خطبه بىنقطه
جمعيت نشسته بودند، آن هم جمعيت باسواد عرب. جمعيت گوينده به همديگر مىگفتند: ما هر چه حرف مىزنيم، تمامش نقطه دار است، ما نمىتوانيم گفتار بىنقطه به هم بگوييم. مگر اين كه كلمات معنادار بىنقطه را از كتابها جمع كنيم و به هم كمك بدهيم، كنار هم بچينيم تا يك خط جمله بىنقطه درست كنيم كه معنا بدهد. در اين هنگام اميرالمؤمنين عليه السلام بالاى سر اين جمعيت رسيد و فرمود: درباره چه بحث مىكنيد؟ گفتند: درباره سخن گفتنِ بىنقطه كه امكان ندارد. حضرت همانجا يك ساعت سخنرانى درباره خدا، قيامت، انسان و اخلاق كردند كه هيچ يك از كلمات آن نقطه نداشت. اما همين اميرالمؤمنين عليه السلام نيز قدرت ساختن يك آيه را نداشت.
اين آياتى كه: «إِنَّ جَهَنَّمَ كَانَتْ مِرْصَادًا* لّلطغِينَ مَابًا* لبِثِينَ فِيهَآ أَحْقَابًا* لَّا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْدًا وَ لَاشَرَابًا* إِلَّا حَمِيًما وَ غَسَّاقًا»
پيغمبر صلى الله عليه و آله و تمام ائمه عليهم السلام به اين آيات كه مىرسيدند، مانند مادر داغديده گريه مىكردند. تا اين حد اين آيات در آنها اثر مىگذاشت.
خطر بزرگ زنان هرزه
حضرت يوسف عليه السلام در برابر چه گرگ خطرناكى مقاومت كرد و چه ايمان، معرفت و اخلاق قويى داشت؟ همه شما حضرت داود عليه السلام را مىشناسيد، چند بار خداوند نام او را در قرآن ذكر كرده است. در اولين سورهاى كه نام ايشان آمده، سوره بقره است. با اين كه پيغمبر اولوالعزم نبود، خداوند متعال به او كتاب زبور را داد. خدا در اين كتاب خبر ظهور امام دوازدهم عليه السلام را داده است: «وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فِى الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِىَ الصلِحُونَ» سليمان، پسر حضرت داود عليه السلام نيز پيغمبر شد. روزى او را صدا كرده، فرمود: «يا بُنَىَّ امشِ خَلْفَ الاسَدِ وَ الاسود و لاتمشِ خَلْفَ المرأة» پسرم! به دنبال شير درنده و مار كبرايى كه رنگش مانند قير سياه است برو، اما به دنبال زن نامحرم نرو. كدام زن؟ زنى كه درندهتر از شير است و ارتباط با او براى دين و اخلاق و مملكت، زهرى خطرناكتر از مار كبرا دارد.
English