لطفا منتظر باشید

اثر تربیتی رازقیت الهی

یکی از آثار تربیتی رازقیت خداوند که در قرآن و نهج‌البلاغه بیان شده این است که انسان در انفاق مال، با بینشی توحیدی، اموال را از خدا بداند و به راحتی از مال قطع علاقه کرده و آن را ببخشد. خداوند متعال فرمودند:
« أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فيه : از آن‌چه به شما روزی داده‌ایم انفاق کنید، پیش از آن‌که روزی فرا رسد که در آن نه داد و ستدی است [و نه دوستی و شفاعتی]»
و امام علی7 گروهی را که از انفاق سر باز زدند، توبیخ نموده و فرمودند: «فَلَا أَمْوَالَ بَذَلْتُمُوهَا لِلَّذِي رَزَقَهَا: نه مال‌هایی بخشیدید در راه کسی که آن مال‌ها را روزی کرد»
 صفات سلبیه
از این صفات به صفات «جلال» هم تعبیر می‌شود، چون خداوند «اجلّ» از آن است که چنین صفاتی را که همه از نقایص است، دارا باشد. همه‌ی صفات سلبیه را می‌توان در این جمله جمع کرد که: «خداوند از هر گونه عیب و نقص و عوارض و صفات ممکنات، پاک و پاکیزه است، در قرآن کریم، خداوند متعال بارها «تسبیح» شده است و در آیات قرآن، تسبیح به معنی دور شمردن خداوند از هرگونه عیب و نقص است.
واژه‌ی «قدّوس» هم بیانگر مجموعه صفات سلبیه است به معنای نهایت پاک بودن ذات و صفات و افعال خداوند از هر عیب و نقص است.
«يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزيزِ الْحَكيم : آن‌چه در آسمان‌ها و آن‌چه در زمین است، خدایی را که پادشاه پاک ارجمند فرزانه است، تسبیح می‌گویند.»
امام علی7 بارها با بیانات مختلف در نهج‌البلاغه، این مطلب را یادآور شده‌اند که خداوند را نباید چون مخلوقات توصیف کرد و برایش کیفیت و حدّ معین نمود، چون خداوند جسم نیست و با حواس هم درک نمی‌شود:
- «وَ لَا يُوصَفُ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْأَجْزَاءِ وَ لَا بِالْجَوَارِحِ وَ الْأَعْضَاءِ وَ لَا بِعَرَضٍ مِنَ الْأَعْرَاضِ وَ لَا بِالْغَيْرِيَّةِ وَ الْأَبْعَاضِ وَ لَا يُقَالُ لَهُ حَدٌّ وَ لَا نِهَايَةٌ وَ لَا انْقِطَاعٌ وَ لَا غَايَةٌ: نتوان گفت او را این جزء و آن جزء است و یا او را دست و پا و اندام هست یا او را عرضی است چنین و یا پاره‌ای از آن، آن است و پاره‌ای دیگر این؛ و نه گویند او را کرانه و نهایتی است و نه معدوم گردد و نه هستی او را مدتی است.»
در این‌جا به مهم ترین صفات سلبیه‌ی خداوند که در قرآن و نهج‌البلاغه آمده، اشاره می‌کنیم:
الف- دیده نمی‌شود: (چون چیزی دیده می‌شود که دارای جسم و مکان و جهت باشد و خداوند که از این امور منزّه است، دیده نمی‌شود)
در قرآن کریم، این امر از خداوند نفی شده است: «لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبير: چشم‌ها او را در نمی‌یابند و اوست که دیدگان را در می‌یابد و او لطیف آگاه است.»
امام علی(ع) نیز در نهج‌البلاغه به این امر اشاره کرده‌اند:  «وَ لَمْ يُدْرِكْكَ بَصَرٌ أَدْرَكْتَ الْأَبْصَار: هیچ دیده‌ای تو را دیدن نتواند، دیده‌ها را تو بینی.»
ب- خداوند همسر و فرزند ندارد (این ویژگی‌ها از اوصاف ممکنات است و خداوند منزّه از این امور می‌باشد).
در قرآن و نهج‌البلاغه به صراحت این امور از خداوند نفی شده است:
- «لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ* وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ: نه کس را زاده، نه زاییده از کس، و او را هیچ همتایی نباشد.»
- «لَمْ يَلِدْ فَيَكُونَ مَوْلُوداً وَ لَمْ يُولَدْ فَيَصِيرَ مَحْدُوداً جَلَّ عَنِ اتِّخَاذِ الْأَبْنَاءِ وَ طَهُرَ عَنْ مُلَامَسَةِ النِّسَاءِ: نزاید تا خود زاده‌ی چیزی بُوَد و نزاده است تا- وجود او- به زمان محدود گردد، برتر است از آن‌که او را سرانی بُوَد و منزّه است که با زنان بیارمد.»
ج- تغییر و تحول در خداوند راه ندارد: خداوند متعال چون ذاتش ثابت است، گذشت زمان و پدیده‌هایی مثل نور و ظلمت در او تغییر بوجود نمی‌آورد، چون او وجودی کامل است و فوق زمان و مکان و حرکت است و دستخوش حوادث و تغییرات نمی‌شود. خداوند سبحان مافوق زمان است، چون زمان نتیجه‌ی حرکت موجودات از نقصان به کمال و از کمال به نقص است.
امام علی(ع) فرموده‌اند: «وَ لَا يَتَغَيَّرُ بِحَالٍ وَ لَا يَتَبَدَّلُ فِي الْأَحْوَالِ وَ لَا تُبْلِيهِ اللَّيَالِي وَ الْأَيَّامُ وَ لَا يُغَيِّرُهُ الضِّيَاءُ وَ الظَّلَام: برنگردد به هیچ حال و دگرگون نشود در احوال شب و روزش کهنه نگرداند و تاریکی و روشنی تغییر دادنش نتواند.»
درآمدی بر مباحث نبوت
یکی از مباحثی که در قرآن و نهج‌البلاغه، مطرح شده، بحث نبوّت می‌باشد که گاه به طور کلی در مورد نبوت(نبوت عامّه) سخن گفته شده و گاه در مورد نبوت خاصّه (نبوت پیامبر اکرم(ص)) بحث شده است.
به طور کلّی، دو هدف عمده در رسالت انبیاء: دیده می‌شود: یکی شناخت خداوند و عبادت و نزدیکی به او و یاد معاد و... است که مربوط به زندگی و سعادت اخروی انسان‌ها می‌شود. تزکیه و تهذیب نفوس را هم می‌توان در این هدف کلی پیامبران گنجاند.
دومین هدف بزرگ انبیای الهی، که مربوط به زندگی دنیوی انسان‌هاست، برقراری عدل و قسط در اجتماع است.
امام علی(ع) نیز هدف ارسال انبیا: را این‌گونه بیان کرده‌اند:
فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ وَ يُرُوهُمْ آيَاتِ الْمَقْدِرَةِ مِنْ سَقْفٍ فَوْقَهُمْ مَرْفُوعٍ وَ مِهَادٍ تَحْتَهُمْ مَوْضُوعٍ وَ مَعَايِشَ تُحْيِيهِمْ وَ آجَالٍ تُفْنِيهِمْ وَ أَوْصَابٍ تُهْرِمُهُمْ وَ أَحْدَاثٍ تَتَابَعُ عَلَيْهِمْ:
پس هر چند گاه پیامبرانی فرستاد و به وسیله آنان به بندگان هشدار داد تا حق میثاق (ألست) را بگزارند و نعمت فراموش کرده را به یاد آرند. با حجت و تبلیغ، چراغ معرفتشان را بیفروزند تا به آیت‌های خدا چشم دوزند: از آسمانی بالا برده و زمینی زیرشان گسترده و آن‌چه بدان زنده‌اند و چه سان می‌میرند و ناپاینده‌اند و بیماری‌هایی پیرکننده و بلاهایی پیاپی رسیده.
یک قسمت از موضوع نبوت در قرآن و نهج‌البلاغه، بحث نبوت خاصّه یعنی نبوت پیامبر خاتم(ص) می‌باشد.
امام علی(ع) در نهج‌البلاغه، پس از ذکر فلسفه ارسال انبیا: به نبوت پیامبر اسلام9 اشاره کرده‌اند:
«إِلَى أَنْ بَعَثَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُحَمَّداً رَسُولَ اللَّهِ ص لِإِنْجَازِ عِدَتِهِ وَ إِتْمَامِ نُبُوَّتِهِ مَأْخُوذاً عَلَى النَّبِيِّينَ مِيثَاقُهُ مَشْهُورَةً سِمَاتُهُ كَرِيماً مِيلَادُهُ: تا آن‌که خدای سبحان محمد(ص) را پیامبری داد تا دور رسالت را به پایان رساند و وعده حق را به وفا مقرون گرداند، طومار نبوت او به مهر پیامبران ممهور و نشانه‌های او در کتاب آنان مذکور و مقدم او بر همه مبارک و موجب سرور.»
انبیای پیشین در مورد بعثت حضرت محمد(ص) بشارت داده بودند. قرآن کریم فرموده است: «وَ إِذْ قالَ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يا بَني‏ إِسْرائيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتي‏ مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْبَيِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبينٌ : و هنگامی که عیسی پسر مریم گفت «ای فرزندان اسرائیل، من فرستاده‌ی خدا به سوی شما هستم. تورات را که پیش از من بوده، تصدیق می‌کنم و به فرستاده‌ای که پس از من می‌آید و نام او «احمد» است بشارت گرم، پس وقتی برای آنان دلایل روشن آورد گفتند این سحری آشکار است.» بعثت نبی گرامی اسلام(ص) در زمانی که مردم به تعبیر قرآن کریم در «ضَلالٍ مُبينٍ» بودند، ثمرات بسیاری داشت.

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه