ارزش زنبور عسل در ارتباط با خدا
خدا در قرآن فرق زنبور عسل با زنبورهاى ديگر را بيان مىكند. وجود اين زنبورهاى عسل ساز به وحى وصل است و همين مقدار اتصال از اين حيوان كوچك باعث شده كه گياهان خورده شده به عسل تبديل شود:
«وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً»
من به زنبور وحى كردم كه در كوهها براى خود منزل و لانه بگيرد. سرچشمه وحى در اينجا ربوبيت پروردگار است؛ يعنى جنبه تربيتى پروردگار:
«وَ مِنَ الشَّجَرِ»
و روى درختها براى خود لانه بسازد:
«وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ»
و روى داربست باغها لانه بساز. براى اين كه اول بايد مخزن باشد، تا عسل ذخيره شود، اگر لانه نسازد، وقتى هر جا نشست، ذره از عسلها را مىريزد و ديگر عسل به دست كسى نمىرسد، لذا اول مىگويد: مخزن درست كن.
زنبور شناسانِ جهان مىگويند:
زنبورها با آن مغز كوچك خود كه از ارزن كوچكتر است، چهارصد و شصت رشته علم را به كار مىگيرند تا كار ساختن مخزن، لانه و عسل را انجام دهند. اين فقط كار وحى و اتصال به خدا است.
اگر پروردگار عالم با آن زنبورهاى زرد بزرگ رابطه وحى را برقرار مىكرد، آنها نيز همين كار را مىكردند، اما خدا در عالم تكوين فقط با يك نوع زنبور اين رابطه را برقرار كرده است.
«ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ»
بعد از خانه ساختن، از همه محصولات درختان بخور، كه چه كند؟
«فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا»
با تواضع، فروتنى و خاكسازى راه خدا را طى كن و بعد از وحى و طى جاده خدا، جادهاى كه براى او كشيده است:
«يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ»
آشاميدنيى از شكم او بيرون مىآيد كه:
«مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ فِيهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ»
اين آشاميدنى در هر رنگى كه باشد، براى تمام انسانها است. به بيماران مبتلا به مرض قند مىگويند: شيرنى نخور، ولى يك قاشق عسل بخور، براى مريضى تو خوب است. اين نتيجه وحى و طى كردن راه خداست.
English