لطفا منتظر باشید

خلاصى از زندان رحم

از نظام طبيعى زايمان و جريانى كه سبب رو به راه شدن طفل براى تولّد مى‏گردد ، بشر هنوز علم و اطلاع صحيحى ندارد . مادر در خلال چند هفته پيش از وضع حمل ، فشردگى‏هايى در رحم احساس مى‏نمايد كه سبك و موزون است و مانند ناراحتى‏هايى است كه پس از انجام كار پر زحمت به شخص دست مى‏دهد ، اين ناراحتى‏ها و فشارها موقت است و در چند هفته پيش از زايمان براى مادر ناراحتى زياد توليد نمى‏شود .
در موقع معيّن يك دفعه آن فشارها و به هم فشردگى‏هاى رحم زياد شده حركات جنين شدّت مى‏يابد و در ظرف چند ساعت ، طفل سرازير مى‏شود و قدم به عرصه دنياى جديد مى‏گذارد .
سبب اين نزول اجبارى جنين كه مدّتى طولانى به حال انزوا در بطن مادر قرار داشت چيست ؟ اين هم از اسرار آفرينش انسان قبل از تولّد است كه هنوز به درستى معلوم نيست ، مى‏گويند : تغييرات سريعى كه در آخر كار روى مى‏دهد باعث فعل و انفعالات مختلفى در رحم مى‏گردد ، به ويژه عمل غدّه‏هاى نيروبخش ترشحات داخلى كه به مجارى و شريان‏هاى خون ، هورمون مى‏ريزند و موجب تحريك عضله‏هاى زهدان و رحم گشته و در نتيجه فشارهاى تند و تيز ، طفل متولّد مى‏شود . به محض آن‏كه طفل به دنيا آمد چند نفس مى‏كشد ، هوا به ريه‏هايش وارد و صداى اوّلين ونگ او شنيده مى‏شود ، آن صدا يا براى برخوردى است كه بر بدنش هنگام وصول به محيط جديد وارد مى‏گردد يا بر اثر تماس و دستكارى قابله است كه براى ورود او به دنيا كمك مى‏كند . به هر حال نوزاد به وسيله بند ناف با جفت اتّصال دارد و پس از تولّد بچه و پايين آمدن جفت ، ديگر وظيفه اين دو پايان مى‏پذيرد و بند ناف را مى‏برند و مانده آن هم به زودى مى‏افتد و اثر زخم آن خوب مى‏شود . محل و علامت ناف مى‏رساند كه آدميزاد مدّتى در شكم مادر به طور طفيلى زندگى نموده و بايد به مادر ، فوق‏العاده احترام كند ، چنانچه در قرآن و روايات به اين موضوع بسيار اشاره شده و براى آن به عنوان حكم الهى ، اهميّت فوق العاده قايل شده‏اند .
اين نوزاد هنوز موجود كاملى نيست ، براى هماهنگ شدن وضع گذشته او با وضعيت محيط به سرعت تغيير و تحوّلاتى در وجودش صورت مى‏گيرد .
موقع تولّد ، ريه‏هايش كه در توده كوچكى از نسج‏هاى متراكم و فشرده بود ، با نخستين فرو دادن هوا مانند بادكنك متورم گشته و جاى خود را زير قفسه سينه مى‏گيرند و حفره‏هاى بى‏شمار ريه‏ها از هوا پُر مى‏شوند و سبك گرديده حالت اسفنجى پيدا مى‏كنند .
با وجود اين ، هنوز به حدّ تكامل نرسيده و به زودى حفره‏ها و خانه‏هاى تازه‏ترى در ريه‏ها تشكيل مى‏شود و آن حفره‏هاى قبل از تولّد فقط چند روز خوب كار مى‏كنند . درشتى قلب نوزاد به اندازه مشت بسته اوست ، جريان نبضش به تدريج سبك‏تر مى‏شود ، تا به حدّ معمولى برسد ، كمى بعد از تولّد مدفوعاتش كه شش ماه جمع شده بود دفع مى‏شود و از خصايص نوزاد آن است كه مدفوعش كاملا عقيم است ؛ يعنى ميكروب ندارد .
نوزاد پس از تولّد ، غدّه‏هاى اشك‏آور و بزاقش فعّاليتى ندارد ، گريه مى‏كند ، ولى بى‏اشك است ، آب دهانش وقتى مى‏تواند مواد نشاسته‏اى را حل كند كه از شير گرفته شده باشد ، به علاوه نمى‏تواند به نقطه‏اى ثابت نظر كند و تا مدتى چپ نگاه مى‏كند .
اين بود شرح زندگى نه مامه مهمان بطن مادر كه در قرآن و روايات به طور جدّى از انسان خواسته شده نسبت به اين دوران مطالعه و دقت كند ، تا از طريق مطالعه و انديشه در صنع حق به حق رسيده و غرق عشق آن وجود مقدّسى شود كه در طى نه ماه اين همه عنايت و لطف به او داشت و جدا عرفان و حال بدون معرفت به خود كه راهى به سوى معرفت به حضرت حق است ارزشى ندارد .

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه