محبت خاص مؤمنين به خداى تعالى
اولياء خدا، پروردگار خود را از هر چيزى كه لايق به ساحت قدس او نيست منزه مىدارند، چه شريك در اسم و چه شريك در معنا، و چه نقص، و چه عدم.و نيز تسبيح آنان در باره پروردگارشان تنها تسبيح به زبان و صرف گفتن\"سبحان الله\"نيست، بلكه تسبيحشان هم به زبان، هم به عمل و هم به قلب مىباشد، چون تسبيح اگر كمتر از اين و در مرحلهاى پايينتر از اين باشد تسبيحى آميخته با شرك است، همچنانكه خداى تعالى فرموده: \"و ما يؤمن اكثرهم بالله الا و هم مشركون\"
و اين اولياء خدا كه خداى تعالى دلهايشان را از پليدى محبت غير خود كه دل را مشغول از ذكر خدا مىسازد پاك ساخته و از محبت خويشتن پر نموده است، اراده نمىكنند مگر خود خدا را، چون خداى تعالى خيرى است كه شرى با آن نيست، آرى\"و الله خير\"
و نيز اولياى خدا با دلهاى مالامال از خير و سلام خود با احدى روبرو نمىشوند مگر بخير و سلام.بله، مگر آنكه طرف مقابل كسى باشد كه خير و سلام را مبدل به شر و ضرر سازد، كه در اين صورت اولياى خدا نيز با شر، با آنان برخورد مىكنند.همانطورى كه قرآن كريم، شفاء قلوب است براى كسانى كه خواهان شفاء از آن باشند و ليكن براى ظالمين ثمرهاى جز بيشتر شدن گمراهى ندارد.
و نيز اولياى خدا و دارندگان چنين قلبى طاهر به هيچ چيز و هيچ حادثهاى بر نمىخورند مگر آنكه آن را نعمتى از نعمتهاى خدا يافته، با ديد نعمت به آن مىنگرند، نعمتى كه از صفات جمال خدا و معانى كمال او حكايت دارد و عظمت و جلال او را بيان مىكند، در نتيجه اگر چيزى را توصيف مىكنند بدان جهت است كه آن را يكى از نعمتهاى خدا مىبينند، و جمال خدا در اسماء و صفاتش را در آن چيز مشاهده مىكنند، و در هيچ چيز از پروردگار خود غافل و دستخوش فراموشى نمىشوند قهرا اين توصيفشان از آن چيز توصيف پروردگارشان است، به افعال و صفات جميل و در نتيجه ثنائى است از آنان بر خدا و حمدى است از ايشان براى خدا، چون حمد چيزى جز ثناء به فعل اختيارى جميل نمىباشد.
اين است وضع اولياى خداى تعالى مادام كه در دنيايند، يعنى در دار عمل قرار دارند، و در امروزشان براى فردايشان جد و جهد دارند، و اما بعد از آنكه از اين خانه خارج شده، به لقاء پروردگارشان رسيدند و خداى تعالى وعدههائى كه به آنان داده بود بطور كامل به آنان داده، و در رحمت و در دار كرامت خود جايشان داد، و در آن هنگام نورشان را تمام مىكند همان نورى را كه در دنيا فقط به آنان داده بود، و قرآن كريم وضع آن روز آنان را چنين حكايت مىكند:
\"نورهم يسعى بين ايديهم و بايمانهم يقولون ربنا اتمم لنا نورنا\".
در اين جا است كه خداى تعالى شرابى طهور به آنان مىچشاند و با آن، سريره و باطنشان را از هر شرك آشكار و پنهانى پاك مىكند، و در نور علم و يقين غرقشان مىسازد، و از اقيانوس دلشان چشمههاى حكمت بر زبانهايشان جارى مىكند، در نتيجه نخست خداى تعالى را تسبيح و تنزيه نموده، سپس به رفقايشان كه همان انبياء و صديقين و شهداء و صالحيناند سلام مىكنند، آنگاه خدا را با رساترين وجه و به بهترين بيان حمد و تسبيح و ثنا مىگويند.
پىنوشتها:
1. كتاب: ترجمه الميزان، ج 10، ص 19
2. بيشتر مردم به خدا ايمان نمىآورند، مگر آنكه در عين حال مشركند.\"سوره يوسف، آية 106\"
3. \"سوره طه، آيه 73\".
4. نورشان در پيشاپيش آنان و در سمت راستشان در حركت است، مىگويند: پروردگارا نور ما را براى ما به حد كمال و تمام برسان.\"سوره تحريم، آيه 8\"
English