انفاق و نماز، نشانه ايمان مؤمن
«الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ» بندگان مؤمن در نماز دائمى هستند. اين دائمى را از فعل مضارع بيرون مىآوريم؛ يعنى نماز آنان، نمازى هميشگى است. تا آخر عمر از نماز بيرون نمىروند و زلف زندگى خود را به زلف نماز گره زدهاند. همين معنا را در سوره معارج دارد: «الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَمِمَّا رَزَقْنهُمْ يُنفِقُونَ» همچنين بندگان مؤمن من، دست بسته و بخيل نيستند، بلكه خيلى مشتاقانه، مازاد هر نعمتى كه به آنها عطا كردم، در راه من مىپردازند.
زمان اعطاى پاداش خدا به مؤمنان
پاداش اين حالات مثبت و اعمال پاك، در اين عالم تنها وعده نيست، بلكه سند ملكى اين پاداشها را هم اكنون مىدهد. سندش در قرآن است. جمله، جمله اسميه است، نه فعليه. در عربى، جمله اسميه با فعليه خيلى فرق مىكند. جمله اسميه اثبات مطلب است؛ يعنى مسأله تمام شده است. «أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُمْ دَرَجتٌ عِندَ رَبّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ» «اولئك» از اسماى اشارات است. «لام» لام ملكى است، يعنى سند را نوشته و امضا كردهام. هم اكنون براى اينان درجاتى در پيشگاه پروردگار هست. اين درجات چيست؟ كسى نمىداند. پاداشى كه با كلمه جمع آمده است. «درجات» نه درجه، درجات از سه به بالا است، اما چقدر است، ما نمىدانيم.
تفضل خدا بر مؤمنان
اما اگر بندگان مؤمنم در دوره عمر خود لغزشهايى داشتهاند: «وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ» آمرزش نسبت به اين بندگانم را نيز ملكى كردم. پاداش نيكو و با ارزش كه ملك آنان شده است، نه اين كه بعد ملك آنان بشود. لطيفهاى از اين آيات استفاده مىشود؛ اين كه مىفرمايد: اكنون درجات، مغفرت و اجر كريم را ملك آنان كردم، خدا، خدايى نيست كه چيزى را ملك تو كند و از تو پس بگيرد، براى اين كه از تو پس نگيرد، چه كار مىكند؟ به تو توفيق مىدهد و تو را در دايره ايمان نگه مىدارد، تا با ايمان از دنيا بروى. به ما خبر دادند كه در شب عيد فطر، مىخواهى به همه جايزه بدهى. مگر نگفتهاند:«الذى جعلته للمسلمين عيداً»
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
English