
پايان عمر كافر و مؤمن
اما جمله دوم؛ اين جمله در «صحيفه سجاديه» از وجود مبارك امام زين العابدين عليه السلام است:
«عَمِّرنِى ما كان عُمُرى بِذلَةً فِى طاعَتِك» خدايا! به من عمر بده، مرا نگاه دار تا بمانم. تا چه وقت؟ تا زمانى كه لباس بندگىِ تو در تن من است. بمانم كه بنده باشم، چون اگر كسى بماند و بنده نباشد، تمام عمرش دارد خسارت مىدهد. تا به جايى مىرسد كه در روز قيامت فريادش بلند مىشود: «يَقُولُ الْكَافِرُ يلَيْتَنِى كُنتُ تُرَ بَا»
اين آخرين آيه سوره مباركه نبأ است. اى كاش خاك بودم و خدا اصلًا مرا به وجود نمىآورد؛ يعنى از تمام عمر خيش پشيمان، رنجيده، ناراحت و متنفر است. اما شما در قيامت چه مىگوييد؟ شما خود، محصولات عمر، پرونده و جايگاه خود را كه مىبينيد، در نهايت حرف شما اين است كه از عمق دل فرياد مىزنيد: «وَ ءَاخِرُ دَعْوَيهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ الْعلَمِينَ» خدا را شكر كه ما را خلق كرد و به ما عمر و دين داد كه ما در دنيا بنده او بوديم. خدا را شكر كه ما را زنده كرد و به قيامت آورد و وارد بهشت كرد. خدا را شكر كه چه رفقايى در اينجا به ما داده است: «وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِم مّنَ النَّبِيّينَ وَالصّدّيقِينَ وَالشُّهَدَآءِ وَالصلِحِينَ وَحَسُنَ أُوْلئِكَ رَفِيقًا» وقتى خبر مرگ عبدالله بن ابى يعفور را به امام صادق عليه السلام دادند، ايشان بلند بلند گريه كردند و براى ايشان فرمودند: عبدالله به جهان آخرت رفت، خدا به او خانهاى داد كه شمال و شرق و جنوب و غربش اين چنين است؛ ديوارهاى آن وصل به ديوار خانه پيغمبر صلى الله عليه و آله، اميرالمؤمنين عليه السلام، حضرت مجتبى عليه السلام و ابى عبدالله الحسين عليه السلام است. شما اگر چنين زندگى را در قيامت ببينيد، «الحمدلله رب العالمين» نمىگوييد؟ اما آن كسى كه عمرى ناسپاسى كرده است، مىگويد: اى كاش آفريده نمىشدم، اما شما مىگوييد چقدر عالى است «الحمد لله» كه ما را آفريد.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته