عبرتگيرى از تاريخ گذشتگان
ابوحيان جمله بسيار جالبى درباره تاريخ دارد كه در نصايحش آمده است و اين جمله را زياد تكرار كرده است كه تاريخ را حتماً مطالعه كنيد، زيرا مطالعه آن، عقل جديدى به انسان مىدهد و انسان با آن عقل جديد، زندگى جديدى را پيدا مىكند. يعنى وقتى انسان به نكات مثبت و منفى تاريخ حيات انسانها دل بدهد، ارزش انسانهاى زيادى را در خود جمع مىكند و گاهى به تنهايى مانند هزار نفر مىشود. نكات منفى زندگى ديگران را از خود دفع مىكند و منبع پاكىها، درستىها و كمالات مىشود. پروردگار عالم در قرآن كريم، حضرت ابراهيم عليه السلام را به عنوان يك امت نشان داده است:«إِنَّ إِبْرَ هِيمَ كَانَ أُمَّةً» چرا؟ زيرا او از تجربههاى خوب گذشتگان بهره بردارى خوبى كرد و نكات منفى آن انسانها را از خود دفع كرد. ايشان به خاطر آشنايى با هزاران نفر در زمينه نكات با ارزش و يا منفى زندگى آنان، به تنهايى به يك امت تبديل شد. به خاطر اهميت، عظمت، درس دهى تاريخ و تربيت گرى تاريخ، پروردگار عالم بخشى از آيات قرآن را به بيان تاريخ ملتهاى گذشته اختصاص داده است. سورهاى از قرآن را تمام و كامل به صورت تاريخ، بر پيغمبر عظيم الشأن اسلام صلى الله عليه و آله نازل كرد و از اين داستان نيز به «أحسن القصص» تعبير كرده است؛ يعنى اين تاريخ و داستان واقعى، نيكوترين داستانى است كه در عالم اتفاق افتاده است؛ چون ما هيچ داستانى را بهتر و پرنكتهتر از اين داستان نداريم. در اين داستان، طرفهاى مختلفى را مىبينيم كه يك طرف در اوج ارزشها است و طرف ديگر در حضيض پستىها. و علت آن نيز بيان مىشود كه چرا يك طرف در اوج ارزشها قرار دارد، و طرف ديگر در اوج بىارزشى و در پايان اين داستان، پروردگار عالم مىفرمايد: اين داستان غذاى مغز خردمندان است.يعنى عاقلان بايد با توان خرد و عقل خود از اين داستان استفاده بكنند، تا گرفتار پستى افرادى همچون افراد اين داستان نگردند و از مكر ايشان در امان بمانند و از ارزشهاى ارزش دارانى كه در اين داستان هستند، بهرهمند شوند:«لَقَدْ كَانَ فِى قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِاُوْلِى الْأَلْببِ» خيلى عجيب است، مىفرمايد: من اين داستان را كه زيباترين داستان اتفاق افتاده در عالم است، به عنوان غذاى مغز خردمندان قرار دادم. يعنى اين داستان به عقل، خرد، مغز، بصيرت، ايمان، تقوا و انسانيت شما كمك مىدهد.
English