آثار گناه در روح و روان انسان ها
ازمسلمات دین و علم و تجربه است که کردار انسان خواه نیک و خواه بد داراى پىآمد و نتیجه، در دنیا و آخرت است و همچون بذرى است که در مزرعهى جهان کاشته مىشود، اگر بذر گل بود، نتیجهاش گل است و اگر خار بود، نتیجهاش خار است. تکرار گناه و مداومت آن موجب تیرگى و واژگونى قلب و مسخ انسان از حالت انسانیت به حالت درندهخویى و حیوان صفتى مىگردد، و نیز باعث گناهان بزرگتر مىشود. به عنوان مثال: گنهکارى که براى اولین بار لب به شراب مىزند، چون مسلمان است، آشامیدن چند قطره از شراب براى او بسیار سخت است، ولى بار دوم کمى آسان مىشود و وقتى زیاد تکرار شد، آشامیدن چند لیوان از آن براى او از آب خوردن آسانتر مىگردد. آرى! تداوم گناه حتى گناهان بزرگ را براى انسان آسان مىگرداند. در قرآن کریم آیات متعددى در این رابطه وجود دارد، از جمله:«ثمَّ کانَ عاقِبةُ الَّذینَ اَساؤا السُوأى اَنْ کَذَّبوا بِآیاتِ اللّه و کانوا بها یَستَهزِءُون؛ سپس سرانجام کسانى که اعمال بد مرتکب شدند به جایى رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را به سخریه گرفتند» (روم ، 10).
در تاریخ بسیار دیده شده که افرادى بر اثر تداوم گناه و طغیان کارشان به کفر و انکار حق و به مسخره گرفتن آن رسیده است، اینها از آثار شوم گناه است که دامنگیر گنهکار مىگردد، چنانکه مداومت بر کارهاى نیک و عبادات، موجب صفاى دل و نورانیت بیشتر روح و جان مىشود. در این باره به روایات زیر توجه کنید: امام صادق علیه السلام فرمودند، پدرم مىفرمود:«ما من شىء اَفسَد لِلقَلب من خَطیئَةٍ اِنّ القَلب لَیُواقِع الخَطیئَةَ فما تَزالُ به حتّى تَغلبَ علیه فَیصیرُ اَعلاهُ اَسفَله، چیزى بیشتر از گناه، قلب را فاسد نمىکند، قلب گناه مىکند و بر آن اصرار مىورزد تا در برابر گناه به زمین می خورد و در نتیجه سرنگون و وارونه مىگردد در چنین حالتی موعظه در آن اثر نمىنماید» (کافی، ج 2، ص 268).
یعنی هیچ چیزی به اندازه خطا و لغزش و گناهکاری روح را بیمار و فاسد نمیکند، روح پشت سر هم کار سیاه انجام میدهد تا آنجا که یکسره زیر ورو میشود و فطرت بشری به یک حیوان درنده و بلکه بدتر از آن تبدیل میشود. در حدیث دیگر اینطور آمده که در هر روحی یک نقطه سفید هست، اگر آدمی گناهی بکند در آن نقطه سفید یک نقطه سیاه پیدا میشود، اگر از این گناه پشیمان شود و توبه کند آن نقطه تاریک محو میشود و اگر به گناه و . . . ادامه بدهد آن نقطه سیاه توسعه پیدا میکند تا تمام آن سفیدی را بگیرد، همینکه دیگر قسمت سفیدی باقی نماند سقوط این آدم قطعی است، امیدی به بازگشت او نیست. بعد در همین حدیث فرمود: این است معنای آیه 14 سوره مطففین قرآن: «کلا بل ران علی قلوبهم ما کانوا یکسبون، یعنی درباره اینها سخن مگو، اعمال تاریک و سیاه اینها به صورت زنگاری بر روی قلبشان در آمده است». این آیه حالت سقوط اخلاقی و روحی بشر را ذکر میکند.
امام کاظم علیه السلام مىفرماید:«اذا اَذنَب الرّجُل خَرجَ فى قَلبه نُکتَةٌ سَوداء فاِن تابَ اِنمَحتْ و ان زاد زادتْ حتّى تَغلِب على قَلبه فَلا یُفلِح بَعدها ابداً، وقتى که انسان گناه مىکند، در قلب او نقطهى سیاهى پدید مىآید، اگر توبه کرد، آن نقطه پاک مىشود و اگر بر گناه خود افزود آن نقطه گسترده مىگردد به طورى که همه قلب او را فرامىگیرد و بعد از آن هرگز رستگار نمىشود» (میزان الحکمه، ج 3، ص 464). به طور کلى هرگونه نکبت و بلا، خواه روحى و خواه جسمى از گناه سرچشمه مىگیرد که امام باقر علیه السلام فرمود: «و ما مِن نِکبَةٍ تُصیبُ العَبد الاّ بِذَنب، هیچ نکبتى به بنده نرسد مگر به خاطر گناه» (کافی ، ج 2 ، ص 269). با بررسى روایات بدست مىآید که گناهان مختلف، داراى آثار روحی و روانی گوناگون است از جمله:
قساوت قلب
امام علی علیه السلام فرمود:«ما جَفَّت الدّموعُ الاّ لِقَسوة القُلوب و ما قَست القُلوب الاّ لِکَثرة الذّنوب،اشک چشمها نخشکد مگر به خاطر قساوت و سختى دلها و دلها سخت نشود مگر بخاطر گناهان بسیار» (کافی ، ج 2 ، ص 271).
عدم استجابت دعا
امام باقر علیه السلام فرمودند: «همانا بنده از خدا حاجتى مىخواهد، اقتضا دارد که زود یا دیر برآورده شود، سپس آن بنده گناهى انجام مىدهد خداوند به فرشته مىفرماید: حاجت او را روا مکن و او را محروم ساز زیرا در معرض خشم من درآمد و سزاوار محرومیت شد.» (کافی ، ج 2 ، ص 271).
الحاد و انکار
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در ضمن گفتارى فرمودند:«فاِنّ المَعاصى تَستَولى الضَّلال على صاحِبها حتّى تُوقِعُه رَدّ ولایَة وصىِّ رسول اللّه و دفع نبوة نبى اللّه و لا تزال بذلک حتّى توقعه فى ردّ توحید اللّه و الالحاد فى دین اللّه، همانا گناهان گمراهى را بر گنهکار مسلط مىنماید تا آنجا که او را به رد ولایت و امامت وصى رسول خدا و انکار نبوت پیامبر و به همین منوال انکار یکتایى خدا و الحاد و کفر در دین خدا، آلوده مىگرداند» (بحار ، ج 73 ، ص 360).
مسلمات دین و علم و تجربه است که کردار انسان خواه نیک و خواه بد داراى پىآمد و نتیجه، در دنیا و آخرت است و همچون بذرى است که در مزرعهى جهان کاشته مىشود، اگر بذر گل بود، نتیجهاش گل است و اگر خار بود، نتیجهاش خار است. تکرار گناه و مداومت آن موجب تیرگى و واژگونى قلب و مسخ انسان از حالت انسانیت به حالت درندهخویى و حیوان صفتى مىگردد، و نیز باعث گناهان بزرگتر مىشود. به عنوان مثال: گنهکارى که براى اولین بار لب به شراب مىزند، چون مسلمان است، آشامیدن چند قطره از شراب براى او بسیار سخت است، ولى بار دوم کمى آسان مىشود و وقتى زیاد تکرار شد، آشامیدن چند لیوان از آن براى او از آب خوردن آسانتر مىگردد. آرى! تداوم گناه حتى گناهان بزرگ را براى انسان آسان مىگرداند. در قرآن کریم آیات متعددى در این رابطه وجود دارد، از جمله:«ثمَّ کانَ عاقِبةُ الَّذینَ اَساؤا السُوأى اَنْ کَذَّبوا بِآیاتِ اللّه و کانوا بها یَستَهزِءُون؛ سپس سرانجام کسانى که اعمال بد مرتکب شدند به جایى رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را به سخریه گرفتند» (روم ، 10).
English