عرشيان فرش نشين، و عاشقان با معرفت
اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايد: «1» با بدن خاكى خود در دنيا زندگى مىكنند، ولى روح آنان در محلّ اعلا و در كنار خداست و از آنجا دارند به بدن فرمان مىدهند كه براى عبادت- به معناى جامع- اين مقدار بخور، براى رفع خستگى و ايجاد نشاط در عبادت، اين مقدار بخواب، براى هدايت كردن مردم، اين مقدار بگو، براى سبك زيستن، اين مقدار نگو. اين كارِ عشق است.
وقتى روح به چنين نقطهاى مىرسد، تنها منظرگاه او براى تماشا، جلوه معشوق است و از غير او رويگردان شده است. اين مسأله به هيچ عنوان جايى براى عيوب نمىگذارد. اين اشخاص وقتى با دشمنترين دشمنان روبهرو مىشوند، تمام برخوردهاى آنان بىعيب است.
در آخرين درگيريى كه حضرت يوسف عليه السلام با زليخا پيدا مىكند، در حالى كه خطر صد در صد بوده است، ولى پروردگار مىفرمايد:
«لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ» «1»
او در جايگاه تماشاى «برهان رب» بود، لذا در درگيرى با زليخا، بدون كوچكترين اشتباه، لغزش و عيب مقابله كرد؛ يعنى هيچ زمينهاى براى اثبات ذرهاى تهمت براى حضرت يوسف عليه السلام پيدا نشد به خاطر اين كه در جايگاه «برهان رب» بود.
(1)- نهج البلاغة: خطبه 184 (خطبه همام)؛ «فَالْمُتَّقُونَ فِيهَا هُمْ أَهْلُ الْفَضَائِلِ مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ وَ مَلْبَسُهُمُ الِاقْتِصَادُ وَ مَشْيُهُمُ التَّوَاضُعُ غَضُّوا أَبْصَارَهُمْ عَمَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النَّافِعِ لَهُمْ نُزِّلَتْ أَنْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فِي الْبَلَاءِ كَالَّتِي نُزِّلَتْ فِي الرَّخَاءِ وَ لَوْ لَاالْأَجَلُ الَّذِي كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِي أَجْسَادِهِمْ طَرْفَةَ عَيْنٍ شَوْقاً إِلَى الثَّوَابِ وَ خَوْفاً مِنَ الْعِقَابِ عَظُمَ الْخَالِقُ فِي أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِي أَعْيُنِهِمْ فَهُمْ وَ الْجَنَّةُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا.»
غرر الحكم: 304، حديث 6962؛ «الجاهل عبد شهوته.»
غرر الحكم: 75، حديث 1177؛ «الجاهل من انخدع لهواه و غروره.»
غرر الحكم: 73، حديث 1097؛ «الجهل فساد كل أمر.»
English