هدايت خدابرصاحبان عقل
كسى كه اين حد بلوغ مغزى دارد كه با ديدن يا شنيدن يك قول، آن را تجزيه و تحليل مىكند كه راه حقّ اين هست يا نه؟ خدا در قرآن مىفرمايد: «أُوْلئِكَ الَّذِينَ هَدَلهُمُ اللَّهُ وَ أُوْلئِكَ هُمْ أُوْلُواْ الْأَلْببِ» اين گونه مردم، كسانى هستند كه خدا آنها را هدايت كرده است و صاحبان مغز هستند.
روزى در جلسهاى در لندن كه شلوغ بود و مرد و زن فراوانى شركت داشتند، همه هم عرب زبان بودند، من نيز شركت داشتم. ديدم شخصى كت و شلوارى، براى اين جمعيت سخنرانى مىكند. سخنرانى او را گوش دادم، ديدم خيلى سخنرانى پرمغز و پر فايدهاى است و مايه و مطلب زيادى دارد. دلم سوخت كه چرا اين شخص با اين بيان و علم، روحانى نيست. او كجا درس خوانده است؟
از شخصى پرسيدم كه ايشان كيست؟ گفت: دادستان شهر قاهره بوده است.
وقتى منبر را تمام كرد، روضه خوبى خواند و پايين آمد. من با او ملاقات كردم.
گفتم: دادستان قاهره كه بايد سنّى باشد، چرا به اين زيبايى به سبك شيعه سخنرانى كرد و روضه خواند؟ آن وقت جريان را خود او تعريف كرد.
در شهر مصر افراد مسيحى نيز زندگى مىكنند. در مسيحيت طلاق وجود ندارد.
تنها راه طلاق زن اين است كه زن با مرد ديگرى رابطه برقرار كرده باشد. گفت:
روزى در دادستانى قاهره، مرد مسيحى با خانم خود آمد و دادخواست طلاق داد.
گفتم: چرا مىخواهى اين زن جوان را طلاق بدهى؟ گفت: با بيگانه رابطه نامشروع داشته است. جداگانه با هر دو صحبت كردم، براى من ثابت شد كه آن زن پاكدامن است و اين مرد تهمت مىزند.
مرد را خواستم و گفتم: واقعاً دين آلودهاى داريد كه اين قانون را به شما داده است كه اگر زن با مرد بيگانه رابطه داشت، مىتوانى او را طلاق بدهى و شما خيلى راحت مىآييد تهمت مىزنيد و دامن زن پاكدامنى را لكّه دار مىكنيد، تا بتوانيد طلاق بدهيد. عجب دين سخيف و سستى است.
گفت: آقاى دادستان! امروز كه براى شما ثابت نشد همسر من، با مرد بيگانهاى در ارتباط بوده است، فردا هم ثابت نمىشود، بالاخره چند ماه بايد من و اين زن برويم و بياييم كه آيا ثابت بشود يا نه؟ باز دين ما محكم است، ولى دين شما سنّىها كه از آب نيز سستتر است؛ چون تو ظهر مىتوانى به خانه بروى و به همسرت بگويى: «انت طالق ثلاث» سه مرتبه در يك مجلس طلاق بدهى و ديگر آن زن طلاق داده شده است و نمىتوانى او را بگيرى. دين ما سستتر است يا دين شما؟
گفت: من تكان خوردم. ظهر به خانه آمدم، كتابهاى خود را در اطرافم گذاشتم، ديدم در مذهب ابوحنيفه مىگويد: مىتوانى هر وقت خواستى زن خود را طلاق دهى، فقط به او بگو: «انت طالق ثلاث» بعد از اتمام عدّه مىتواند برود شوهر كند.
طلاق در مذهب احمد حنبل، شافعى و مالكى نيز همين طور بود. كتابها را ورق زدم، ديدم مرد راحت مىتواند، هر وقت خواست به زنش بگويد: «انت طالق ثلاث» شاهد، محضر، برو و بيا نمىخواهد. اما مكتب اهلبيت عليهم السلام را ديدم كه به اين راحتى طلاق انجام نمىشود. فهميدم حقّ با اهلبيت عليهم السلام است، دست از دين خود برداشتم و به دين اهلبيت عليهم السلام متدين شدم.
بعد آنها فهميدند و مرا از آن پست بيرون كردند. حقوق چندين ساله مرا قطع كردند، حتى مرا بازنشسته هم نكردند، اما من ناراحت نشدم. باسواد بودم، بنا را به سخنرانى گذاشتم، اكنون در همه جاى دنيا، شيعههاى عرب مرا دعوت مىكنند و درآمدم خيلى بيشتر از زمانى است كه دادستان مصر بودم. اينها از بركت مكتب اهلبيت عليهم السلام است. «فَبَشّرْ عِبَادِ* الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلئِكَ الَّذِينَ هَدَلهُمُ اللَّهُ وَ أُوْلئِكَ هُمْ أُوْلُواْ الْأَلْبابِ» والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
English