لطفا منتظر باشید

اعتدال در خوف و رجا

 افرادي كه كفران نعمت و به تبع آن ابتلا به معاصي مختلف يكي از ويژگي بارز آنان است، در خصوص بخشودگي گناهان خويش به دو دسته تقسيم مي‌گردند: اولين گروه، نااميدان و مايوسان از رحمت الهي هستند و گروه دوم، كساني هستند كه در عين ابتلا به انواع گناهان، نافرماني خويش را قطره‌اي در برابر درياي رحمت و مغفرت الهي دانسته، با اميد فراوان به بخشش گناهان خود از سوي خداوند، در خويشتن، جرات فراواني براي ارتكاب معاصي ايجاد كرده‌اند.
اسلام همواره مومنين را به اميدواري به رحمت واسعه و بيكران الهي و مغفرت خداوند رحيم دعوت نموده است، در عين حال همواره به انسان متذكر مي‌شود كه مبادا در راستاي اين اميدواري، از دايره اعتدال خارج شده و باب گناهان را به‌واسطه رحمت بيكران خدا، همواره بر خويشتن مفتوح ديده، هيچ ابايي از ارتكاب معاصي و شكستن حدود الهي نداشته باشد. برنامه دين مبين اسلام در دو حالت خوف و رجا، مبتني بA لزوم ايجاد نوعي توازن و تعادل در اين دو صفت مي‌باشد. رسول خدا (ص) به اميرالمومنين علي (ع) مي‌فرمايد: “اي علي، عمل كن همانند عمل كسي كه اميدوار است كه در پيري بميرد و بپرهيز همانند كسي كه فردا مي‌خواهد بميرد”(1.) اين روايت يكي از مصاديق بارز توصيه اسلام و هاديان ديني به رعايت اعتدال و ميانه‌روي در خوف از عدم مغفرت و رجا افراط گونه به بخشش و عفو الهي است، چراكه حضرت رسول (ص) در اين روايت اميرالمومنين (ع) را دعوت به رعايت نسخه‌اي اخلاقي در زندگي مي‌نمايند كه اجرايي نمودن آن، سبب افكنده شدن سايه اعتدال و اجتناب از افراطي‌گري در جميع جهات زندگي ازجمله خوف و رجا به رحمت و مغفرت الهي خواهد شد. توصيه به عمل كردن همانند عمل كسي كه يقين به زندگي طولاني براي خود دارد، بدان دليل است كه چنين شخصي، بدون نااميدي از عبث بودن تمامي فعاليت‌هاي خويش، با ا اميدواري به آينده و با فراغ بال، مشغول تهيه امور زندگي و تلاش و كوشش براي پيشرفت و تعالي خود و جامعه در ابعاد مختلف و جبران اشتباهات گذشته خواهد شد. از طرف ديگر توصيه به عمل كردن همانند كسي كه يقين دارد فردا خواهد مرد، بدان دليل است كه چنين شخصي امور دنيوي را هدف بالغه و نهايي حيات ندانسته، با دقت در تنظيم ميل خويش به دنيا در چارچوب زهد مثبت، جديت و تلاش خويش را در عين متوجه نمودن به فعاليت‌هاي مثبت دنيوي، معطوف به تلاش در مسير آخرت مي‌نمايد. چنين انساني، از طرفي در امور دنيوي از زهد منفي و صوفيانه كه مساوي با ترك محض دنيا و اجتناب از فعاليت‌هاي كمال بخش و مثبت دنيوي در بعد فردي و اجتماعي است، اجتناب ورزيده و از طرف ديگر، مخالف سرسخت دنياگروي به نحو ماترياليستي، ليبراليستي و سرمايه‌داري است، دنياگروي كه هدف غايي خلقت را زيستن و لذت بردن بي‌انتها از دنيا و سپس مردن و پوچ شدن مي‌داند. شخصي كه اين نسخه بنيادين اخلاقي را در زندگي خود به اجرا گذارد، فردي خواهد بود كه نه در امور دنيا و نه در امور عقبي مبتلا به افراط و تفريط نبوده، درنتيجه به مصونيتي نسبي از ارتكاب معاصي و گرفتار گشتن در دام نفس و شيطان خواهد بود. به عبارت ديگر چنين افرادي به جهت اين مصونيت نسبي، يك مرحله از گرفتار گشتن در دام عدم تعادل در خوف و رجا عقب‌تر خواهند بود.
امام صادق(ع) در همين زمينه مي‌فرمايند: “پدرم مي‌فرمود: هيچ بنده مومني نيست مگر آنكه در دلش دو نور است: نور خوف و نور رجا، كه اگر اين وزن شود از آن بيشتر نباشد و اگر آن وزن شود از اين بيشتر نباشد”(2.) مولاي متقيان علي(ع) در روايتي مي‌فرمايند: “اگر مي‌توانيد كه ترستان از خداوند شديد باشد و در عين حال به خداوند حسن ظن داشته باشيد، پس چنين كنيد و بين آن دو جمع كنيد؛ زيرا بنده راستين، حسن ظنش به خداوند به اندازه خوفش از اوست و آن كسي كه به خداوند حسن ظن دارد، بايد بيش از همه از مجازات او ترسان باشد، تا تعادل بين خوف و رجا برقرارگردد”(3.)
به جهت ترغيب و تشويق آدميان در تحصيل نور خوف و نور رجا و توجه بيشتر و عميقتر به اين مسئله كه ايجاد تعادل و يكسان سازي در ميان اين دو نور است كه سبب عدم گرفتار آمدن آدمي در دام غفلت و جرات بر گناهان است، در آموزه‌هاي اسلامي، ايجاد اين تعادل، در رديف بهترين اعمال شمرده شده، و در دسته‌اي ديگر از روايات، كساني كه متصف به اين صفت گردند، در شمار مومناني شمرده شده‌اند كه از ايمان و ديني كامل برخوردار هستند. اميرالمومنين(ع) در اين باره مي‌فرمايند: “بهترين كارها، تعادل در اميد و ترس است”(4)، نيز مي‌فرمايند: “اگر در انسان سه چيز باشد، پس به تحقيق كه دين او كامل است و (مورد سوم از آنها، اين است كه) ميانه روي را در هنگام ترس و اميدواري رعايت كند”(5.) در حديث ديگري از آن حضرت اين گونه افراد به افضل المسلمين تعبير شده است: “بهترين اسلام را آن مسلماني دارد كه هم و غمش براي آخرتش باشد و بيم و اميدش به يك اندازه باشد”(6.)
پی نوشت ها:
-1 كافي، ج2، ص87
-2 كافي، ج2، ص67
-3 نهج البلاغه، نامه 27
-4 غرر الحكم، حديث5055
-5 غرر الحكم، حديث4671
-6 غرر الحكم، حديث 3277

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه