لطفا منتظر باشید

ارزش روز، رفعت آسمان و گستره زمين‏

بعد قسم ديگرى را مطرح مى‏كند كه همسان و همراه با ارزش شب است: «وَ النَّهَارِ إِذَا جَلهَا و قسم به روز كه باز داراى موقعيت ويژه‏اى در اين عالم است. روشنايى كه روز دارد و فعاليت‏هاى عظيمى كه موجودات زنده و گياهان در روز دارند، آثار عظيمى كه براى زندگى بشر در روز هست، ويژگى اين سوگند ديگر است.  «وَ السَّمَآءِ وَ مَا بَنهَا»  قسم به آسمان‏ها، كه ميلياردها ميليارد كهكشان و سحابى در آن هست و قسم به آن قدرتمندى كه آسمان را برپا كرده است؛ يعنى ميلياردها ميليارد كهكشان و سحابى را كه گاهى يك ستاره‏اش در حجم و وزن، چند ميليون برابر خورشيد است و ميلياردها سال است كه بدون ستون و بدون اين كه با زنجير به جايى بسته باشند، اين ميلياردها ستارگان و نجوم در فضاى هستى، مشغول ادا كردن تكليف خود هستند.
قسم به خدايى كه آسمان‏ها را برپا كرده است و از افتادن نگه مى‏دارد و نمى‏گذارد كه هيچ كدام از مدار معين خود فرار كنند و حركات آنها تند و كند شده، تصادفى بين آنها به وجود بيايد. «وَالْأَرْضِ وَ مَا طَحهَا»
قسم به زمين كه منبع انواع موجودات، عناصر و نباتات با ارزش است و قسم به‏ آن خدايى كه زمين را پهن كرد و گسترانيد. «وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوهَا»  قسم به خود نفس و به خدايى كه آن را آفريد.
رزق پاك و ناپاك نفس‏
ملاحظه كرديد كه هشت سوگند به موجودات عالم و طبيعت است و سه بار نيز به وجود مقدس خودش سوگند خورده است. بعد از اين يازده سوگند مى‏فرمايد: براى نفس دو رزق، طعام و غذا هست؛ اول: غذاى حلالِ پاك. دوم: طعام نجس و ناپاك. كار دستگاه هستى، كسى بخواهد يا نخواهد، ساختن حلال است. كار ناپاك و حرام تخريب است، كسى بخواهد يا نخواهد و هيچ كسى در اين عالم جلوى ساختن حلال و تخريب حرام را نمى‏تواند بگيرد. غذاى حلال با آن ظرفى كه خدا برايش آن غذا را ساخته، تناسب صد در صد دارد و حرام با آن ظرف صد در صد بيگانگى دارد. اگر پروردگار عالم برنامه‏هايى را به عنوان حرام مطرح مى‏كند كه اين حرام‏ها را به بدن نخورانيد؛ چون صد در صد با بدن شما بيگانه است. وقتى بيگانه وارد بدن شود، تخريب ايجاد مى‏كند. لازم نيست تخريبش فقط تخريب ظاهرى باشد، بلكه بدتر از تخريب ظاهرى، تخريب باطنى و معنوى است.

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه