شكر كامل
شكر تمام و كامل به اين است كه ذات هستى و سرّ قلب به حقيقت اعتراف كند و خاضعانه در پيشگاه حضرت حق بگويد كه من از بهجا آوردن كمترين شكر و كوچكترين نعمت تو عاجز و ناتوانم ؛ زيرا توفيق شكر او ، خودش يك نعمت جديدى است كه به تو عنايت شده و بر خود اين توفيق شكر كه نعمتى است از جانب او شكرى واجب است و اين توفيق شكر ، قدرش بزرگتر و وجودش عزيزتر از نعمتى است كه به خاطر آن موفق به شكر شدى ، روى اين حساب بر هر شكرى ، شكرى بر تو لازم است و مىدانى كه اين موضوع يعنى ، براى هر شكرى يك شكر به جا آوردن سر به بىنهايت مىزند ، در حالى كه تو غرق در نعمتى ، از درك غايت و حقيقت شكر او ناتوان و عاجزى .
اين عاجز از شكر و قاصر از درك نعمت
دوست عرضه داشتهام :
از غمت دوش ز دل نعره مستانه زدم
گرمى لطف تو اى ملك دلم را سلطان
من به هر در كه شدم راه ندادند مرا
چون دلم خانه عشق تو شد اى ماه وجود
گفت : اى دل ز چه در شور و نوا غرق شدى
بنهادم قدم اندر ره عشق تو به جان
سوخت جان وتنم از آتش هجران چون من
از ازل دست به دامان تو اى دوست شدم
مست ومخمور وخرابم من مسكين نه عجب
كه صبوحى زصفاى خم و خم خانه زدم
شكر كردم كه در آن شب در اين خانه زدم
داد فتوا كه زعشقت دو سه پيمانه زدم
جام برداشته يكسر در ميخانه زدم
من به صد شور و نوا ساغر شكرانه زدم
گفت : من دست بر آن طُرّه جانانه زدم
اين قدم را به ره عشق تو مردانه زدم
با غم عشق تو خود شعله به كاشانه زدم
تا ابد دست به هر سينه بيگانه زدم
كه صبوحى زصفاى خم و خم خانه زدم
راستى كدام انسان تاكنون موفق به اداى شكر او شده ، شايد با كرم و لطفش و با رحمت و عنايتش اقرار ما را به عجز شكر به عنوان شكر به حساب آورد . [ وَأَنّى يَلْحَقُ شُكْرَ الْعَبْدِ نِعْمَةَ اللّهِ وَمَتى يَلْحَقُ صَنيعُهُ بِصَنيعِهِ وَالْعَبْدُ ضَعيفٌ لا قُوَّةَ لَهُ أَبَدا إلاّ بِاللّهِ ]
شكر عبد كجا و نعمت حق كجا ؟ چه گونه شكر عبد به نعمت حق مىرسد ؟ نعمت آنقدر داراى عظمت و منفعت است و شكر عبد آنقدر بىقدر و بىارزش است كه بين نعمت حق و شكر عبد قابل مقايسه نيست .
ساخته عبد كه آنهم به توفيق خدا و با كمك ابزار الهى است با ساخته او كجا با يكديگر مقايسه مىشوند ، بنده سخت عاجز و ضعيف و ناتوان است ، براى او جز با تكيه بر حضرت حق براى ابد قوّتى وجود ندارد .
[ وَاللّهُ غَنِىٌّ عَنْ طاعَةِ الْعَبْدِ قَوِىٌّ عَلى مَزيدِ النِّعَمِ عَلَى الْأَبَدِ فَكُنْ لِلّهِ عَبْدا شَاكِرا عَلى هـذا الْأَصْلِ تَرَى الْعَجَبَ ] خداوند بزرگ از اطاعت عبد بىنياز است ، براى هميشه قدرت بر ازدياد نعمت دارد ، تو براى خدا بندهاى شاكر باش كه بر اين اصل از وجود مقدّس او برنامههاى اعجابانگيز ببينى ، شكر او را بهجاى آور ، تا نعمتش ، اعم از مادّى و معنوى هم چون باران بهاران بر تو ريزش كند و ببينى آنچه تو را به عجب آورد .
English