حساب خمس مال
شخصى واسطه خريد و فروش ملكى بود. بعضى از خانهها را به من نشان داد و مىگفت: من سه بار در خريد و فروش اين خانهها واسطه بودم. مىگفت: مثلًا سى سال قبل صاحب اين خانه مرده است، بعد ورثهاش به واسطهگرى من به ديگرى فروختند، او هم به ديگرى فروخته است و الى آخر. روزى من به دنبالش رفتم و گفتم: كسى آمده خانه ما را بخرد، ما مىخواهيم جا و خانه خود را عوض كنيم. شما بيا صحبت كن. گفت: چشم. آمد. خانه را كاملًا ديد و گفت: اين خانه را من شش بار فروختم. به خريدار گفت: متراژ اين خانه اين قدر است، پشت آجرهايش خشت است، اتاقهاى بالا خيلى خوب گچ شده، اما زيرش تير چوبى است. من نيز به او گفته بودم كه هر چه از اين خانه خبر دارى، بگو. من نمىخواهم دروغ و دغل بگويى كه خانه ما را گرانتر بفروشى. خريدار گفت: من مىخرم. گفت: خدا بركت دهد. بعد خريدار گفت: من به شما چقدر حق دلالى بدهم؟ آن زمان گفت: چهار صد تومان. سيصد تومان هم من به او دادم. خريدار خداحافظى كرد و رفت. ايشان هم به گوشهاى رفت و زير عبايش پول را مىشمارد، دلال ملك بود، اما عبا داشت. آمد پولى به من داد. گفتم: من حق دلالى به شما دادم، واقعاً از شير مادر حلالتر. گفت: آن را در جيبم گذاشتم، گفتم: پس اين پول چيست كه پس مىدهى؟ گفت: من روزها اتفاق مىافتد كه هيچ معاملهاى نمىكنم. گاهى در روز چند معامله انجام مىدهم، مانند امروز كه دو خانه را فروختم. اين خمس من است؛ چون من نمىدانم كه تا شب زنده مىمانم يا نه.
حساب سال خمسى بر ورثه
چون اگر كسى در بين سال بميرد، ورثهاش بايد تا آن شش ماهه اول را حساب كنند و خمس درآمدش را بدهند. خيلىها اين مسأله را نمىدانند. مىگويند: پدرم مرده و در دفترش نوشته است كه من چقدر خمس بدهكار است. پس ما نيز تكليفى نداريم. اين هم نوعى حرامخورى است. حرام كه فقط مال غصب، دزدى و مشروب فروشى نيست.
دين نگذارد كه خيانت كنى ترك درستى و امانت كنى
صدق و سعادت ثمر دين بود هر كه خوش اخلاق خوشا اين بود
زشتى اخلاق ز بىدينى است فتنه آفاق ز بىدينى است
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
English