ادامه لذّت بخشترین ساعت
گفت: زن و شوهر دعوا داشتند، بالاترین لذت زندگى من همان ساعتى بود که روى پشت بام بودم. زن به مردش گفت: پنجاه سال است که با تو ازدواج کردهام، با داشتن تو ساختم، به نداشتن تو هم ساختم، به بودنت و نبودنت در خانه ساختم، با سلامت و مریضىات ساختم، خیلى وقتها دیر آمدى، به انتظارت نشستم، چرا؟ فقط به این امید که بیایى و مرا ببینى، اما امروز شنیدم که ازدواج کردهاى و در زندگى من زن دیگرى را آوردهاى؟ از امروز به بعد دیگر این زندگى و تو را نمىخواهم. گفت : روى پشت بام یکّه خوردم و به یاد این آیه افتادم :«اِنَّ اللّهَ لاَ یَغْفِرُ اَن یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَن یَشَاءُ ...»16.مسلماً خدا این را که به او شرک ورزیده شود نمىآمرزد ، و غیر آن را براى هر کس که بخواهد مىآمرزد .همه گناهان تو را مىبخشم، الاّ این که کنار منِ خدا رفیق دیگر بگیرى، که او را دیگر نمىبخشم، باید تنها خودم را بخواهى، فقط مرا ببینى، لحظهاى براى تماشاى دیگرى نظر از من برندارى، این حرف درست نیست که من مىخواهم بنشینم امیر المومنین را ببینم، چون پیغمبر فرمود: هر کس مىخواهد خدا را ببیند، على را ببیند. على دیدن غیر خدا دیدن نیست که پیغمبر فرمود: هر کس مىخواهد خدا را زیارت کند به کربلا برود حسین مرا زیارت کند، او که غیر خدا نیست. صحبت صحبت غیر خداست ؛ یعنى آن کسى که مقابل او قرار گرفته و نمىگذارد به او برسم.اعراض از حق شروع همه بدبختىها و بیچارگىهاست، اما روى آوردن به حق نقطه تمام خوشبختىها و تجارتى است که سود آن ابدى است.
English