا شِئْت»2 ؛اگر هیچ کدام اینها نشد، روزى خدا را خوردى و از حکومت خدا هم نتوانستى خارج بشوى و جایى هم پیدا نکردى که خدا تو را نبیند و ملک الموت را هم نتوانستى رد بکنى، شد قیامت، «اِذَا اَدْخَلَکَ مَالِکٌ فِى النَّارِ فَلا تَدْخُلْ فِى النَّارِ» الان که مىخواهند تمام دست و پایت را زنجیر ببندند، و به جهنم ببرند، تو نرو، هر کارى کردند که تو را ببرند جهنم نرو،این پنج کار را بکن، بعد از این پنج کار هر گناهى که دلت مىخواهد مرتکب بشو، انسان کدام یک را مىتواند انجام دهد؟ هیچ کدام.حالا که نمىشود هیچکدام از آنها را انجام داد، پس بیاییم از گناهان گذشتهمان عذرخواهى کنیم، بگوییم ما گناه کردیم اما با قدرت روزى تو، گناه کردیم اما در حکومت تو، در مملکت تو، گناه کردیم اما همه جا ما را دیدى، فقط تو که مىدیدى ما خجالت نمىکشیدیم، اما یکى دیگر ما را که مىدید فوراً خودمان را مىپوشیدیم و فرار مىکردیم، حالا ولو یک بچه ما را ببیند. اما تنها کسى که ما را دید و اصلا براى ما مهم نبود، تو بودى. اما چه خداى خوبى بودى که روزیمان را قطع نکردى، عذابمان نکردى، با اینکه عذابمان نکردى، تازه به پیغمبرت گفتى که به اینها بگو با من آشتى کنند که بعداً هم عذابشان نکنم.روزى هم که ملک الموت بیاید ما که قدرت نداریم ردش بکنیم.چون حضرت فرمود که وقتى ملک الموت بیاید یک اشاره به آدم مىکند، گوش و زبان و دست و پا همه از کار مىافتد. روز قیامت هم اگر بخواهى کسى را جهنم ببرى، چطورى نرود، مگر مىتواند نرود.
English