عمل صالح
پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله مردم را در تمام كارها وروش ها به حقايق دعوت مىكنند.كار خود را با بسم الله شروع كنيد كه براى خدا واميد به رحمانيت خدا و به طمع رحيميت پروردگار درآخرت باشد، حكمتها درآن نهفته است. وقتى كار ريشه خدايى داشته باشد و خالص براى حضرت الله انجام بگيرد و به اميد بخشندگى خدا و عطاى خدا در دنيا وآخرت انجام بگيرد، آثار فراوان دنيايى و اخروى دارد. اين گونه اعمال برخى از بيمارىهاى روانى را معالجه مىكند،خلأهاى برونى ودرونى را جبران مىكند. براى انسان ايجاد امنيت وآرامش مىكند وتوان، نيروى باطنى وارادى وگاهى هم توان بدنى به انسان مىدهد.
پنج آيه در اثبات كاربرد عمل صالح نقش مهمى دارد:
آيه اول: درسوره اسراء می فرماید: كَانَ الْإِنسَنُ عَجُولاً (1) خداوند نمىگويد: خلق الانسان عجولاً انسان بر مبناى عجله آفريده شده است.انسانها دچار يك حالت روانى منفى به نام عجله مىشوند. عجله وشتاب انسان دردو برنامه در همه ملتها است.يكى حرکت شتابان به سوی ثروت اندوزی وديگرى لذّت گرایی است. بيمارى عجله باعث مىشود كه انسان تمام نيروى خودش را در دنيا مصرف جمع مال و مصرف لذّتهاى مادّى و محدود و از بين رفتنى كند. خداوند مىفرمايد: بهشت جايى است كه: مَا تَشْتَهِيهِ الْأَنفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ (2) نفس محل هرگونه خواسته، ميل بدون محدوديت ومحل لذت است.ولی براى رسيدن به حد شهوات نياز به ايمان و عمل صالح است. اما عدهاى به طرف ثروت و لذت دنيوى شتاب مىكنند. تمام عمر و نيرو را صرف رسيدن به ثروت و لذّت دنيايى مىكنند و نصيبشان را از آخرت قطع مىكنند. حالت روانى عجله و شتاب ورزى، زيان سنگينى براى انسان دارد كه در قرآن مىفرمايد: و هَلْ نُنَبِّئُكُم بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَلاً * الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِى الْحَيَوةِ الدُّنْيَا (3) يعنى كسانى هستند كه از نظر عمل، شتابزده مىباشند ومىخواهند زودتر به ثروت شهوت و لذّت برسند. در حالى كه اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايد :لا فقر بعد الجنة ألا و إنّه لا غنى بعد النار (4) بعد از بهشت ثروتى وجود ندارد . خداوند مىفرمايد : اگر در بهشت هر ثروت و لذّتى را بخواهيد مىيابيد.انسان بايد خودش را مقيّد به عمل صالح كند، از آثار عمل صالح ، علاج شتابزدگى است، انسان آرام با ادب و با وقار مىشود و بيمارى او هنگامى كه با مقيّد شدن به أعمال صالحه علاج شد، ديگر عمرش را صرف ثروت بيش از نياز نمىكند ، قناعت مىكند و صرف لذت و شهوات حرام نمىكند . از راه حلال به سراغ ثروت و شهوت مىرود ، با آراسته شدن به عمل صالح بيمارى خطرناك كه باعث تلف كردن عمر به خاطر پول و لذّت مىشود از بين مىرود ؛ يعنى انسان عمر خود را تلف و ضايع نمىكند. كَانَ الْإِنسَنُ عَجُولاً (5) نمىفرمايد:خلق الانسان ، معلوم مىشود عجله يك امر عارضى و بيمارى است. و اين بيمارى با عمل صالح قابل معالجه است، انسان را از بيمارى شتابزدگى شفا مىدهد.
آيه دوم : درباره آفرينش انسان می فرماید : لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَنَ فِى كَبَدٍ (6) ما انسان را درچارچوب كار و مشقت و فعاليت آفريديم ؛ يعنى نبايد تمام عمر خود را به بطالت بگذراند، فعاليت جزء بافت آفرينش انسان است. پروردگار مىفرمايد: تو بايد حركت كنى و كوشش كنى، بافت وجود خود را با كوشش و فعاليت و اطاعت از خدا و پيغمبر صلى الله عليه وآله گره بزن، تا زحمات باطل نشود. عمل صالح نمىگذارد فعاليتها، رنجهاى انسان نابود شود. يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَ أَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَ لَا تُبْطِلُواْ أَعْمَلَكُمْ (7) عمل صالح دست انسان را پر مىكند. دنيا وآخرت انسان را آباد مىكند و عامل به دست آوردن بهشت است.
آيه سوم : درسوره عادیات می فرماید: إِنَّ الْإِنسَنَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ (8) اين جزو خلقت انسان نيست ، يك امر عارضى است ، به انسان نعمتهاى فراوان دادم، اما او بانعمتهاى خدا ، عليه حق به ناسپاسى بر مىخيزد. از شهوت، چشم ، گوش و دست در اعمال حرام استفاده مىكند و در امضا اجناس مردم و اسناد مردم ، قدم حرام برمى دارد در مجالس حرام شركت مىكند ، جاى ناسپاس دوزخ مىباشد .(9) إِنَّ جَهَنَّمَ لَُمحِيطَةُ بِالْكَفِرِينَ (10) كافر يعنى ناسپاس ، يعنى منكر واقعيات. اثر عمل صالح اين است كه انسان را از ناسپاسى حفظ مىكند و در دايره شكر قرار مىدهد. اعْمَلُواْ ءَالَ دَاوُدَ شُكْرًا (11) كلمه شكر از نظر عربى در اينجا مفعول لاجله است. اى خاندان داود عمل كنيد ، اى انسانها از فرمان من اطاعت كنيد ، تا شكر در شما تحقق پيدا كند . از آثار ديگر عمل صالح اين است كه انسان دائماً در حال شكر است .(12)وَسَنَجْزِى الشَّكِرِينَ (13) ما به شاكرين پاداش عنايت مىكنيم. پيغمبر در هنگام سحر سجدههاى طولانى و گريه فراوان داشتند ، به حدى كه بلال به حضرت عرض كرد : آيا اين مقدار گريه لازم است؟ حضرت جواب دادند: أفلا أكون عبداً شكوراً (14) من بنده شاكر نباشم ! شكر يعنى عمل صالح. البته. اما طبق آيات قرآن ، نماز ، روزه ، حج ، جهاد ، امر به معروف و نهى از منكر، انفاق و احسان به پدر و مادر شكر پروردگار است. چنانكه در اوايل سوره لقمان هم آمده: أَنِ اشْكُرْ لِى وَ لِوَ لِدَيْكَ «(15) تو مسئول هستى كه هم مرا و هم پدر ومادر خود را شكر كنى. شكر پروردگار عبادت پروردگار است . شكر والدين هم احسان به والدين است. پس از آثار عمل صالح ، حفظ انسان از ناسپاسى يا نجات ناسپاس از ناسپاسى وقرار دادن او در دايره شكر پروردگار عزيز عالم است.
آيه چهارم : در سوره يوسف می فرماید: وَ مَآ أُبَرِّئُ نَفْسِى إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةُ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّى (16)خودم را نمىتوانم تبرئه كنم . اگر من بيشتر اوقات زندگى خود را از عمل صالح ، عبادت خدا وخدمت به بندگان خدا پر كنم وارد جهاد اكبر شدهام . هنگامى كه شما اوقات زندگى خود را با خدمت و عبادت پركنيد، در حقيقت در برابر هواى نفس موضع گرفته ايد و به يك جنگ الهى عليه جنود شيطانى باطن برخواستهايد و با عمل صالح، ديو هواى نفس را به تدريج ضعيف مىكنيد ، تا وقتى نفس از هوا و هوس بيفتد ، و تبديل به نفس مطمئنّه شود. و انسان آرام مىگيرد . مطمئنّه ؛ يعنى آرام بگيرد . اين از آثار عمل بر مبناى »بسم الله الرحمن الرحيم « است. عملى كه با خدا معامله مىشود و به اميد رحمانيت و رحيميت پروردگار است.
آيه پنجم : درباره انسان مىفرماید. خُلِقَ الْإِنسَنُ ضَعِيفًا «(17) انسان ناتوان آفريده شده، اما مىتواند يك توانمند بىنظيرشود. در ابتداى كار ناتوان آفريده شده است، ما هم قوانين، مقررات، حلال و حرام و فرمانهاى خود را، با لحاظ كردن اراده، بدن و قلب محدود و توان ضعيف انسان نظام داديم. تمام قوانين را آسان و سبك قرار داد. در ماه رمضان با اينكه غذا نمىخوريم در وسط روز كه بيش از اول صبح و شب نيازمند به غذا هستيم؛ زيرا در روز كار و فعاليت مىكنيم ، اما حال ما غير از ماه رمضان خيلى بهتر است و سبكتر هستيم. خدا اراده دائمى دارد كه تمام پيشنهادات خود را به شما آسان و سبك بگيرد كه شما را از هزار گونه بار سنگين و عمل به خواستهها سبك كند . شما اگر در ماه رمضان سحرى و افطار را كمتر بخوريد. بعد از ماه رمضان به هر آزمايشگاهى مراجعه كنيد، مىبينيد كه از قبل سالمتر هستيد و عوارضى در خون شما ديده نمىشود. وزن سبك شده وسبك شدن وزن آثار بسيارى براى زانو و كمر و مفاصل دارد، علاوه بر اين روزه ، عذاب روز قيامت را ، به خاطر گناهان ، سبك مىكند تا آتش را به خاموشى بكشاند .
اگر اراده انسان قوى باشد روزه گرفتن آسان مىشود هم قدرت بدنى انسان زياد مىشود و هم به قدرت روحى و ارادى مىرسد . روز قيامت عدهاى از بدنها در كمال ناتوانى است. خداوند در سوره قلم مىفرمايد: در دنيا كه بودند: كَانُواْ يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ (18) من آنها را دعوت به نماز و عبادت كردم ، سجده در اينجا به معناى عبادت است. انسان وقتى بخورد و بخوابد و شهوترانى كند ، ضعيف مىشود ؛ زيرا در عبادت تمرين نداشته است و در دنيا سست بودند و ورزشهاى بدنى آنها هم در مسير عبادت نمىباشد ، به روح ، عقل و اراده خود كارى نداشتهاند. در قيامت جاى ورزش نيست ، با همان بدن سست و شهوانى ، با آن شكم پر وارد قيامت مىشوند. آنها را دعوت مىكنم كه فقط سجدهاى در محشر براى من انجام دهند. خداوند در قرآن مىفرمايد :» فَلَا يَسْتَطِيعُونَ «(19) نمىتوانند سجده كنند . ولى كسانى كه تمرين عبادت و خدمت داشتند ، وقتى از قبر بيرون مىآيند ، به هر مقدارى كه با بهشت فاصله دارند ، مىگويم: ادْخُلُوهَا بِسَلَمٍ ءَامِنِينَ (20) از كنار قبر خود تا بهشت ؛ مانند برقى كه در ابرهاى بهار زده و خاموش مىشود سريعتر به بهشت مىرسند. چون بدن عریان و پاى فلج ندارند، بدن و اراده از عبادت قدرت گرفته است.
پيرمرد نود ساله مكّه و كربلا و مشهد مىرود و مىگويد : حالم خوب است، از او سؤال مىشود كه در زيارت امام رضا چه كار كردى ؟ مىگويد : شب جمعه تا صبح حرم بودم ، الحمدلله دويست ركعت نماز قضا در حرم خواندم ، توان روحى و ارادى او بر بدن نود ساله مسلّط است. اين هم يكى از آثار عمل صالح است كه ضعف را در ناحيه بدن، اراده، روح، قلب وباطن ، كم مىكند و باعث قدرت مىشود.
امام باقر عليه السلام مىفرمايد : نوجوان ده ساله بودم ، پدرم حضرت زين العابدين عليه السلام با بودن در آن حادثه عظيم كربلا كه كوهها را از بين مىبرد، قسمتى از شب، كيسهاى را از خرما ، لباس پر مىكرد و روى شانه خود مىگرفت و در خانه مستحقهاى مسلمان شيعه و سنى و يهودى و مسيحى مىگذاشت و بر مىگشت . مقدارى مىخوابيد و بقيه آن را به نماز شب ، گريه ، دعا و مناجات مىگذراند، بعد اذان مىگفت ونماز صبح را مىخواند و بعد از نماز صبح ، صورت مبارك را روى خاك مىگذاشت ، خاكى كه از كنار قبر أبى عبدالله آورده بود، هزار مرتبه در سجده مىگفت :الهى عبيدك بفنائك ، مسكينك بفنائك ، فقيرك بفنائك (21)
آفتاب هم كه طلوع مىكرد سر زمين كشاورزى مىرفت و به خانه بر مىگشت، دوباره شروع به عبادت مىكرد ، يك روز در اتاق را باز كردم و رفتم كنار ديوار نشستم و او را نگاه مىكردم ، ديدم كه بسيار گريه مىكند. چقدر انسان بايد قدرت وتوان داشته باشد كه كربلا را ببيند و بعد از آن واقعه شبها بار به دوش بكشد ، بعد از آن در نماز شب گريه و هزار بار تكرار ذكر كند و بعد در طول روز مشغول كشاورزى شود و دوباره برگردد و مشغول عبادت شود. امام باقر مىفرمايد : او مشغول عبادت بود و من هم بلند بلند گريه مىكردم . وقتى پدر سلام نماز را داد ، فرمود : فرزندم ، چرا گريه مىكنى ؟ گفتم دلم براى شما مىسوزد ، چقدر كار و عبادت و سجده مىكنيد، مگر اين بدن چقدر انرژى دارد ؟ فرمود : عزيزم ، روى طاقچه ، كتابى است آن را بردار بياور. كتاب را آوردم و به پدر دادم، باز كرد و جلوى من گذاشت فرمود : در اين صفحات عبادات و خدمات جدّم على عليه السلام نوشته شده است. اگر بخوانى ، آن وقت به من نمىگويى چقدر خودت را به زحمت مىاندازى. (22)
عمل صالح ، ضعف خلقت انسان را جبران مىكند . انسان با تمرين عمل صالح ، عبادات ، خدمت به خلق خدا و اخلاق خوش به توان عجيبى در دنيا وآخرت خواهد رسيد. من كان لله كان الله له (23) ولى بايد به اين معنا آگاه باشيم كه همه اين امور ، خدمتها و عبادات در صورتى از افق وجود انسان طلوع مىكند كه انسان نسبت به خدا و خلق خدا متواضع و فروتن باشد. وقتى خداوند مىفرمايد : نماز بخوانيد و روزه بگيريد ، با كمال خاكسارى اطاعت نماييد؛ زيرا اگر مقام تواضع نباشد نماز، روزه ، خدمت و احسان براى انسان سنگين است ، وقتى سنگين شد ، با داشتن تكبر قبول نمىكند ، با كبر از مجموع آثار عمل صالح خودش را محروم مىكند.
پی نوشت :
1) اسراء :11
2) زخرف :71
3) كهف :104 - 103
4) الكافى: 2/ 216 حديث 2
5) اسراء : 11
6) بلد :4
7) محمد :33
8) عاديات :6
9) ابراهيم:34
10) توبه :49
11) سبأ:13
12) الجواهر السنية: 80، الباب السابع؛
13) آل عمران :145
14) مستدرك الوسائل: 11/ 253، حديث 12912
15) لقمان :14
16) يوسف :53
17) نساء :28
18) قلم :43
19) قلم :42
20) حجر:46
21) بحار الأنوار: 46/ 75 باب 5، حديث 66
22) إعلام الورى: 260
23) بحار الأنوار:82/ 319 باب 36
English