امانت دارى مؤمن در اموال خدا
ديد مؤمن نسبت به پول، ديد ابزارى است. هيچ وقت به پول عشق نمىورزد و اصلًا دل او ارتباطى به پول ندارد. مىگويد: اينها ابزار است. هيچ وقت مكانيك عاشق آچار و ابزار خود نمىشود. آنها را مىگيرد تا با آن مكانيكى كند. نگاه ثروتمند به ثروت نيز بايد به عنوان ابزار باشد. اگر به پول احترام مىكند، براى اين است كه مىگويد: تو از نزد محبوب من براى خدمت به من آمدهاى، من نوكر تو نيستم. تو را به من دادهاند كه خرج كنم. خانه، مركب، لباس و خوراك، در حدّ شأنم؛ البته شأن، مال خود خداست، ولى به من اجازه داده كه از مال براى خود وسايلى به اندازه شأن و موقعيتم تهيه كنم. براى اين كه زندگيى داشته باشم، بتوانم فرزندان خوبى تربيت كنم و خانوادهام را خوب اداره كنم.
همچنين بتوانم در اين خانه نماز بخوانم، روزه بگيرم، قرآن ياد بگيرم و ياد دهم، نيمه شب در نماز گريه كنم. اين يك بخش استفاده از مال است و بخش ديگر نيز اين است كه بدانم مال را به من دادهاند تا به عباد خدا خدمت كنم. در جلسهاى مىروم و مىبينم دوستى حالش گرفته است، او را صدا مىكنم و مىگويم: چرا هر شب كه تو را پاى منبر مىبينم، كسل و ناراحتى؟ مىگويد: شب عيد غدير عروسى دختر من است، اما هنوز جهيزيهاش را نتوانستم بگيرم. بگو: اين كه غصّه ندارد، به همسرت بگو صورت جهيزيه را بنويسد، اين هم آدرس و شماره تلفن من است. چند روز بعد تمام مايحتاج او را مىدادى و مىگفتى: من خليفه خدا در مال هستم و مال نيز ابزار است كه خدا به من داده است تا به نيازمندان بدهم. بعد كه اجناس مورد نياز او را دادى، دست او را بگير و ببوس؛ چون به امام زين العابدين عليه السلام عرض كردند: چرا شما وقتى به فقير پول مىدهيد، دست او را مىبوسيد؟ فرمود: چون دست فقير، دست خداست. ما كه خدا را نمىبينيم تا دستش را ببوسيم، دست فقير را مىبوسيم، گويا دست خدا را بوسيدهايم.
English