حالات مادى و معنوى لقاء اللّه
به داوود فرمود: داوود! بندگانم را با من آشتى بده. گفت: مولا جان! چه کنم که با تو آشتى کنند؟ خطاب رسید: بلند شو برو درِ خانههایشان را بزن، در کوچه ایشان را ببین، در مسجد ایشان را ببین، هر کجا مىشود برو آنها را ببین، صدایشان بزن، به آنها نشان بده، محبتهایى را که تاکنون در حقشان کردهام، به یادشان بیاور، بگو من عمرى است به شما محبت و کَرَم کردهام، آقایى کردهام، چه شده است؟ دورى تا کجا، چه قدر باید دور شد؟!باید توجه داشته باشیم که به اندازهاى از خدا دور شویم که وقتى صدایمان بزند، صدایش را بشنویم والاّ اگر دورى زیاد شود، دیگر صدایى را نمىشنویم. دل را با خدا یکى کنید، به قرآن خدا عمل کنید، اگر انسان این دم سوم را غنیمت بداند، دربارهاش باید گفت: عالَم درخت است، انسان میوه آن درخت، آن نفخه عقلى الهیّه که آدم را وارد تکلیف و وارد رفاقت با خدا و عشق با خدا و آشتى با خدا و عمل به حلال و حرام خدا مىکند، میوه درخت وجود انسان است که مىگویند: عقل نظرى، کلمه طیّبه است، «اَصْلُهَا ثَابِتٌ وَ فَرْعُهَا فِى السَّمَاءِ »11، میوه عقل نظرى روح ملکوتى و روح قدسى است. با توجه به این عقل نظرى، یعنى یاد گرفتن تکالیف و عمل کردن، انسان روح الهى و خدایى پیدا مىکند و این روح تازه خودش درخت است و میوه این درخت لقاء اللّه است، لقاء اللّه هم در قیامت در دو قیافه آشکار مىشود : یکى به صورت بهشت که مال بدن ماست، که در بهشت مىخوریم و مىآشامیم، ازدواج مىکنیم، روى تخت مىنشینیم، در کاخ مىرویم، زیر درختها قرار مىگیریم، کنار چشمهها قدم مىزنیم، نهرها از کنار تختهایمان جارى است، این حالت مادى لقاء اللّه است. حالت معنوى آن هم «وَرِضْوَ نٌ مَّنَ اللّهِ اَکْبَرُ»12 است و آن زمانى که اهل بهشت روى تخت تکیه دادهاند و صداى خدا را مىشنوند، مثل موسى که در دنیا صداى حق را شنید که مىفرمود : عباد من! از همه شما راضى هستم، و از این بالاتر عباد من! از همه شما تشکر مىکنم که در دنیا زحمت کشیدید، بیدار ماندید، گریه کردید، نماز خواندید و . . . از همه شما متشکرم. خدا شکر مىکند. مدتى ما شکر کردیم، بعد او شکر ما را مىکند، مدتى ما سلام کردیم، بعد او به ما سلام مىکند، مدتى حرکت کردیم تا رفیق او شویم، بعد او خودش کنار ما قرار مىگیرد، با ما معیّت پیدا مىکند، این نفخهها را غنیمت بدانیم.
English