لطفا منتظر باشید

سیمای پیامبر اکرم(ص) در نهج‌البلاغه

سیمای پیامبر اکرم(ص) در نهج‌البلاغه
این مقاله تصویری جامع از شخصیت پیامبر اکرم(ص) در کلام امیرالمؤمنین(ع) ارائه می‌دهد؛ از اخلاق، زهد و رسالت تا شجاعت، خاندان و جایگاه معنوی ایشان.

عناوین این مقاله

با کلیک روی هر عنوان به محتوای مربوط به آن هدایت می شوید

سیمای پیامبر اکرم(ص) از منظر امیرالمؤمنین علی(ع) در نهج‌البلاغه

مقدمه

شناخت حقیقت و ابعاد شخصیت پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی(ص)، برای انسان‌های عادی به‌طور کامل میسور نیست. گستره دانش بشر به کرانه وجود آن حضرت نمی‌رسد و عقاب اندیشه آدمی را توان پرواز بر فراز قله‌های عظمت معنوی و انسانی او نیست. رسول خدا(ص) آینه تمام‌نمای جمال و جلال الهی و برگزیده پروردگار برای هدایت انسان‌هاست؛ چنان‌که خداوند متعال در قرآن کریم، آن حضرت را «رحمةً للعالمین» و صاحب «خُلُق عظیم» معرفی فرموده است.

با وجود این ناتوانی، از آنجا که پیامبر اکرم(ص) اسوه حسنه و کامل‌ترین الگوی انسانیت است، انسان مؤمن وظیفه دارد در حد توان خود برای شناخت شخصیت، سیره و فضایل آن حضرت بکوشد و معرفت خویش را به محبت، دلدادگی و پیروی عملی از ایشان پیوند بزند.

یکی از مطمئن‌ترین راه‌های شناخت پیامبر(ص)، مراجعه به سخنان کسی است که از نزدیک‌ترین افراد به آن حضرت، پرورش‌یافته دامان او و همراه وی در دشوارترین مقاطع زندگی بوده است؛ یعنی امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب(ع).

علی(ع) از برجسته‌ترین استعدادهای انسانی، عمیق‌ترین معارف و والاترین کمالات برخوردار بود و شخصیتی داشت که او را از تعصبات نژادی، احساسات سطحی، خودمحوری، مقام‌طلبی و جاذبه‌های دنیوی رها ساخته بود. افزون بر این، رابطه‌ای که آن حضرت از دوران کودکی با رسول خدا(ص) داشت، موجب شده بود شناخت او از پیامبر، شناختی عمیق و کم‌نظیر باشد.

ازاین‌رو این پرسش اساسی مطرح می‌شود که شخصیت پیامبر اکرم(ص) از منظر امیرالمؤمنین(ع) چگونه ترسیم شده است و علی(ع) چه ابعادی از شخصیت آسمانی رسول خدا(ص) را برجسته ساخته است؟

مرور سخنان امام علی(ع)، به‌ویژه در نهج‌البلاغه، نشان می‌دهد آن حضرت با وجود عظمت بی‌مانند شخصیت خود، در برابر فضایل و کمالات رسول خدا(ص) با نهایت خضوع و محبت سخن می‌گوید. هرگاه نام پیامبر به میان می‌آید، بیان علی(ع) سرشار از عشق، ایمان، تکریم و تعظیم است.

این حقیقت برای دوستداران اهل‌بیت(ع) نیز آموزنده است. گاه ممکن است برخی افراد از سر غفلت، در بیان فضایل امیرالمؤمنین(ع) به‌گونه‌ای سخن بگویند که گویی مقام آن حضرت را هم‌عرض یا برتر از رسول خدا(ص) می‌دانند؛ در حالی که خود امیرالمؤمنین(ع)، پیامبر را با چنان عظمت روحی و معنوی توصیف می‌کند که جایگاه رسول خاتم(ص) در منظومه اعتقادی و معرفتی اسلام به‌روشنی نمایان می‌شود.

بخش مهمی از سخنان امیرالمؤمنین(ع) درباره شخصیت پیامبر اکرم(ص) در خطبه‌ها، نامه‌ها و حکمت‌های نهج‌البلاغه آمده است. در این نوشتار می‌کوشیم مهم‌ترین ابعاد شخصیت الهی رسول خدا(ص) را از منظر امام علی(ع) بررسی کنیم.

۱. علی(ع)، پرورش‌یافته مکتب پیامبر(ص)

برای درک ارزش توصیف‌های امیرالمؤمنین(ع) از پیامبر اکرم(ص)، ابتدا باید میزان نزدیکی و ارتباط آن حضرت با رسول خدا(ص) را شناخت.

امیرالمؤمنین(ع) خود را پرورش‌یافته مکتب پیامبر می‌داند و شکل‌گیری شخصیت و فضایل اخلاقی خویش را مرهون تربیت مستقیم رسول خدا(ص) معرفی می‌کند.

آن حضرت درباره دوران کودکی خود و نحوه پرورش یافتن در دامان پیامبر می‌فرماید:

«شما موقعیت مرا نسبت به رسول خدا(ص)، از جهت خویشاوندی نزدیک و منزلت ویژه، به‌خوبی می‌دانید. هنگامی که کودک بودم، مرا در کنار خود می‌نشاند، در آغوش می‌گرفت و در بستر خویش جای می‌داد. بدن خود را به من نزدیک می‌ساخت و عطر پاکیزه خویش را به مشام من می‌رساند. گاهی نیز غذا را می‌جوید و در دهان من می‌گذاشت. هرگز دروغی در گفتار و خطایی در کردار من نیافت.»[1]

سپس امام(ع) به تربیت الهی رسول خدا(ص) اشاره می‌کند و می‌فرماید از همان زمان که پیامبر از شیر گرفته شد، خداوند بزرگ‌ترین فرشته خود را همراه او قرار داد تا شب و روز وی را در راه کرامت‌های انسانی و برترین اخلاق جهان هدایت کند.

آنگاه درباره همراهی خود با رسول خدا(ص) می‌فرماید:

«من همواره با پیامبر بودم؛ همانند فرزندی که پیوسته همراه مادر خویش است. آن حضرت هر روز نشانه تازه‌ای از اخلاق نیک و فضایل انسانی را برای من آشکار می‌ساخت و به من فرمان می‌داد از او پیروی کنم.»

بنابراین شخصیت امیرالمؤمنین(ع) در مکتبی شکل گرفت که آموزگار مستقیم آن رسول خدا(ص) بود.

همراهی علی(ع) با پیامبر در آغاز رسالت

این همراهی تنها به دوران کودکی محدود نماند. علی(ع) در آغاز بعثت و نزول وحی نیز در کنار رسول خدا(ص) بود.

آن حضرت می‌فرماید:

«من نور وحی و رسالت را می‌دیدم و عطر نبوت را استشمام می‌کردم. هنگامی که وحی بر پیامبر نازل شد، ناله شیطان را شنیدم. گفتم: ای رسول خدا، این ناله چیست؟ فرمود: این شیطان است که از پرستیده شدن خویش مأیوس شده است.»[2]

همچنین درباره خلوت‌های پیامبر در غار حرا می‌فرماید:

«هر سال مدتی را در حرا می‌گذراند و در آن هنگام تنها من او را می‌دیدم و کسی جز من او را مشاهده نمی‌کرد.»

این همراهی ویژه نشان می‌دهد که علی(ع) از نزدیک شاهد دوران آمادگی پیامبر برای رسالت و سپس سال‌های نزول وحی بوده است.

همراهی تا آخرین لحظه حیات پیامبر(ص)

قرب و همراهی علی(ع) با پیامبر تا آخرین لحظات زندگی رسول خدا(ص) ادامه یافت. امام(ع) درباره رحلت پیامبر می‌فرماید:

«رسول خدا(ص) در حالی که سر مبارکش بر سینه من بود، جان سپرد. جان او در دست من روان شد و آن را بر چهره خویش کشیدم. عهده‌دار غسل پیامبر بودم و فرشتگان مرا یاری می‌کردند. گویی در و دیوار خانه فریاد می‌زدند. گروهی از فرشتگان فرود می‌آمدند و گروهی دیگر به آسمان می‌رفتند و گوش من از زمزمه آنان که بر پیامبر نماز می‌خواندند، پر شده بود تا آن هنگام که او را در حجره‌اش به خاک سپردیم.»

سپس با جمله‌ای عمیق می‌فرماید:

«چه کسی در زندگی و هنگام مرگ، از من به رسول خدا(ص) سزاوارتر بود؟»[3]

بیان این میزان از قرب و همراهی برای آن است که روشن شود کمتر کسی می‌توانست همانند علی(ع) از شخصیت رسول خدا(ص) سخن بگوید. او از کودکی در کنار پیامبر رشد کرد، در عبادت‌ها و خلوت‌های حرا همراه او بود، در بیست‌وسه سال دوران رسالت در کنار وی ایستاد و در واپسین لحظات زندگی نیز سر مبارک پیامبر بر سینه او قرار داشت.

۲. سرشت پاک و خاندان شریف رسول خدا(ص)

یکی از موضوعاتی که در سخنان امیرالمؤمنین(ع) بارها مورد توجه قرار گرفته، پاکی سرشت، شرافت نسب و طهارت خاندان پیامبر اکرم(ص) است.

علی(ع) رسول خدا(ص) را برآمده از پاک‌ترین و شریف‌ترین ریشه‌های انسانی معرفی می‌کند و می‌فرماید خداوند کرامت بعثت پیامبران را سرانجام به حضرت محمد(ص) رساند و آن وجود مقدس را از بهترین معادن و شریف‌ترین ریشه‌ها پدید آورد.

به تعبیر امام(ع)، پیامبر از همان شجره طیبه‌ای برخاست که خداوند پیامبران و امینان خود را از آن برگزیده بود.

آن حضرت درباره خاندان پیامبر می‌فرماید:

«عترت او بهترین عترت‌ها و خاندانش بهترین خاندان‌هاست. درخت وجودش از بهترین درختان است؛ در حرم روییده و در خانواده‌ای کریم و بافضیلت رشد یافته است. شاخه‌های آن بلند و میوه‌هایش دست‌نیافتنی است.»[4]

بلندی شاخه‌های این درخت را می‌توان اشاره‌ای به مرتبه بلند خاندان پیامبر در معرفت، تقوا، کرامت، حکمت و فضایل انسانی دانست. ثمره این شجره طیبه نیز بالاتر از آن است که بتوان آن را با دستاوردهای انسان‌های معمولی مقایسه کرد.

امام علی(ع) در تعبیری دیگر پیامبر را «پیشوای پرهیزگاران» و وسیله بصیرت برای هدایت‌جویان معرفی کرده و او را چراغی فروزان و ستاره‌ای درخشان می‌خواند.

در جای دیگری می‌فرماید:

«خداوند سبحان، پیامبر اکرم را از درخت پیامبران، چراغدان روشنایی، پیشانی عظمت، مرکز سرزمین بطحاء، چراغ‌های تاریکی و سرچشمه‌های حکمت برگزید.»[5]

و در توصیفی دیگر می‌فرماید:

«پیامبر در دوران خردسالی بهترین آفریدگان و در دوران بزرگسالی نجیب‌ترین و بزرگوارترین آنان بود. اخلاق او از همه پاکان پاک‌تر و باران کرامتش از هر بارانی پایدارتر بود.»[6]

۳. محبت دل‌های نیکان به پیامبر(ص)

در یکی از سخنان امیرالمؤمنین(ع)، نکته‌ای لطیف و امیدبخش درباره محبت پیامبر بیان شده است.

آن حضرت می‌فرماید:

«جایگاه پیامبر بهترین جایگاه و خاندان او شریف‌ترین خاندان است. در معدن کرامت و بزرگواری و در گهواره‌های عفت و پاکیزگی رشد یافت. دل‌های نیکوکاران شیفته او شد و چشم‌ها به سوی او دوخته گردید. خداوند به برکت وجود او کینه‌ها را دفن کرد و شعله دشمنی‌ها را خاموش ساخت.»[7]

جمله «دل‌های نیکوکاران شیفته او شد» برای دوستداران رسول خدا(ص) معنایی امیدبخش دارد؛ زیرا محبت حقیقی به پیامبر خود می‌تواند نشانه‌ای از زنده بودن فطرت انسانی و گرایش به خیر و پاکی باشد.

ابن ابی‌الحدید در توضیح این فراز یادآور می‌شود که میل دل‌های نیکان به سوی پیامبر در پرتو لطف و توفیق الهی تحقق یافته است؛ نه به معنای اجبار، بلکه از آن جهت که خداوند زمینه هدایت و گرایش به حق را در دل انسان‌های آماده فراهم می‌سازد.

۴. تربیت الهی و شکل‌گیری شخصیت رسول خدا(ص)

از دیدگاه امیرالمؤمنین(ع)، شخصیت پیامبر از آغاز زندگی تحت تربیت و عنایت ویژه الهی قرار داشت.

امام(ع) می‌فرماید:

«از هنگامی که پیامبر از شیر گرفته شد، خداوند بزرگ‌ترین فرشته خود را همراه او ساخت تا شب و روز وی را در مسیر کرامت‌ها و برترین اخلاق جهان هدایت کند[8]

این سخن نشان می‌دهد که آمادگی رسول خدا(ص) برای پذیرش مسئولیت عظیم رسالت، از سال‌ها پیش از بعثت و تحت هدایت الهی شکل گرفته بود.

از ویژگی‌های برجسته پیامبر در دوران پیش از بعثت آن بود که در محیطی آکنده از شرک و بت‌پرستی، هیچ‌گاه در برابر بتی سجده نکرد و به مجالس لهو و فساد آلوده نشد.

مکه در آن دوران از یک‌سو مرکز بت‌پرستی شبه‌جزیره عربستان و از سوی دیگر یکی از مراکز مهم تجارت و تجمع ثروتمندان عرب بود. وجود ثروت، برده‌داری و مناسبات اشرافی نیز زمینه گسترش برخی مجالس عیش، شراب‌خواری و سرگرمی‌های فاسد را فراهم کرده بود. با این همه، رسول خدا(ص) در تمام دوران کودکی و جوانی خود از چنین محیط‌هایی فاصله داشت.

در نقل‌هایی از دوران کودکی پیامبر آمده است که آن حضرت نوعی مراقبت و تأیید غیبی را در زندگی خود احساس می‌کرد. همچنین نقل شده است که گاه سلامی می‌شنید، اما کسی را نمی‌دید و بعدها روشن شد که این سلام از سوی فرشته الهی بوده است.

بدین‌ترتیب، رسول خدا(ص) از دوران کودکی تحت عنایت ویژه الهی، مسیر کمال اخلاقی را پیمود و برای پذیرش رسالت جهانی خویش آماده شد.

طبیعی است پیامبری که مأموریت هدایت و تربیت بشریت تا پایان تاریخ را بر عهده دارد، باید خود از عالی‌ترین مراتب تربیت الهی برخوردار باشد. رسول خدا(ص) به‌گونه‌ای متخلق به فضایل الهی و انسانی شد که صورت و سیرت او جلوه‌ای از جمال و جلال پروردگار بود.

۵. شجاعت و ایثار پیامبر اکرم(ص) در میدان جهاد

انسان‌های بزرگ برای دستیابی به اهداف والا، تنها به سخن گفتن درباره آرمان‌ها بسنده نمی‌کنند؛ بلکه سختی‌ها و خطرها را به جان می‌خرند و اگر لازم باشد، جان خویش را نیز فدای آن هدف می‌کنند.

رسول خدا(ص) برای اعتلای کلمه خدا و انجام مأموریت الهی خویش چنان شجاعانه در میدان نبرد حاضر می‌شد که در سخت‌ترین لحظات، هیچ‌کس از او به دشمن نزدیک‌تر نبود.

امیرالمؤمنین(ع)، با آن شجاعت و دلاوری کم‌نظیری که تاریخ اسلام از او ثبت کرده است، درباره شجاعت پیامبر می‌فرماید:

«هرگاه آتش جنگ شعله‌ور می‌شد، ما به رسول خدا(ص) پناه می‌بردیم و او را سپر خویش قرار می‌دادیم؛ زیرا در آن هنگام هیچ‌کس از پیامبر به دشمن نزدیک‌تر نبود.»[9]

سید رضی در توضیح این سخن می‌نویسد هنگامی که ترس بر دل‌ها غلبه می‌کرد و آتش جنگ چنان بالا می‌گرفت که گویی جنگاوران را در کام خود فرو می‌برد، مسلمانان به پیامبر پناه می‌بردند تا آن حضرت شخصاً وارد میدان شود و خداوند به وسیله او نصرت خویش را بر مسلمانان نازل کند.

ظرافت ادبی این سخن نیز قابل توجه است. امام علی(ع) شدت جنگ را به شعله‌ور شدن آتش تشبیه می‌کند و سپس نشان می‌دهد که در داغ‌ترین نقطه این آتش، رسول خدا(ص) ایستاده بود.

این تصویر با تصور رایجی که گاه پیامبر را تنها در جایگاه فرماندهی دور از میدان نبرد نشان می‌دهد، تفاوت اساسی دارد. رسول خدا(ص) در نبردهایی همچون اُحد و حنین خود در قلب خطر حضور داشت.

۶. ایثار پیامبر نسبت به خاندان خویش

شجاعت رسول خدا تنها در به خطر انداختن جان خویش خلاصه نمی‌شد. آن حضرت در هنگامه خطر، نزدیک‌ترین بستگان خود را نیز بر دیگران مقدم می‌داشت و آنان را زودتر از دیگر مجاهدان به میدان نبرد می‌فرستاد.

امیرالمؤمنین(ع) در نامه‌ای می‌فرماید:

«هنگامی که آتش جنگ بالا می‌گرفت و صحنه نبرد سخت می‌شد، پیامبر اهل‌بیت خویش را پیش می‌فرستاد تا به وسیله آنان یارانش را از آسیب شمشیرها و نیزه‌ها حفظ کند.»[10]

سپس نمونه‌هایی از این ایثار را یادآور می‌شود: عبیده بن حارث در بدر، حمزه سیدالشهدا در اُحد و جعفر بن ابی‌طالب در مؤته به شهادت رسیدند.

امام(ع) در ادامه به شخصی اشاره می‌کند که آرزوی شهادت داشت، اما تقدیر الهی شهادتش را به زمانی دیگر موکول کرد. روشن است که مقصود حضرت از این شخص، خود امیرالمؤمنین علی(ع) است.

این شیوه رفتار پیامبر نشان می‌دهد آن حضرت در میدان عمل، نزدیکان خود را از خطر مستثنا نمی‌کرد؛ بلکه برای پاسداری از دین، عزیزترین افراد خاندان خویش را نیز در صف مقدم قرار می‌داد.

۷. استقامت پیامبر(ص) در هدایت مردم و تثبیت دین

همه پیامبران الهی برای انجام رسالت خویش با دشواری‌ها، مخالفت‌ها و آزارهای فراوان روبه‌رو شدند. رسول خدا(ص) نیز در طول بیست‌وسه سال رسالت، سختی‌های فراوانی را متحمل شد.

محیط آکنده از شرک، بت‌پرستی و تعصبات جاهلی از یک‌سو و جامعیت و عمق معارف اسلام از سوی دیگر، مسئولیت پیامبر را بسیار سنگین کرده بود.

رسول خدا باید مردمی را که نسل‌ها در فرهنگ جاهلی زیسته بودند، با معارف توحیدی، عدالت، اخلاق، مسئولیت اجتماعی و حیات معنوی آشنا می‌ساخت.

امیرالمؤمنین(ع) این شرایط دشوار را چنین توصیف می‌کند:

«پیامبر در راه رضایت حق در کام هر دشواری و بلایی فرو رفت و جام مشکلات و ناگواری‌ها را نوشید. زمانی خویشاوندان او به دورویی و دشمنی برخاستند و بیگانگان در کینه‌توزی علیه او متحد شدند. عرب‌ها برای نبرد با پیامبر از هر سو حرکت کردند و حتی از دورترین سرزمین‌ها دشمنی خود را متوجه او ساختند.»[11]

با وجود همه این فشارها، پیامبر لحظه‌ای از هدف خود عقب‌نشینی نکرد.

علی(ع) در خطبه‌ای دیگر می‌فرماید:

«پیامبر مردم را به اطاعت خدا فراخواند و در راه دین با دشمنان پیکار کرد و آنان را مغلوب ساخت. همدستی دشمنانی که او را دروغگو می‌خواندند، وی را از دعوت به حق باز نداشت و تلاش آنان برای خاموش کردن نور رسالت به نتیجه نرسید.»[12]

در کلامی دیگر نیز می‌فرماید:

«پیامبر بدون سستی و کوتاهی، رسالت پروردگارش را ابلاغ کرد و در راه خدا بدون عذرخواهی و بهانه‌جویی با دشمنان جنگید. او پیشوای پرهیزگاران و روشنایی چشم هدایت‌یافتگان است.»[13]

۸. اراده استوار رسول خدا(ص) در انجام رسالت

هنگامی که امام علی(ع) از عظمت روح و استقامت رسول خدا سخن می‌گوید و می‌خواهد به مسلمانان شیوه درود فرستادن بر آن حضرت را بیاموزد، چنین دعا می‌کند:

«خدایا، برترین درودها و افزون‌ترین برکات خود را به محمد(ص)، بنده و فرستاده‌ات، اختصاص ده؛ همان خاتم پیامبران، گشاینده راه‌های بسته و آشکارکننده حق با برهان. او لشکرهای باطل را دفع و قدرت گمراهان را درهم شکست. بار سنگین رسالت را بر دوش کشید، به فرمان تو قیام کرد و با سرعت در راه رضایتت گام برداشت؛ بدون آنکه قدمی به عقب بازگردد یا اراده‌اش سست شود.»[14]

از نگاه علی(ع)، پیامبر در دریافت وحی نیرومند، در حفظ عهد الهی استوار و در اجرای فرمان خدا خستگی‌ناپذیر بود تا سرانجام نور حق را آشکار کرد و راه هدایت را برای انسان‌هایی که در تاریکی جهل گرفتار بودند، روشن ساخت.

۹. پیامبر اکرم(ص)، الگوی زهد و بی‌اعتنایی به دنیا

یکی دیگر از ابعاد برجسته شخصیت رسول خدا(ص) در سخنان امیرالمؤمنین(ع)، زهد و بی‌اعتنایی آن حضرت به دنیا و جلوه‌های فریبنده آن است.

در فرهنگ قرآن، زهد به معنای ترک زندگی و کناره‌گیری از جامعه نیست؛ بلکه به معنای آزاد بودن انسان از اسارت دنیا و وابسته نشدن به ثروت، مقام و لذت‌های زودگذر است.

اسلام همان‌گونه که دلبستگی افراطی به دنیا را نکوهش می‌کند، رهبانیت و کنار گذاشتن مسئولیت‌های اجتماعی را نیز نمی‌پذیرد.

راه صحیح آن است که انسان از نعمت‌ها و امکانات دنیا استفاده کند، اما دنیا را هدف نهایی خود نداند. دنیا باید وسیله‌ای برای رشد، خدمت و دستیابی به سعادت جاودانه باشد.

رسول خدا(ص) نمونه کامل چنین زهدی بود.

امیرالمؤمنین(ع) خطاب به انسان‌ها می‌فرماید:

«رسول خدا(ص) برای تو الگویی کامل است تا راه و رسم زندگی را از او بیاموزی. او برای شناخت زشتی‌ها و عیب‌های دنیا راهنمایی شایسته است؛ زیرا دنیا از او بازداشته شد و برای دیگران گسترده گشت و او از زر و زیور آن دور ماند.»[15]

۱۰. کوچک شمردن دنیا در سیره پیامبر(ص)

امام علی(ع) در توصیفی دیگر می‌فرماید:

«پیامبر دنیا را کوچک شمرد و در چشم دیگران نیز ناچیز جلوه داد. آن را خوار و بی‌ارزش دانست و در نزد دیگران نیز خوار معرفی کرد. او می‌دانست خداوند برای تکریم او دنیا را از وی دور ساخته و به سبب ناچیز بودنش آن را در اختیار دیگران قرار داده است. از جان و دل به دنیا پشت کرد و یاد آن را در دل خود میراند.»[16]

سپس امام(ع) نتیجه تربیتی مهمی می‌گیرد:

«پس به پیامبر پاکیزه و نیکو اقتدا کن؛ زیرا شیوه او برای کسی که الگو می‌طلبد، بهترین الگو و برای کسی که خواهان بزرگواری است، مایه افتخار است. محبوب‌ترین بندگان نزد خدا کسی است که از پیامبر پیروی کند و گام در جای گام او بگذارد.»

۱۱. جلوه‌هایی از زندگی زاهدانه پیامبر(ص)

امیرالمؤمنین(ع) در ادامه، تصویری تکان‌دهنده از زندگی ساده رسول خدا ارائه می‌کند:

«رسول خدا(ص) از دنیا چندان نخورد که دهان خود را پر کند و تنها با گوشه چشم به آن نگریست. پهلوهایش از همه فرو رفته‌تر و شکمش از همه خالی‌تر بود. دنیا را به او عرضه کردند، اما نپذیرفت.»[17]

راز این رفتار نیز در نگاه الهی پیامبر نهفته بود:

«هنگامی که دانست خداوند چیزی را دشمن می‌دارد، آن را دشمن داشت و آنچه را خدا خوار شمرد، خوار دانست.»

سپس امام علی(ع) مردم را به تفکر دعوت می‌کند. اگر محروم بودن پیامبر از تجملات دنیا نشانه خواری بود، چنین سخنی نسبت به برگزیده خدا محال است. پس باید پذیرفت که دوری رسول خدا از دنیا نشانه کرامت و بزرگی او بوده است.

امام می‌فرماید:

«رسول خدا با شکمی گرسنه از دنیا رفت و با سلامت جان وارد آخرت شد. سنگی بر سنگ نگذاشت تا آنکه جهان را ترک کرد و دعوت پروردگارش را اجابت نمود.»

سپس می‌افزاید:

«چه بزرگ است منتی که خداوند با بعثت پیامبر بر ما نهاد و چنین پیشوایی به ما عطا کرد؛ رهبری که باید از او پیروی کنیم و پیشوایی که باید راه او را ادامه دهیم.»

۱۲. توسل به پیامبر اکرم(ص) در هنگام دعا

خداوند متعال رسول اکرم(ص) را رحمتی برای جهانیان قرار داده است. این رحمت برای امت اسلامی جلوه‌های گوناگونی دارد.

یکی از این جلوه‌ها، نقش وجود پیامبر در امان یافتن امت از عذاب الهی است.

خداوند می‌فرماید:

«وَما کانَ اللّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فیهِمْ وَما کانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ یَسْتَغْفِرُونَ.»[18]

خداوند آنان را تا هنگامی که تو در میانشان هستی عذاب نمی‌کند و نیز تا زمانی که استغفار می‌کنند، آنان را عذاب نخواهد کرد.

امیرالمؤمنین(ع) با استناد به همین آیه می‌فرماید:

«دو چیز در زمین موجب امان از عذاب خدا بود. یکی از آن دو برداشته شد؛ پس دیگری را دریابید و به آن چنگ بزنید. آن امانی که برداشته شد رسول خدا(ص) بود و امان باقی‌مانده استغفار است.»[19]

۱۳. طلب آمرزش به واسطه رسول خدا(ص)

قرآن کریم در آیه‌ای دیگر درباره کسانی که بر اثر گناه به خود ستم کرده‌اند، می‌فرماید:

«وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّهَ تَوّاباً رَحیماً.»[20]

اگر آنان هنگامی که بر خود ستم کردند نزد تو می‌آمدند و از خدا طلب آمرزش می‌کردند و رسول خدا نیز برای آنان آمرزش می‌خواست، خداوند را توبه‌پذیر و مهربان می‌یافتند.

این آیه نشان می‌دهد که دعای رسول خدا(ص) و توسل به مقام آن حضرت، می‌تواند زمینه‌ای برای دستیابی به رحمت و مغفرت الهی باشد.

امیرالمؤمنین(ع) نیز در مقام دعا بر صلوات بر پیامبر تأکید می‌کند و می‌فرماید:

«هرگاه از خداوند حاجتی داری، نخست بر پیامبر(ص) درود بفرست و سپس حاجت خویش را درخواست کن؛ زیرا خداوند کریم‌تر از آن است که از دو درخواست، یکی را بپذیرد و دیگری را رد کند.»[21]

توضیح سخن امام آن است که صلوات، خود دعایی برای نزول رحمت الهی بر رسول خدا(ص) است و چنین دعایی مورد پذیرش پروردگار قرار می‌گیرد. ازاین‌رو شایسته است انسان حاجت خویش را میان صلوات و توجه به مقام رسول خدا مطرح کند.

۱۴. دوستان حقیقی رسول خدا(ص)

محبت به رسول خدا(ص) فضیلتی است که مسلمانان با مذاهب مختلف به آن افتخار می‌کنند. با این حال، از منظر قرآن و نهج‌البلاغه، محبت حقیقی تنها یک احساس قلبی یا اظهار زبانی نیست.

قرآن کریم محبت خدا و رسول را بر بسیاری از تعلقات انسانی مقدم می‌داند و به مسلمانان هشدار می‌دهد که اگر پدران، فرزندان، برادران، همسران، خاندان، اموال و تجارت آنان از خدا و رسولش برایشان محبوب‌تر باشد، باید در ایمان خود بازنگری کنند.

ارزش محبت به پیامبر زمانی آشکار می‌شود که این محبت منشأ پیروی، اطاعت و الگوپذیری شود.

محبتی که تنها در زبان باقی بماند و در رفتار انسان تأثیری ایجاد نکند، نمی‌تواند مصداق کامل محبت حقیقی باشد.

قرآن کریم می‌فرماید:

«قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ.»[22]

ای پیامبر، بگو اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید تا خدا نیز شما را دوست بدارد.

در این آیه، نشانه صداقت انسان در محبت خدا، پیروی از پیامبر قرار داده شده است.

۱۵. معیار علی(ع) برای شناخت دوست و دشمن پیامبر

امیرالمؤمنین(ع) معیار بسیار روشنی برای شناخت دوستان حقیقی پیامبر ارائه می‌دهد:

«دوست محمد(ص) کسی است که خدا را اطاعت کند، هرچند نسبت خویشاوندی او دور باشد؛ و دشمن محمد(ص) کسی است که خدا را نافرمانی کند، هرچند نزدیک‌ترین خویشاوند او باشد.»[23]

بنابراین پیوند حقیقی با رسول خدا نه صرفاً بر پایه نسبت خانوادگی، شعار و اظهار محبت، بلکه بر اساس اطاعت الهی و پیروی از سیره پیامبر شکل می‌گیرد.

قرآن نیز می‌فرماید آنچه پیامبر برای شما آورده است بگیرید و از آنچه شما را نهی کرده است، دوری کنید.

بر این اساس هر مسلمان می‌تواند با سنجیدن رفتار و سبک زندگی خود ببیند تا چه اندازه در ادعای محبت رسول خدا(ص) صادق است.

۱۶. اندوه امیرالمؤمنین(ع) در سوگ پیامبر اکرم(ص)

رحلت پیامبر اکرم(ص) یکی از بزرگ‌ترین مصیبت‌های تاریخ بشریت است؛ زیرا با رحلت آن حضرت، جهان انسانیت از حضور آخرین پیامبر الهی و دریافت مستقیم وحی محروم شد.

عمق این مصیبت را بیش از همه کسانی درک می‌کردند که معرفت بیشتری نسبت به رسول خدا داشتند و در میان آنان، چه کسی نزدیک‌تر و آگاه‌تر از امیرالمؤمنین علی(ع) بود؟

ازاین‌رو اندوه علی(ع) در فراق پیامبر، اندوهی بسیار عمیق و جانکاه است.

امام(ع) خطاب به رسول خدا می‌فرماید:

«پدر و مادرم فدای تو باد، ای رسول خدا! با مرگ تو رشته‌ای پاره شد که با مرگ هیچ‌کس دیگر چنین نشد؛ رشته نبوت گسست و نزول وحی و اخبار آسمانی پایان یافت.»

سپس می‌فرماید:

«مصیبت تو دیگر مصیبت‌دیدگان را به شکیبایی واداشت و همه مردم را در غم تو یکسان ساخت. اگر تو ما را به صبر فرمان نداده و از بی‌تابی نهی نکرده بودی، آن‌قدر اشک می‌ریختم تا چشمه اشکم خشک شود و این درد برای همیشه در جانم باقی می‌ماند؛ با این حال همه اینها در برابر مصیبت تو ناچیز است.»

و با نهایت دلدادگی می‌افزاید:

«پدر و مادرم فدای تو باد؛ ما را نزد پروردگارت یاد کن و در خاطر خویش نگه دار.»[24]

۱۷. مصیبتی که هیچ مصیبتی با آن برابر نیست

امام علی(ع) هنگام دفن پیکر مطهر رسول خدا(ص) می‌فرماید:

«صبر در برابر هر مصیبتی نیکوست، مگر در فراق تو؛ و بی‌تابی در هر مصیبتی ناپسند است، مگر در اندوه مرگ تو. مصیبت تو بزرگ است و هر مصیبتی پیش و پس از آن در برابرش ناچیز است.»[25]

این سخنان تنها بیان عاطفه شخصی علی(ع) نیست، بلکه نشان‌دهنده جایگاه بی‌بدیل رسول خدا(ص) در منظومه هدایت الهی است.

فقدان پیامبر برای امیرالمؤمنین به معنای پایان یک رابطه عاطفی ساده نبود، بلکه پایان دوره‌ای بود که در آن زمین مستقیماً با وحی آسمانی ارتباط داشت.

امام(ع) درباره لحظات غسل و دفن رسول خدا می‌فرماید:

«گویی در و دیوار خانه در سوگ او فریاد می‌زدند. گروهی از فرشتگان فرود می‌آمدند و گروهی دیگر به آسمان می‌رفتند و گوش من از صدای آرام آنان که بر پیامبر نماز می‌خواندند، پر شده بود تا آن هنگام که او را در حجره‌اش دفن کردم.»[26]

۱۸. شیوه درود فرستادن علی(ع) بر رسول خدا(ص)

شیوه دعا و صلوات امیرالمؤمنین(ع) بر رسول خدا، خود یکی از زیباترین جلوه‌های محبت و معرفت او نسبت به پیامبر است.

امام(ع) در یکی از دعاهای خویش می‌فرماید:

«پروردگارا، برای پیامبر خود در سایه لطف خویش جایگاهی گسترده قرار ده و از فضل و کرمت پاداش او را فراوان گردان. خدایا بنای آیین او را از هر بنایی برتر و مقام او را نزد خویش گرامی‌تر ساز. نور او را کامل گردان و پاداش رسالتش را پذیرش شهادت و شفاعت و قبول گفتار او قرار ده.»

سپس برای امت پیامبر چنین دعا می‌کند:

«بار خدایا، ما را با پیامبرت در نعمت‌های جاودان، زندگی خوش، آرزوهای برآورده، خواسته‌های تحقق‌یافته، نهایت آرامش و اطمینان و همراه با مواهب ارزشمند گرد آور.»[27]

این تعابیر نشان می‌دهد که عشق امیرالمؤمنین(ع) به پیامبر تنها یک محبت عاطفی نبود، بلکه از معرفتی عمیق نسبت به مقام رسالت و عظمت معنوی رسول خدا سرچشمه می‌گرفت.

۱۹. نتیجه‌گیری: عظمت رسول خدا(ص) در نگاه امیرالمؤمنین(ع)

مرور سخنان امیرالمؤمنین علی(ع) در نهج‌البلاغه و بررسی رابطه آن حضرت با رسول خدا(ص)، از تعظیم، تسلیم و ارادتی کم‌نظیر نسبت به خاتم پیامبران حکایت دارد.

علی(ع) که خود در اوج کمال انسانی، شجاعت، عدالت، علم، زهد و معنویت قرار دارد، هنگام سخن گفتن از پیامبر اکرم(ص) با نهایت خضوع و تکریم سخن می‌گوید. چنین تعظیم و محبتی نسبت به هیچ فرد دیگری در کلمات او مشاهده نمی‌شود.

شناخت امیرالمؤمنین(ع) از رسول خدا، شناختی از دور و بر اساس نقل دیگران نبود. او از کودکی در کنار پیامبر زندگی کرده، در مکتب او رشد یافته، خلوت‌ها و عبادت‌هایش را دیده، نخستین سال‌های رسالت را در کنارش گذرانده، در جنگ و صلح همراهش بوده و تا واپسین لحظه زندگی رسول خدا در کنار او حضور داشته است.

ازاین‌رو ایمان استوار و شهادت شخصیتی همچون علی(ع) به وجود والاترین صفات انسانی و الهی در رسول خدا، یکی از مهم‌ترین گواهی‌ها بر عظمت شخصیت پیامبر اکرم(ص) است.

مهم‌ترین ویژگی‌هایی که از سخنان امیرالمؤمنین(ع) درباره رسول خدا می‌توان استخراج کرد، عبارت‌اند از:

  1. پیامبر اکرم(ص) از دوران کودکی تحت عنایت ویژه الهی قرار داشت و بزرگ‌ترین فرشته الهی او را در مسیر کرامت‌ها و برترین فضایل انسانی همراهی می‌کرد.
  2. آن حضرت پیش از بعثت، در غار حرا خلوت می‌گزید و با خداوند به عبادت و راز و نیاز می‌پرداخت.
  3. در بسیاری از خلوت‌های پیامبر در حرا، امیرالمؤمنین(ع) تنها همراه و شاهد حالات آن حضرت بود.
  4. علی(ع) از کودکی همانند فرزندی که در پی مادر خویش حرکت می‌کند، همراه رسول خدا بود و پیامبر هر روز فضیلتی از فضایل اخلاقی را به او می‌آموخت.
  5. رسول خدا(ص) تحت تربیت ویژه الهی به عالی‌ترین مراتب اخلاق انسانی دست یافت.
  6. پیامبر باطل را درهم شکست، حق را آشکار ساخت و مردم را به راه رشد، هدایت و کمال فراخواند.
  7. آن حضرت از خاندانی شریف، پاک و کریم برخاست و سلسله نسب او به خاندان‌هایی بافضیلت منتهی می‌شد.
  8. مکه مکرمه، حرم امن الهی، خاستگاه ولادت و رشد آن حضرت بود.
  9. رسول خدا در دریافت و ابلاغ وحی امین بود و پیام الهی را بدون کاستی به مردم رساند.
  10. خاندان و عترت پیامبر، از دیدگاه امیرالمؤمنین(ع)، از برترین خاندان‌ها و ادامه‌دهندگان مسیر هدایت او هستند.
  11. درخت وجود رسول خدا از پاک‌ترین ریشه‌ها رویید و در شریف‌ترین محیط خانوادگی رشد کرد.
  12. آن حضرت در معدن کرامت و در فضای عفت و پاکی پرورش یافت.
  13. رسول خدا در میدان‌های نبرد چنان شجاع و استوار بود که حتی دلاورانی چون علی(ع) در سخت‌ترین لحظات جنگ به او پناه می‌بردند.
  14. پیامبر برای حفظ دین و جامعه اسلامی، نزدیک‌ترین و عزیزترین افراد خاندان خویش را نیز به میدان خطر می‌فرستاد.
  15. آن حضرت بدون سستی و کوتاهی، رسالت الهی را به انجام رساند و در راه خدا از هیچ مجاهدتی فروگذار نکرد.
  16. اتحاد دشمنان، تکذیب رسالت، تهدیدها و کینه‌توزی‌ها هیچ‌گاه پیامبر را از ادامه دعوت الهی بازنداشت.
  17. رسول خدا دنیا و جلوه‌های فریبنده آن را در برابر ارزش‌های الهی ناچیز می‌شمرد و این حقیقت را به دیگران نیز می‌آموخت.
  18. سبک زندگی پیامبر، کامل‌ترین الگو برای انسان‌هایی است که در پی کرامت، بزرگواری و سعادت حقیقی هستند.
  19. پیامبر با زندگی‌ای ساده و زاهدانه از دنیا رفت و هرگز برای خود به دنبال تجملات، کاخ و ثروت‌اندوزی نبود.
  20. رحلت رسول خدا از نگاه امیرالمؤمنین(ع) مصیبتی بود که هیچ حادثه دیگری را نمی‌توان با آن مقایسه کرد.
  21. دوست حقیقی رسول خدا کسی است که با اطاعت خدا و پیروی عملی از پیامبر، صداقت خویش را در محبت آن حضرت ثابت کند؛ هرچند هیچ نسبت خویشاوندی با او نداشته باشد.

در مجموع، سیمایی که امیرالمؤمنین(ع) از پیامبر اکرم(ص) ترسیم می‌کند، سیمای انسانی است که از آغاز زندگی تحت تربیت الهی قرار گرفته، در اخلاق و معنویت به بالاترین مراتب رسیده، در راه حق از جان و خاندان خویش گذشته، در برابر دشمنان استقامت کرده، از دنیا دل بریده و سراسر زندگی خود را وقف هدایت و سعادت انسان‌ها ساخته است.

از همین رو، محبت حقیقی به رسول خدا(ص) تنها با ذکر نام و اظهار ارادت تحقق نمی‌یابد؛ بلکه نتیجه طبیعی شناخت آن حضرت باید پیروی از سیره، اخلاق، دستورات و آرمان‌های او باشد.

امید است خداوند متعال دل‌های همه مؤمنان و دوستداران پیامبر اکرم(ص) و اهل‌بیت پاک آن حضرت را به محبت راستین رسول خدا زنده گرداند، آنان را در مسیر پیروی از سیره نبوی یاری فرماید و توفیق اقتدا به آن اسوه حسنه را در زندگی فردی و اجتماعی به همگان عنایت کند.


پی‌نوشت‌ها:

[1] نهج البلاغه ، خطبه ۱۹۲
[2] نهج البلاغه ، خطبه ۱۹۲
[3] نهج البلاغه ، خطبه ۱۹۷
[4] نهج البلاغه ،‌ خطبه ۹۴
[5] نهج البلاغه ، خطبه ۱۰۸
[6] نهج البلاغه ، خطبه ۱۰۵
[7] نهج البلاغه ،‌ خطبه ۹۶
[8] نهج البلاغه ، خطبه ۱۹۲
[9] نهج البلاغه ، حکمت ۹
[10] نهج البلاغه ، نامه ۹
[11] نهج البلاغه ، خطبه ۱۹۴
[12] نهج البلاغه ، خطبه ۱۹۰
[13] نهج البلاغه ، خطبه ۱۱۶
[14] نهج البلاغه ،‌ خطبه ۷۲
[15] نهج البلاغه ، خطبه ۱۶۰
[16] نهج البلاغه ، خطبه ۱۰۹
[17] نهج البلاغه ، خطبه ۱۶۰
[18] انفال : ۳۳
[19] نهج البلاغه ، حکمت ۸۸
[20] نساء :‌ ۶۴
[21] نهج البلاغه ، حکمت ۳۶۱
[22] آل عمران : ۳۱
[23] نهج البلاغه ، حکمت ۹۶
[24] نهج البلاغه ، خطبه ۲۳۵
[25] نهج البلاغه ، حکمت ۲۹۲
[26] نهج البلاغه ، خطبه ۱۹۷
[27] نهج البلاغه ، خطبه ۷۲
منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه