نمونهاى از وعيد خدا در قرآن
اول سوره توبه «بسم الله» ندارد؛ يعنى مىخواهم حرفهايى بزنم كه با رحمانيت و رحيميت من تناسبى ندارد. در اين برخوردى كه مىخواهم با اهل مكه بكنم، نه پاى رحمانيت بايد در كار باشد و نه پاى رحيميت. عصبانى و خشمگين هستم. سخط و نفرت دارم. ديگر جاى رحمانيت و رحيميت نيست. معنى ندارد كه پروردگار اينجا بگويد: اى اهل مكه! شما را خيلى دوست دارم، اما چنان شما را عذاب مىكنم كه در تاريخ بنويسند. محبت كه با غضب همراه نيست.
خشم و غضب خدا در سخن با كفار
آن وقت حرف را با همين حالت خشم و غضب شروع مىكند: «بَرَآءَةٌ مّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ»
از جانب خدا و پيغمبر صلى الله عليه و آله نسبت به مشركين اعلام بيزارى مىشود؛ يعنى من و پيغمبر صلى الله عليه و آله شما را اين گونه نمىخواهيم. بعد هم تمام تعهّداتى كه با پيغمبر بستيد و تعهّداتى كه پيغمبر به دستور خودم با شما بست، چون اجرا نكرديد، يك طرفه اعلام لغو پيمان مىكند. باز با غضب، خشم، سخط و در اوج غضب، در آيه شريفه ادامه مىدهد، مىفرمايد: چهار ماه به اينها آتش بس بده. چهار ماه حرام را نجنگيد، درگير نشويد و براى همديگر مشكل ايجاد نكنيد و آنها را آزاد بگذاريد: «فَسِيحُواْ فِى الأْرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ» هر جا مىخواهند بروند، جلوى آنان را نگيريد. بعد، وقتى چهارماه تمام شد، دوباره نهايت غضب و خشم خود را نشان مىدهد.
توبه، گرداننده وعيد خدا
سپس به پيغمبر صلى الله عليه و آله و مردم مىفرمايد: اگر توبه كردند، توبه آنان را مىپذيرم؛ يعنى آنان را عذاب نمىكنم و خشم، غضب و سخط بر آنان روا نمىدارم. پس بين وعده و وعيد خدا فرق است. شما وقتى قرآن مىخوانيد، اگر ديديد وعيد متوجه شماست، بدانيد آن را با توبه مىشود حل كرد.
اول مىفرمايد: دارى مىميرى، نابود و شايسته عذاب مىشوى و به جهنم مىروى، اما در پايان اين غضب مىفرمايد: بيا دارو مصرف كن، آشتى كن، نماز بخوان، با پيغمبرم با محبت باش، من گذشت مىكنم و مىگذرم.
English