لطفا منتظر باشید

غفلت

رذيله‌ «غفلت» ضدّ توجه و تفكر است. از نظر اخلاق، هر چه «توجه و تفكر» عالي و بالا باشد و موجب تعاليِ انسان مي‌شود، «غفلت» رذيله‌اي است بسيار پست كه انسان را به سقوط مي‌كشاند؛ و به قول قرآن شريف، انسان را تا سرحدّ حيوان، بلكه پست‌تر تنزّل مي‌دهد:
«وَلَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْأنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ اَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَلَهُمْ اذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها اوُلئِكَ كالأَنْعامِ بَلْ هُمْ اَضَلُّ اوُلئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ»1؛ تحقيقاً (گروه) كثيري از جنّ و انس را (گويا) براي جهنم آفريديم؛ (زيرا) اينان قلب دارند، ولي (حقايق را) نمي‌فهمند؛ و چشم دارند، ولي نمي‌بينند (كه سرانجام نافرماني خدا چيست؛) و گوش دارند ولي نمي‌شنوند؛ (و خود را به كري مي‌زنند) اينان همچون چهارپايان بلكه گمراه‌ترند؛ آنها غافلند. (و غفلت‌شان از شنيدن و ديدن انساني و تفكر محرومشان كرده است).»
افرادي كه غفلت بر دلشان حكم فرماست چشم دارند اما نمي‌بينند؛ گوش دارند اما نمي‌شنوند؛ دل دارند اما نمي‌فهمند؛ و اينها حيوانند، از حيوان هم پست‌ترند؛ و اگر درباره‌ي غفلت جز اين آيه‌ي شريفه چيزي نداشتيم، بس بود تا بگوئيم كه صفت غفلت، صفت مذمومي است.
در آيه‌ ديگر مي‌فرمايد: «غفلت دل را مهر مي‌كند؛ چشم و گوش را مهر مي‌كند؛»2 افرادي كه غفلت دارند دل ندارند؛ دلشان قفل شده است؛ دلي كه بفهمد، گوشي كه حق را بشنود و چشمي كه حق را ببيند ندارند، و بالأخره مُهرِ غفلت اينها را تا سرحدّ حيوانيت رسانده است.
صفت غفلت بر عكس صفت توجه، انسان را به سقوط مي‌كشاند. نمي‌گذارد دنيا و آخرت داشته باشد. اين غفلت ـ نظير توجه و تفكر ـ مراتب دارد. ما فعلاً كار به آن نداريم. بحث درباره غفلت است به اعتبار متعلق آن نه مراتب آن.
اقسام غفلت
1. غفلت از دشمن
اولين چيزي كه بايد توجه داشته باشيم اين است كه اين صفت ما را از دشمن خود غافل مي‌كند؛ و معلوم است اگر كسي غفلت از دشمن داشته باشد دشمن او را نابود مي‌كند. در خط مقدم جبهه، يك آن غفلت موجب نابودي آن خط و نابودي آن افراد خواهد شد.
دشمن اول: شيطان
ما بايد بدانيم دشمن‌هايي سرسخت و قسم خورده، مثل شيطان داريم، قرآن شريف مي‌فرمايد: اين شيطان چندين مرتبه به خدا تَشَر زد؛ و در تشرهايي كه به خدا مي‌زد قسم هم مي‌خورد، ‌و گفته‌ي او اين بود «كه همه‌ي بنده‌هايت را اغوا و جهنمي مي‌كنم جز افراد مُخْلَص» ـ معصوم يا تالي تِلْوِ معصوم ـ .
«قالَ فَبِعزَّتِكَ لأُغْوِيَنَّهُمْ اَجْمَعينَ اِلاّ عِبادَكَ مِِنْهُمُ الْمُخْلَصينَ»3 «(شيطان به خداوند) گفت: به عزّتت قسم كه غير از بندگان خالص شده‌ات همه‌ آنها را گول مي‌زنم.»
ما چنين دشمن قسم خورده‌اي داريم؛ و غفلت از آن رسوائي‌ها به بار مي‌آورد؛ دنيا و آخرت و آبروي ما را از بين مي‌برد. اين دشمن قسم خورده از كم شروع مي‌كند اما به كم اكتفا نمي‌كند به هر اندازه كه بتواند جلو مي‌رود؛ و قرآن شريف مي‌فرمايد از يك راه هم جلو نمي‌آيد؛ بلكه از هر راهي كه بتواند وارد مي‌شود.
از جاهائي كه از نظر قرآن، شيطان به پروردگار عالم تشر زده آنجا است كه گفته است:
«فَبِما اَغْوَيْتَني لَاَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيمَ، ثُمَّ لَاتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ اَيْديهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ اَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمآئِلِهِمْ وَلا تَجِدُ اَكْثَرَهُمْ شاكِرينَ؛4 يعني خدايا، حالا كه من براي اين بني آدم گمراه شدم جلوي راه سعادت اينها را مي‌گيرم؛ از جلو، از عقب، از راست و از چپ مي‌آيم و نمي‌گذارم اينها رستگار شوند؛ نمي‌گذارم اينها از نعمت‌هايشان استفاده كنند.»
امام باقر ـ عليه السلام ـ مي‌فرمايد: معناي آيه‌ي شريفه اين است كه شيطان مي‌گويد: من آخرت را در مقابل اينها كوچك و دنيا را در چشم‌شان بزرگ جلوه مي‌دهم. هم از راه گناه مي‌آيم و هم از راه دين. از راه دين براي مقدس‌ها مي‌آيم؛ يعني از راه ريا، از راه تظاهر، اينكه اين ريا است نكن؛ اين تظاهر است نكن؛ اين عجب است نكن. براي مقدس‌ها از راه وسواس عمل را فاسد مي‌كند. بالأخره از راهي كه بتواند براي اغواي انسان مي‌آيد؛ و غفلت از اين دشمن معلوم است چه‌ها به سر انسان مي‌آورد.
دشمن دوم: هواي نفس
دشمن دوم نفس امّاره و هوي و هوس است. اين نفس اماره‌اي كه مثل حضرت يوسف ـ عليه السلام ـ از آن مي‌ترسد و درباره‌‌ي آن خطاب به خداوند عرض مي‌كند:
«وَاِلاّ تَصْرِفْ عَنّي كَيْدَهُنَّ اَصْبُ اِلَيْهِنَّ وَاَكُنْ مِنَ الْجاهِلينَ؛5 (خدايا!) اگر كيد و مكر زنان (مصر) را از من برنگرداني، به آنها گرايش مي‌كنم؛ و (در آن صورت) از جاهلين خواهم بود.»
در آن وقتي كه از صحنه پيروز بيرون آمده بود باز مي‌گفت خدا! اگر تو نباشي بدبخت مي‌شوم. نفس امّاره‌اي كه به قول مولوي:
نفس اژدهاست او كي مرده است   از غم بي‌آلتي افسرده است
اگر جايي، يا وقتي كاري به انسان نداشته باشد براي اين است كه آب ندارد شنا كند و زمينه ندارد كه كار كند.
از مرحوم مقدس اردبيلي ـ مرجع تقليدي كه بارها خدمت امام زمان ـ عليه السلام ـ رسيد ـ سؤال كردند: آقا! اگر شما در خانه‌اي باشيد، كسي نباشد جز يك زن نامحرم، زنا مي‌كني يا نه؟ مرحوم مقدس نفرمود: نه؛ فرمود: پناه مي‌برم به خدا كه چنين صحنه‌اي براي من جلو بيايد. از اين جمله استفاده مي‌كنيم كه نفس اماره پير و جوان ندارد؛ زن و مرد و مقدس و غير مقدس ندارد؛ همه و همه بايد از او بترسند؛ زيرا دائماً با ما در جنگ است.
از حضرت موسي بن جعفر ـ عليه السلام ـ روايتي است كه پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ عده‌اي را به جنگي فرستاد. وقتي برگشتند آن حضرت به آنها فرمود: «مرحبا به گروهي كه جهاد اصغر را گذراندند و جهاد اكبر بر ايشان باقي مانده. گفتند: جهاد اكبر چيست؟ فرمود: «جهاد با نفس» سپس فرمود:
«اَفْضَلُ الْجِهادِ مَنْ جاهَدَ نَفْسَهُ الَّتي بَيْن جَنْبَيْهِ؛ يعني بالاترين جهاد، جهاد با نفس است.»6
راستي كه جنگ با نفس امّاره، جنگ بزرگي است؛ و اين جنگ در درون ما هميشه هست، بعد ملكوتي ما با بُعد ناسوتي ما هميشه در جنگ است. معمولاً هم در انسان ها اين نفس امّاره اين هوي و هوس غلبه دارد. غفلت از نفس امّاره و يك آن هوسراني، يك عمر پشيماني به دنبال دارد. نيم ساعت و يك ربع و يك ساعت خلوت كردن يك زن با يك مرد در يك خانه، يك عمر رسوائي، يك عمر پشيماني، يك عمر بدبختي در پي دارد.
دشمن سوم: دنيا
دشمن سوم ما دنياست، و دنيا دشمن عجيبي براي انسانهاست. قرآن شريف در آيات فراواني تذكّر مي‌دهد كه انسان! مواظب باش زرق و برق دنيا تو را گول نزند! مواظب باش! اين گول است، گولش را نخوري. دنياي حرام با آخرت جمع نمي‌گردد.
«يا اَيُّهاَ النّاسُ اِنَّ وَعْدَ اللهِ حَقٌّ فَلا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيوةُ الدُّنْيا وَلا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللهِ الغَرُورُ؛7 اي مردم! به درستي كه وعده‌ي خدا حق است پس (مواظب باشيد) كه زندگي دنيا شما را نفريبد و نيز آن فريب دهنده (شيطان) شما را نسبت به (الطاف) خدا مغرور نكند.»
اي مردم! از دو دشمن سرسخت بپرهيزيد؛ يكي دنيا شما را گول نزند يكي هم شيطان. دنياي حرام با آخرت جمع نمي‌گردد.
يكي از كارهاي بهلول اين بود كه در وسط راه يك چوب بزرگي افتاده بود اين طرف را مي‌گرفت بلند مي‌كرد آن طرف زمين مي‌ماند؛ طرف ديگر را مي‌گرفت اين طرف زمين مي‌ماند؛ وسط را مي‌گرفت نمي‌توانستد بلند كند. به او مي‌گفتند: بهلول! چكار مي‌كني؟ مي‌گفت اين دنيا و آخرت است دنيا را بگيرم آخرت زمين مي‌ماند؛ آخرت را بگيرم دنيا زمين مي‌ماند؛ هر دو تا را بخواهم با هم جمع كنم نمي‌شود. يعني دنياي حرام و آلوده با آخرت جمع نمي‌شود.
«تِلْكَ الدّارُ الاخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لايُريدُونَ عُلُوّاً فِ الْاَرْضِ وَلا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ؛8 ما سراي آخرت (و بهشت) را براي كساني قرار داديم كه در زمين اراده‌ي علوّ و فساد (و سركشي) ندارند و (حسن) عاقبت مخصوص پرهيزكاران است.»
خانه‌ي آخرت مختصّ آن افرادي است كه رياست طلب نباشند؛ مختصّ آن افرادي است كه دنيا پرست نباشند. دنيا پرستي معلوم است كه عاقبت خانه‌ي آخرت انسان را خراب مي‌كند.
قضيّه‌اي درباره‌ي بزرگ مرجع تقليد، مرحوم آقا سيخ محمد تقي شيرازي ـ رضوان الله تعالي عليه ـ نقل مي‌كنند: ـ وي مردي است بسيار محقق و از نظر عمل و تقوي و خودسازي بسيار بالاست. ـ وقتي مرحوم ميرزاي بزرگ ـ رحمه الله ـ از دنيا رفت، مسلّم بود كه مرجعيّت براي اوست. اما وقتي مي‌خواستند به جنازه‌ي ميرزاي بزرگ نماز بخوانند،‌آقا نبود. اين طرف، آن طرف، بالأخره آقا را در سرداب مطهر پيدا كردند. از بس گريه كرده بود چشم‌هاي مباركش ورم كرده بود. بعد قضيّه را نقل كرده و فرموده بود: وقتي خبر مرگ ميرزاي بزرگ به من رسيد با خود گفتم: «رئيس شدي» و از اين موضوع خوشم آمد؛ فهميدم كه من لياقت مرجعيت را ندارم. فهميدم اين مرجعيت براي من دنياست. لذا آمدم خدمت آقا امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ؛ ايشان را قسم دادم به مادرشان زهرا ـ عليها السلام ـ كه من مرجع نشوم براي اينكه لياقت ندارم.
«تِلكَ الدّارُ الْاخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لايُريدوُنَ عُلُواً فيِ الْاَرْضِ وَلا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ»1
دنيا گول مي‌زند. دنيا انسان را مشغول مي‌كند؛ و اگر انسان، خداي نكرده، غرق در دنيا شد نظير كسي كه در لجن زاري فرو رود. آن به آن بيشتر فرو مي‌رود تا بالأخره مرگ او فرا رسد. نظير كرم ابريشم، دور خود مي‌تند تا خفه شود.
اگر دنيا انسان را گرفت، اگر غفلت از اين دشمنِ بزرگ شد، مسلم است كه انسان را تباه مي‌كند. اين تكرار قرآن، به ما مي‌فهماند كه اين دشمن بزرگي است.
لذا اول چيزي كه غفلت به سر ما مي‌آورد اين است كه: ما غافل از دشمن‌هاي خود مي‌شويم؛ دشمني مثل دنيا، مثل نفس امّاره، مثل شيطان.
توجه مي‌خواهد تا مواظب اين سه دشمن باشيم؛ و بالأخره اين سه دشمن با ما هست تا بميريم، يا اينكه به واسطه‌ي توجه، به واسطه‌ي رابطه‌ي با خدا، به واسطه‌ي توسل به اهل بيت ـ عليهم السلام ـ غلبه بر آنها پيدا كنيم. يا به واسطه‌ي غفلت، او غلبه بر ما پيدا كند و ما را جهنمي كند.
پی نوشت:
1. سوره اعراف، آيه 179.
2. سوره نحل، آيه 108.
3. سوره ص، آيات 82 و 83.
4. سوره اعراف، آيات 16 و 17.
5. سوره يوسف، آيه 33.
6. بحارالانوار، ج70، ص65.
7. سوره فاطر، آيه 5.
8. سوره قصص، آيه 83.
9. همان.
 
 

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه