لطفا منتظر باشید

منزل اسلام‏

هر كدام از اين ده منزل، قبل از اين كه وارد آن شويم، مقدارى معرفت لازم دارد؛ كه اين اسلامى كه در اين آيه مى‏فرمايد، كدام اسلام است؟ يعنى اقرار به توحيد و رسالت با زبان؟ نه. ورود به اين منزل اول به اين نحو امكان دارد كه انسان خودش را از قيود غيرملكوتى آزاد و تسليم حضرت حق كند؛ يعنى اقرار باطنى كند كه مولاى رزّاق و كريم من! من از دست همه فرار كرده، آزاد شده‏ام و به جانب تو گريخته‏ام، حال خودم را در اختيار تو مى‏گذارم و اين اقرار و گفته آنقدر بايد راست باشد كه زمينه جذب عنايت، نظر و فيض خدا فراهم شود. يعنى وقتى مى‏گويم: خودم را از دست غير درآورده‏ام، پروردگار ببيند كه من اسير پول، چهره‏هاى غيرخدايى، نامحرمان، بيگانگان، صندلى مقام و شهوت نيستم و قبول كند.
 ابراهيمى شدن تسليم شوندگان‏
وقتى خدا تسليم بودن مرا قبول كند، مرا در حدّ خودم، در مسير ابراهيمى شدن مى‏اندازد. مدرك اين نكته در قرآن است. وقتى كه درباره حضرت ابراهيم عليه السلام حرف مى‏زند، مى‏فرمايد: «إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبّ الْعلَمِينَ»  من از او كه آن وقت جوان بود، با الهام، وحى يا از طريق شريعت حضرت‏ نوح عليه السلام، ابراهيم خليل الرحمن ساختم، چون در قرآن مى‏فرمايد:«وَ إِنَّ مِن شِيعَتِهِ لَإِبْرَ هِيمَ»  بالاخره از طريقى به او رساندم كه تسليم من باش. در عين تسليم، آزاد بود؛ يعنى از محيط بابل كه محيطى صد در صد بت‏پرستى بود، از محيط خانواده خودش، چون يتيم بود و زير دست عمويش آزر كه در قرآن اسم او آمده كه كارخانه بت‏سازى داشت، آزاد بود. يعنى حتى يك روز حاضر نشد به كارخانه عموى خود برود و شاگردى كند. يك بار نيز تيشه‏اى بلند نكرد كه چوبى را به عنوان بت بتراشد. البته اگر مردم زمان او و قبل و بعد او بت مى‏پرستيدند، خود بت، منظور پرستش نبود. اين‏ها بت‏ها را نمودى از ارواحى در عالم غيب مى‏دانستند كه آن ارواح را نيز در فكر خودشان ساخته بودند و «ربّ النوع» مى‏دانستند، مى‏گفتند: روح باران، روح كشاورزى، روح تابش، روح بهار، روح زمستان. اين بت‏ها را به طرح خودشان، به شكل آن ارواحى كه تصور كرده بودند مى‏ساختند و جلوى بت‏ها خم و راست مى‏شدند كه آن ارواح ببينند كه اينان پرستنده آنها هستند تا كارى براى آنها انجام دهند

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه