سيماى لقمان
لقمان، در دهمين سال حكومت حضرت داود در خانوادهاى از نسل ابراهيمعليه السلام به دنيا آمد. كنيه او ابوالاسود غلام سياه حبشى يا سودانى بود كه در ميان اهالى نوبه از قوم بنى اسراييل رشد يافت. برخى او را پسر خاله يا خواهرزاده حضرت ايوبعليه السلام مىدانند. او به خاطر داشتن چهرهاى نازيبا و بدنى سياه ولى نيرومند، برده و گلهدار قينبنحسر از ثروتمندان بنىاسراييل بود. پس از دريافت حكمت آزاد گرديد. لقمان از همراهان حضرت داود بود و بسيار به ديدار او مىرفت و ايشان را اندرز و آگاهى مىداد حضرت داوودعليه السلام همواره به او مىفرمود:خوشا به حال تو كه حكمت به تو داده شد و به بلاى حكومت گرفتار نشدى. لقمان در دانش عقلى و اجتماعى و اخلاقى از فرزانگان دوره خويش شايستهتر بود. لحظههاى بيكارى را به انديشه در شناخت خدا و جهان مىگذرانيد و براى زندگى به شغل خياطى، درودگرى سرگرم بود به خاطر داشتن هوش سرشار و انديشه ورزى زياد، تجربه و منطق محكم و بيان شيوا به لقمان حكيم مشهور گرديد و عمر او را در تاريخ از 200 تا 560 سال و در روايتى تا 3500 سال نقل كردهاند.
روزى ندايى شنيد. اى لقمان! آيا مىخواهى خدا تو را جانشين خود در زمين كند تا بين مردم به حق حكم كنى. لقمان پاسخ داد: اگر پروردگارم مرا اختيار دهد، عافيت را مىخواهم و بلا را نمىپذيرم ولى اگر او اراده كرده باشد خودش يارىام مىنمايد و از خطا نگهم دارد. فرشتگان از فهم او شگفت زده شدند. بامدادان كه از خواب برخاست قلبش لبريز از حكمت بود. خداوند حكيم به لقمان حكمت عنايت كرد و او نيز از مقام حكمت به مقام شكر دست يافت. خداوند هم به پاس مقام لقمان، سفارشهاى حكيمانه او را در سوره لقمان براى مسلمانان، بازگو نموده است. امام صادقعليه السلام مىفرمايد: لقمان در سايه خويشاوندى و مال و نيرومندى و زيبايى به آن مقام بلند نرسيد. بلكه او مردى بود كه در اطاعت خدا ايستادگى داشت. پرهيزكار، ساكت، باوقار، آيندهنگر و تيزهوش و پندآموز بود در هر موضوعى عميقانه فكر مىكرد، از هر حادثهاى درس مىگرفت. روز نمىخوابيد و از خود مراقبت زياد مىنمود، كم خنده و شوخى مىكرد. از توجه دنيا شاد نمىشد و از پشت كردن آن اندوهناك نمىگشت. فرزندان زيادى داشت و همه قبل از او مردند و در مرگ آنها بردبارى را از دست نداد. يكى از روشهاى نيكوى او اين بود كه هر گاه دو نفر با هم اختلاف پيدا مىكردند، تا آشتى ميان آنها برقرار نمىساخت آرام نمىگرفت. به مجالس دانشمندان اهميت مىداد و براى حكمرانان اندوهناك مىشد كه چگونه فريب چند روز مقام دنيايى را مىخورند. روزى يكى از بزرگان بنى اسرائيل از محلى گذر مىكرد، ديد كه گروهى از مردم مانند تشنگان آب گوارا به دور لقمان گرد آمدهاند وبه سخنان حكيمانه او گوش مىدهند. آن رهگذر با تعجب به لقمان گفت: تو آن نيستى كه با ما گله دارى مىكردى؟ گفت: آرى. پرسيد: چگونه به اين مقام رسيدهاى: لقمان فرمود: سه ويژگى مرا به اين مقام رسانيد: راستگويى،امانتدارى، دورى ازكارهاى بيهوده
چند پند گرانمایه از دریای حکمت و معارف لقمان حکیم :
يا بُنَىَّ،... وَ عَلَيْكَ بِالْمَوْعِظَةِ فَاعْمَلْ بِها فَاِنَّها عِنْدَ الْعاقِلِ اَحْلَى مِنَ الْعَسَلِ الشَّهْدِ وَ هِىَ عَلَى السَّفِيهِ اَشَقُّ مِنْ صُعُودِ الدَّرَجَةِ عَلَى الشَّيْخِ الكَبِير.(1) فرزندم! برتو باد پندو اندرز؛ پس به آن عمل كن كه اندرز براى دانا از عسل گواراتر و براى نادان از بالا رفتن پيرمرد از نردبان دشوارتر است.
يا بُنَىَّ، ابدَأ النّاسَ بِالسَّلامِ وَ المُصافَحَةِ قَبْلَ الكَلامِ.(2) فرزندم! با سلام با مردم آغاز كن و در دست دادن قبل از گفتگو پيشقدم شو.
يا بُنَىَّ، اِنْ كُنْتَ زَعَمْتَ اَنَّ الكَلامَ مِنْ فِضَّةٍ فَاِنَّ السُّكُوتَ مِنْ ذَهَبِ.(3) فرزندم!اگر مىپندارى كه سخن از نقره است همانا سكوت از طلاست.
يا بُنَىَّ، لِكُلِّ شَىءٍ عَلامَةٌ يُعْرَفُ بِها وَ اِنَّ للدِّينِ ثَلاثُ عَلاماتٍ: العِفَّةُ وَ العِلْمُ وَ الحِلْمُ.(4) فرزندم! هر چيزى نشانهاى دارد كه با آن شناخته مىشود ودين سه نشانه دارد: پاكدامنى- دانش- بردبارى
يا بُنَىَّ، اِعْلَمْ اَنِّى خَدَمْتُ اَرْبَعْمِائةَ نَبِىِّ، وَ اَخَذْتُ مِنْ كَلامِهِمْ أرْبَعَ كَلِماتٍ، وَ هىَ: اِذا كُنْتَ فِى الصَّلوةِ فَاحْفَظْ قَلْبَكَ. اِذا كُنْتَ عَلَى المائِدَةِ فاحْفَظْ حَلْقَكَ وَ اِذا كُنْتَ فِى بِيتِ الغَيْرِ فَاحْفَظْ عَيْنَكَ وَ اِذا كُنْتَ بَيْنَ الخَلْقِ فَاحْفَظْ لِسانَكَ.(5)
فرزندم! بدان كه من چهارصد پيامبر را خدمت كردم و در كلام آنها چهار كلمه دريافتم: هر گاه در نمازى دلت را حفظ كن. هر گاه بر سفرهاى گلويت را حفظ كن. هر گاه در خانه كسى هستى چشمانت را حفظ كن. هرگاه در بين مردمى زبانت را حفظ كن.
يا بُنَىَّ، اِنْ تَأَدَّبْتَ صَغِيراً انْتَفَعْتَ بِهِ كَبِيراً... (6) فرزندم! اگر در كودكى ادب آموختى در بزرگى از آن بهره مىبرى.
يا بُنَىَّ، اِيّاكَ و الضَّجَرَ وَ سُوْءَ الخُلقُ وَ قِلَّةَ الصَّبْرِ فَلا يَسْتَقِيمُ عَلَى هذِهِ الخِصالُ صاحِبٌ وَ اَلْزِمْ نَفْسَكَ التُّؤَدَةَ فِى اُمُورِكَ وَ صَبِّرْ عَلى مَؤُناتِ الاِخْوانِ نَفْسَكَ وَ حَسِّنْ مَعَ جَمِيعِ النَّاسِ خُلْقَكَ.(7) فرزندم! مبادا بىقرار و بداخلاق و كم حوصله باشى زيرا با داشتن اين خصلتها هيچ دوستى برايت باقى نمىماند. نفس خود را وادار كن تا در امور شكيبا باشد و آرامش داشته باشد.در رفع مشكلات برادرانت تحمل نما و با همه مردم اخلاق نيك داشته باش.
يا بُنَىَّ، اِيّاكَ اَنْ تَسْتَدِيْنَ فَتَحْزَنَ مِنَ الدَّيْنِ. (8) فرزندم! از قرض گرفتن بپرهيز، كه از بدهى اندوهگين مىشوى.
يا بُنَىَّ، اِجْعَلْ غِناكَ فِى قَلْبِكَ وَ اِذا افْتَقَرْتَ فَلاتُحَدِّثْ النّاسَ بِفَقْرِكَ فَتَهُونَ عَلَيْهِمْ وَ لكِنَ اِسْأَلِ اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ. (9)
فرزندم! بىنيازى را دردلت قرار ده وهرگاه نيازمند شدى مردم راآگاه مكن كه نزد آنان بىارزش مىشوى بلكه از بركت خدا بخواه.
يا بُنَىَّ... عَلَيْكَ بِالتَّقْوَى فَاِنَّهُ أرْبَحُ التِّجارَاتِ وَ اِذا اَحْدَثْتَ ذَنْبَاً فَاَتْبِعُهُ بِالاسْتِغْفارِ وَ النَّدَمِ وَ العَزْمِ عَلَى تَرْكِ العَوْدِ لِمِثْلِهِ.(10)
فرزندم! بر تو باد به پرهيزگارى كه سودمندترين معامله است و هنگامى كه گناهى از تو سرزد در پى آمرزش و پشيمانى باش و بررهايى دوباره از مانند آن بكوش.
يا بُنَىَّ، لا تُؤَخَّرِ التَّوْبَةَ فَاِنَّ المَوْتَ يَأْتِى بَغْتَةً،... لا تَشْمَتْ بِالْمَوْتِ و لا تَسْخَرْ بِالمُبْتَلَى وَ لا تَمْنَع بالْمَعرُوفَ.(11)
فرزندم! توبه و بازگشت به خدا را به تأخير ميانداز كه مرگ، ناگهان فرا مىرسد. مرگ را سرزنش و گرفتار را مسخره مكن و از نيكى جلوگيرى مكن.
يا بُنَىَّ، خَفِ اللَّهَ خِيْفَةً لَوْ جِئْتَهُ بِبِرِّ الثَّقَلَيْنِ لَعَذَّبَكَ وَ ارْجُ اللَّهَ رَجاءً لَوْ جِئْتَهُ بِذُنوُبِ الثَّقَلَيْن لَرَحِمَكَ. (12)
فرزندم! از خداوند چنان بترس كه اگر نيكى جن و انسان را به پيشگاهش ببرى تو را كيفر كند و به خدا چنان اميدوار باش كه اگر گناهان جن و انسان را به نزد او ببرى اميد آمرزش داشته باشى.
يا بُنَىَّ، اِنْهَ النَّفْسَ عَنِ هَواها فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تَنْهَ النَّفْسَ عَن هَواها لَمْ تَدْخُلِ الجَنَّةَ وَ لَمْ تَرَها.(13)
فرزندم! نفس خود را از هوسها بازدار؛ زيرا اگر چنين نكنى نه به بهشت مىروى و نه آن را مىبينى.
يا بُنَىَّ، شاوِرِ الكَبِيرَ وَ لا تَسْتَحيِ مِنْ مُشاوَرَةِ الصَّغِيْرِ.(14)
فرزندم! با بزرگان به مشورت پرداز و از مشاوره با كم سالان خجالت مكش.
يا بُنَىَّ، اِنَّ الدُّنيا بَحْرٌ عَمِيْقٌ هَلَكَ فِيْها بَشَرٌ كَثِيرٌ، تَزَوَّدْ مِنْ عَمَلِها، وَ اتَّخِذْ سَفِيْنَةً حَشْوُها تَقْوَى اللَّهِ ثُمَّ ارْكَبْ لُجَجَ الفُلْكِ تَنْجُ وَ انّى لَخائِفٌ اَنْ لا تَنْجُوَ. (15)
فرزندم! دنيا درياى ژرفى است كه انسانهاى زيادى درآن غرق شدهاند از كار در دنيا توشه برگير وكشتى برگزين كه بارش پرهيزگارى باشد،سپس بر امواج دريا سوار شوتا نجات پيدا كنى؛ و من مىترسم كه نجات پيدا نكنى.
يا بُنَىَّ، لا تُكالِبِ النَّاسَ فَيَمْقُتوُكَ وَ لا تَكُنْ مَهِيْناً فَيُذِلُّوكَ وَ لا تَكُنْ حُلْواً فَيأْكُلُوكَ وَ لا تَكُنْ مُرّاً فَيَلفِظُوكَ.(16)
فرزندم! با مردم درگير مشو كه منفور مىشوى و خود را سبك مكن كه ذليل شوى. وخود را شيرين مكن خورده شوى. و خود را تلخ مكن كه كنار گذاشته شوى.
يا بُنَىَّ، اِجْعَلْ فِى اَيَّامِكَ وَ لَيالِيْكَ وَ ساعاتِكَ نَصِيباً لَكَ فِى طَلَبِ الْعِلْمِ، فَانَّكَ لَنْ تَجِدَلَكَ تضييعاً مِثْلَ تَرْكِهِ.(17)
فرزندم! در روزها و شبها و لحظههايت،سهمى براى دانشپژوهى قرار ده، زيرا هيچ از دست رفتنى همانند از دست رفتن دانش نيست.
يا بُنَىَّ، اِتَّخِذْ اَلْفَ صَدِيْقٍ و اَلْفٌ قَلِيلٌ وَ لا تَتَّخِذْ عَدُوّاً واحِداً، وَ الواحِدُ كَثِيرٌ.(18)
فرزندم! هزار دوست بگير كه هزار هم كم است و يك دشمن هم مگير كه يكى از آن هم زياد است.
يا بُنَىَّ، لا تَشْتِمِ النَّاسَ فَتَكُونَ اَنْتَ الَّذِى شَتَمْتَ اَبَوَيْكَ. (19) فرزندم! مردم را ناسزا مگو تا سبب دشنام به پدر و مادر خود گردى.
يا بُنَىَّ،... إنّ السّارِقَ اِذا سَرَقَ حَبَسَهُ اللَّهُ مِن رِزْقِهِ وَ كَانَ عَلَيْهِ إثْمُهُ، وَ لَوْ صَبَرَ لَنالَ ذلِكَ، وَ جاءَهُ مِنْ وَجْهِهِ.(20)
فرزندم! دزد، هرگاه دزدى مىكند، خداوند اورا از روزى باز مىدارد وگناهش بر خود اوست و اگر شكيبا باشد روزى به سوى او بيايد.
يا بُنَىَّ، جالِسِ العُلَماءَ وَ زاحِمْهُمْ بِرُكْبَتَيْكَ، فَاِنّ اللَّهَ عَزّ وَ جَلّ يُحْيِى القُلُوبَ بِنُورِ الحِكْمَةِ كَما يُحْيِى الاَرْضَ بِوابِلِ السَّماءِ. (21)
فرزندم! همنشين دانشمندان باش و نزدشان زانو بزن كه خداوند دلها را به نور حكمت زنده مىگرداند همان گونه كه زمين را به باران زياد زنده مىسازد.
يا بُنَىَّ، عَلَيْكَ بِاَداءِ الاَمانَةِ تَسْلَمْ لَكَ دُنْياكَ وَ آخِرَتُكَ وَ كُنْ اَمِيْناً تَكُنْ غَنِيّاً، فاِنّ اللَّهَ تَعالى لا يُحِبُّ الخائِنينَ.(22)
فرزندم! امانت را بپرداز تا دنيا و آخرت تو سالم بماند وامين باش تا بىنياز گردى كه خداوند خيانتكاران را دوست ندارد.
يا بُنَىَّ، لا يَكُنِ الدِّيْكُ أَكْيَسَ مِنْكَ وَ اَكْثَرَ مُحافَظَةً عَلَى الصَّلواة.اَلا تَراهُ عِنْدَ كُلِّ صَلاةٍ يُؤذِّنُ لها وَبِالأَسْحارِ يُعْلِنُ بِصَوْتِهِ وَ اَنْتَ نائِمٌ. (23) فرزندم! مبادا خروس از تو زرنگتر باشد و مواظبتر بر نمازها. آيا نمىبينى كه براى هر نماز اذان مىگويد و در سحرها با بانگ بلند خبر مىدهد و تو در خواب هستى.
يا بُنَىَّ، اِذا امْتَلأَتِ المِعْدَةُ نامَتِ الفِكْرَةُ، وَ خَرِسَتِ الْحِكْمَةُ وَ قَعَدَتِ الْاَعْضاءُ عَنِ العِبادَةِ. (24) فرزندم! هرگاه شكم پر شود انديشه فرو مىخوابد و حقيقت گنگ مىشود و بدن از عبادت باز مىماند.
يا بُنَىَّ، لا تَدْخُلْ فِى الدُّنيا دُخُولاً يَضُرُّ بآخِرَتِكَ وَ لا تَتْرُكْها تَرْكاً، تَكُونُ كَلاًّ عَلَى النَّاسِ.(25)
فرزندم! در امور دنيا چنان وارد نشو كه به آخرتت آسيب برساند و نيز آن چنان كنارگيرى مكن كه سربار ديگران شوى.
يا بُنَىَّ، اِيّاكَ وَ مُصاحَبَةَ الفُسّاقِ، هُمْ كَالْكِلابِ اِنْ وَجَدُوا عِنْدَكَ شَيْئاً اَكَلُوهُ وَ اِلّا ذَمُّوكَ وَ فَضَحُوكَ، وَ اِنّما حُبُّهُمْ بَيْنَهُمْ ساعَةٌ. (26) فرزندم! از همنشينى با بدان بپرهيز زيرا آنان مانند سگانند اگر چيزى نزد تو پيدا كردند، مىخورند وگرنه تو را مسخره و رسوا سازند و دوستى ميانشان لحظهاى بيش نيست.
يا بُنَىَّ، اَغْنَى النَّاسِ مَنْ قَنَع بِما فِى يَدَيْهِ وَ اَفْقَرُهُمْ مَنْ مَدَّ عَيْنَيْهِ اِلَى ما فِى اَيْدِى النَّاسِ... اِرْضَ بِما قَسَمَ اللَّهُ لَكَ (27)
فرزندم! بىنيازترين انسان كسى است كه به آنچه در دست دارد خشنود است و نيازمندترين شخص كسى است چشمش به دست مردم خيره مانده است و فرمود: به آنچه خدا قسمت مىكند راضى باش
يا بُنَىَّ، لا تَقْتَرِبْ فَيَكُونَ اَبْعَدَ لَكَ وَ لاتَبْعُدْ فَتُهانَ، كُلُّ دابّةٍ تُحِبُّ مِثْلَها وَ ابْنُ آدَمَ لا يُحِبُّ مِثْلَهُ. (28)
فرزندم! صميمى مشو كه دورتر مىشوى ودورى نگزين كه خوار مىشوى هرجنبندهاى همانند خود را دوست مىدارد، اما فرزند آدم هم نوع خود را دوست نمىدارد.
يا بُنَىَّ، اِنّكَ لَمْ تُكَلَّفْ اَنْ تَشِيْلَ الجِبالَ وَ لَمْ تُكَلَّفْ ما لا تُطِيْقُهُ فَلا تَحْمِلْ البَلاءَ عَلَى كَتِفِكَ وَ لاتَذْبَحْ نَفْسَكَ بِيَدِكَ. (29)
فرزندم! تو مجبور نيستى كوهها را بلند كنى و وظيفه ندارى كه كار طاقت فرسا انجام دهى پس مشكلات را بر دوشت بار مكن و خود را به دست خودت هلاك مكن.
يا بُنَىَّ، اَقِمِ الصَّلاةَ مثل الصلاة فِى دينِ اللَّهِ كَمَثَلِ عَمودِ الفُسْطاطِ فَاِنّ العَمُودَ اِذا اسْتَقَامَ نَفَعَتِ الاَطْنابُ و الاَوْتادُ وَ الظِّلالُ وَ اِنْ لَمْ يَسْتَقِمْ لَمْ يَنْفَعْ وَتدٌ وَ لاطُنُبٌ و لاظِلالٌ. (30) فرزندم! نماز برپادار كه نماز در دين خدا همانند ستون خيمه است اگر ستون برپا باشد ريسمان وميخ و سايه فايده دارد و اگر برپا نباشد ميخ و ريسمان و سايه، بهرهاى ندارد.
يا بُنَىَّ، اِنْ تَكُ فِى شَكٍّ مِنَ المَوْتِ، فَارْفَعْ عَنْ نَفْسِكَ النَّوْمَ وَ لَنْ تَسْتَطِيْعَ ذَلِكَ وَ اِنْ كُنْتَ فِى شَكٍّ مِنَ البَعْثِ، فَادْفَعْ عَنْ نَفْسِكَ الاِنْتِباهَ وَ لَنْ تَسْتَطِيْعَ ذَلِكَ، فَاِنّكَ اِذا فَكَّرْتَ عَلِمْتَ اَنّ نَفْسَكَ بِيَدِ غَيْرِكَ ... (31) فرزندم! اگر از مرگ در شكى، خواب را از خودت دور كن، ولى قدرت اين را ندارى و اگر در قيامت شك دارى، بيدارى را از خودت دور كن ولى نيروى اين را ندارى. پس تو اگر در اين بيانديشى مىدانى كه جانت در دست ديگر است.
يا بُنَىَّ، لا تأكُلْ مالَ اليَتيمِ فَتَفْتَضِحَ يَوْمَ القيامَةِ وَ تُكَلَّفَ اَنْ تَرُدَّهُ اِلَيهِ. (32)
فرزندم! مال يتيم را نخور كه در روز قيامت رسوا مىشوى و مجبور مىشوى آن را برگردانى.
يا بُنَىَّ، اِجْعَلِ الدُّنيا سِجْنَكَ فَتَكونَ الآخِرَةُ جَنَّتَكَ. (33)
فرزندم! دنيا را زندان خودت قرار ده تا آخرت بهشت تو باشد.
پی نوشت :
1- ارشاد القلوب:72 باب 18
2- بحارالانوار: 13/ 429 ح23
3- كافى: 2/ 114ح 6 (امام صادق ع)
4- بحارالانوار: 13/420 ح 14 ( امام صادقع)
5- المواعظ العددية: 238 (باب الرابع)
6- بحارالانوار: 13/419 ح 13 (امام صادقع)
7- بحارالانوار: 13/419 ح14 (امام صادقع)
8- بحارالانوار: 13/ 427 ح 22
9- ارشاد القلوب: 72
10- ارشاد القلوب: 72
11- بحارالانوار: 13/ 426 ح 21
12- بحارالانوار:70/ 352 ح 1 (امام صادقع)
13- بحارالانوار: 13/ 429 ح 23
14- بحارالانوار: 13/ 428ح 23
15- بحارالانوار: 13/ 427 ح22
16- بحارالانوار: 13/ 429 ح 23
17- بحارالانوار: 13/ 415 ح7 (امام صادقع)
18- بحارالانوار: 13/ 414 ح 4
19- بحارالانوار: 13/ 430 ح 23
20- بحارالانوار: 13/ 421 ح 15 (امام سجادع)
21- بحارالانوار: 1/ 204، ح 22
22- بحارالانوار: 13/ 416 ح 9 (امام باقرع)
23- ارشاد القلوب:72 باب18
24- تنبيه الخواطر: 1/ 102
25- بحارالانوار: 73/124 ح 112
26- بحارالانوار: 13/ 428 ح 23
27- ارشادالقلوب:73
28- بحارالأنوار: 13/ 417 باب 18ح11 (امام باقرع)
29- بحارالانوار:13/ 428 ح 23
30- بحارالانوار: 13/ 432 ح 24
31- بحارالانوار: 13/ 417 ح 11 (امام باقرع)
32- بحارالانوار: 13/ 430 ح 23
33- بحارالانوار: 13/ 428 ح 23
English