آزاد بودن حضرت ابراهيم عليه السلام از قيود
ولى حضرت ابراهيم عليه السلام از قيود زمان و فساد آن، از بتپرستى، بتتراشى و ارتباط با بت آزاد بود: «إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ».
ما به او پيام داديم كه تسليم ما شو؛ چون آزاد بود، «قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبّ الْعلَمِينَ». نگفت: «لله» گفت: «لربّ العالمين» چرا؟ چون ايشان مىدانست كه «ربّ» به معناى مالك واقعى است كه در فضاى ملكيتش، مملوك را تربيت مىكند. يعنى قدرى گوشت، پوست و استخوان جاندار را در اين عالم به حضرت ابراهيم عليه السلام تبديل مىكند. خداست كه دانهاى را از زير خاك به درخت سيب تبديل مىكند. مقدارى بخار آب را به ابر، باران، تگرگ و برف تبديل مىكند. مقدارى خاك را بعد از مدتى به عقيق، فيروزه يا درّ و يا به فلزى به نام طلا تبديل مىكند. اگر من خودم را به اين طلاساز تسليم كنم، با مس وجود من چه خواهد كرد؟ و الا قبل از حضرت ابراهيم عليه السلام قدرى گوشت و پوست بود. از مادر به دنيا آمد و زير دست عمو نيز يتيم بار آمد، پس چه شد كه خليل الله شد؟
حضرت موسى عليه السلام در راه كليم الله شدن
انسان تربيت شدهاى در ميان دربار فراعنه مصر، چگونه كليم الله شد؟ موسى بن عمران عليه السلام به فرعون، دربار، ثروت دربار و پسرخوانده اعلى حضرت بودن، مقيد نبود. از همه اين قيد و بندهاى مخرّب دنيا و آخرت آزاد بود. شما نمىدانيد آزادى اينها در چه حدّى بود. من گوشهاى از آزادى وجود حضرت موسى عليه السلام را از زبان مبارك موسى بن جعفر عليهما السلام بيان كنم. موسى عليه السلام وقتى كه از مصر فرار كرد، خدا در قرآن مىفرمايد: «خَآئِفًا يَتَرَقَّبُ»
چون به دنبالش مىگشتند كه او را بكشند. چون براى آنان ثابت شده بود كه حضرت موسى عليه السلام با فرهنگ آنها، اعلىحضرت، شهوت و دنياپرستى همرنگ نيست:
غلام همت آنم كه زير چرخ كبود ز هر چه رنگ تعلّق پذيرد آزاد است
بيست ساله بود، يعنى جوان و در اوج فعاليت شهوت جنسى بود. خدا انبيا و ائمه عليهم السلام را از نظر چهره و هيكل بسيار متناسب آفريد.
English