اقسام ذكر
ذكر بر دو قسم است :
اوّل : ذكر خالص ، و آن ذكرى است كه فقط حال الهى قلب بدرقه اوست و مشوب به هيچ غرضى نيست .
دوّم : ذكر صادق ، و آن ذكرى است كه ذاكر ، خدا را به هر صفتى ذكر مىكند به مقتضاى آن ذكر نيز عمل نمايد و اين حقيقت را بدان كه به هر قدرتى از علم و معرفت برسى ، از ذكرى كه درخور حضرت اوست ، عاجز خواهى بود ، چنان كه حضرت رسالت پناه در مقام عجز و انكسار به جناب دوست عرضه مىداشت : من توانايى و قدرت بر احصا حمد و ثناى تو آنچنان كه لايق تو است ندارم .
رسول اللّه صلىاللهعليهوآله با وجود مناعت شأن و قرب به جناب حق ، اظهار عجز و قصور مىنمودند و اظهار عجز و قصور نيست ، مگر از جهت آنكه مىدانست كه قدرت بشرى به كُنه حقيقت ذكر الهى نمىرسد و ذكر عبد در جنب حق ، فوقالعاده قاصر و ناچيز مىباشد . [ فَمَنْ دُونَهِ أَوْلى فَمَنْ أَرادَ أَنْ يَذْكُرَ اللّهَ فَلْيَعْلَمْ أَنَّهُ ما لَمْ يَذْكُرِ اللّهُ الْعَبْدَ بِالتَّوْفيقِ لِذِكْرِهِ لا يَقْدِرُ الْعَبْدُ عَلى ذِكْرِهِ ] پس هرگاه حضرت خير البشر در برابر ذكر حق ، اظهار عجز و اعتراف به قصور داشته باشد ، غير او كه جهل محض و فقر خالص و لا شىء و عدم است به طريق اولى از ذكرى كه لايق به جناب اوست ، عاجز است . هرگاه بنده اراده كرد كه ذكر خدا كند ، بايد بداند مادامى كه حضرت بارى ذكر او نكند ، توفيق و توانايى بر ذكر خداوند پيدا نخواهد كرد .
الهى ، آن عارف فرزانه مىگويد :
*
ما به تو داريم و بس چشم نياز اى حبيب
تاب فراق تو نيست با دل بيمار من
شب همه شب شمعوار خندم و گريم زشوق
دين الهى است عشق ، ذكر تو تسبيح من
قبله جانم تويى وقت نماز اى حبيب
*
درگه لطف شماست بر همه باز اى حبيب
يا بكش از تير ناز يا بنواز اى حبيب
در دلم از عشق تواست سوز و گداز اى حبيب
قبله جانم تويى وقت نماز اى حبيب
English